کد خبر: ۱۰۸۴۶۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۰ - ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - 2016May 16
شفا آنلاین>اجتماعی>معیارهای بلند پروازانه و انزوا نیز دو فاکتور و مولفه اساسی است که افراد را از ازدواج می هراساند و آنها را به سوی زندگی مجردی سوق می دهد.
به گزارش شفا آنلاین،رسم بر این ست که والدین تسهیل کننده ازدواج فرزندانشان باشند، اما گاهی ناخواسته به مانع آن تبدیل می شوند. ریشه این ماجرا به نوع رابطه ای که فرزند در زمان کودکی از آن ها شاهد بوده برمی گردد. 

به عبارت دیگر اگر آنچه که کودک از رابطه پدر و مادر می بیند، دوستی و تفاهم باشد یک تاثیر بر تمایل او به ازدواج می گذارد و اگر شاهد خصومت ورزی های آن ها باشد یک تاثیر دیگر.

مجردهایی که معتقدند «ازدواج مساوی با بدبختی است» و یا «نمی توانند از این دوران طلایی (مجردی) دل بکنند»، شاید با چنین تجربه هایی مواجه بوده اند.

دکتر ابراهیم اندرخورا جامعه شناس  و مدرس دانشگاه در خصوص انگیزه اصلی که باعث می شود افراد مجردی را با دوران تاهل ترجیح دهند گفت: ترس های ناخودآگاه ممکن است در دوران کودکی ایجاد شود و هم در طی دوره های بعدی زندگی. برخی افراد در ارتباطات با جنس مخالف خود دچار ترس از صمیمیت می شوند و همین امر باعث می شود زمانی که باید برای زندگی مشترک تصمیم گیری کنند ترس از انتخاب همسر داشته باشند.


دکتر اندرخورا در ادامه بیان کرد:کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس نیز دو فاکتور دیگری است که باعث می شود افراد از ازدواج هراس داشته باشند.کمبود عزت نفس، افکار و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار داده و به کاهش شانس ازدواج کمک زیادی می کند.در این وضعیت افراد رفتاری که از خود نشان می دهند، شامل بستن راه های ارتباطی با افراد جدید، منفی بافی، رضایت به ازدواج با فردی که از استانداردهای مورد نیاز برای ازدواج فاصله دارد.

به گفته این جامعه شناس خطاهای فکری و افکاری که شامل «همه یا هیچ» می شود نیز ترس از ازدواج را تشدید می دهد وی ادامه داد:در شرایطی که افراد به خطاهای فکری مبتلا می شوند به «حدس زدن افکار دیگران» می پردازند و «خیلی کلی یا خیلی جزئی به دیگران نگاه می کنند» اینها از جمله خطاهای فکری هستند که احتمال مجرد ماندن را افزایش می دهد. 

این مدرس دانشگاه افزود: ترس از دست دادن منطقه امن نیز باعث مجرد ماندن افراد می شود و آنها را از تشکیل خانواده و زندگی مشترک دور می کند.همه افراد برای خودشان منطقه امنی دارند چون همه به احساس کنترل بر زندگی نیاز دارند. وقتی در روابط مان تجربه تلخی پیدا می کنیم، مرزی روانی،عاطفی را برای این جنبه از روابط مان تعیین کرده و در آن بدون اضطراب زندگی می کنیم. گاهی هم تحت عنوان عادت کردن به زندگی به یک رویه مشخص به این منطقه پناه می بریم. در این شرایط به سادگی راضی به از دست دادن امنیت ساختگی مان نمی شویم.

این جامعه شناس در ادامه بیان کرد: معیارهای بلند پروازانه و انزوا نیز دو فاکتور و مولفه اساسی است که افراد را از ازدواج می هراساند و آنها را به سوی زندگی مجردی سوق می دهد.

*راهکارهای حل موانع
دکتر اندرخورا با اشاره به راهکارهای لازم در خصوص حل بحران ازدواج گفت: بالا و پایین های زندگی زخم هایی را بر روان افراد برجا می گذارد. بعضی زخم ها مثل یک خراش می مانند و با گذر زمان خود به خود خوب می شوند اما بعضی آن قدر عمیق اند که ممکن است عفونی شوند.

راه پیشگیری از این وضعیت توجه کردن آگاهانه به «خود» است. یعنی فکر کردن به اتفاقات گذشته و تاثیرات آن ها بر خود و نترسیدن از مواجه شدن با ترس ها و گره های روانی.به چالش کشیدن صدای منتقد درونی نیز کمک می کند عزت نفس و اعتماد به نفس افراد بهبود پیدا کند. در نتیجه شبکه ارتباطاتی گسترده تر می شود.آستان
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: