کد خبر: ۶۲۰۰۴
تاریخ انتشار: ۰۲:۱۵ - ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ - 2015May 15
شفاآنلاین _اجتماعی>آسیب اجتماعی>تصادف پورشه زردرنگ در خیابان شریعتی تهران، بهانه ای شد که برخی پدیده های تازه که تاکنون در لایه های جامعه ایران پنهان مانده بود به یک بحث عمومی تبدیل شود. واکنش های خشم آلود اقشار مختلف مردم به این طبقه نوظهور پورشه سواران نشان از یک خطر در زیر پوست جامعه ایران دارد.

به گزارش شفاآنلاین ،در این میان علی اصغر سعیدی جامعه شناس و استاد دانشگاه به ابعاد مختلف این پدیده ی جدید می پردازد. وی بر این نظر است که به دلیل جا به جایی سریع طبقاتی در ایران ما هیچ گاه یک طبقه ثروتمند اصیل و ریشه دار نداشته ایم. او در کنار این مووضع شکاف های عظیم طبقاتی را خطری جدی برای آینده ایران می بیند.

 در چند وقت اخیر ظهور یک قشر و طبقه نوکیسه که مظهر آن پورشه سواری است در افکار عمومی بسیار مورد بحث قرار گرفته است. بسیاری از ظهور یک طبقه نوکیسه سخن می گویند. برای شروع بحث می خواهم از شما بپرسم آیا قائل به ظهور یک طبقه نوکیسه در ایران هستید که نماد آن همین مصرف تجملی کالاهایی همچون ماشین های لوکس و گران قیمت مثل پورشه است؟ به نظر شما این پدیده نشان دهنده چه شکاف اجتماعی است؟

برای بررسی این پدیده در همین ابتدا باید تاکید کنیم که این روزها مصرف تجملی کالایی همچون خودروهای لوکس و در این جا مشخصا پورشه تبدیل به یک شاخص برای ابراز تمایز طبقاتی شده است. درواقع یک طبقه نوظهور برای این که خودش را متمایز نشان بدهد و برای این که ثروت و تجمل خود را به نمایش بگذارد از خودروهای لوکس استفاده می کند. درواقع این جا خودرو لوکس تبدیل به یک ابزار برای بروز و ظهور تمایز طبقاتی این نوکیسه ها شده است. معمولا خودروی یک کالای ویژه است. از زمانی که خودرو در زندگی بشر بروز پیدا کرد همواره خودروی لوکس سوار شدن بهانه ای بوده است برای به نمایش گذاشتن خود.

کلا خودروی شخصی به نوعی حق انتخاب و آزادی به شهروندان می دهد. قدرت تحرک پذیری آنان را بالا می برد. در نتیجه داشتن خودرو یک امتیاز ویژه است. اما در این جا ما با بحث دیگری روبرو هستیم این که خودروهای بسیار لوکس و میلیاردی را همگان نمی توانند بخرند. تنها یک قشر معدودی از افراد می توانند این را بخرند. در نتیجه این امر نشان از شکاف طبقاتی بالا در ایران دارد. خصوصا با توجه به این که در ایران با این اوضاع اقتصادی بسیاری بر این اعتقاد هستند که وقتی ثروتی در جامعه درست توزیع نشده است یک عده با رانت و روش های غیرقانونی به ثروت های بادآورده رسیده اند و طبقه نوکیسه و نوظهوری را تشکیل داده اند. همین طبقه نوظهور این مدل مصرف تجملی را هم دامن می زنند که در بلندمدت به آسیب های اجتماعی جبران ناپذیری منجر خواهدشد.

 شما از طبقه نوظهوری که این مدل مصرف تجملی را باب کرده است سخن می گویید. درواقع پورشه سواران را نوکیسگانی می نامید که در بستر یک اقتصاد ناکارآمد بیرون آمده اند. از نظر شما دلیل ظهور این طبقه تازه چیست؟ ریشه های تاریخی- اقتصادی آن را در چه چیزی باید جستجو کرد؟

نکته اصلی در این جا این است که ما در ایران در چند دهه اخیر شاهد یک حرکت طبقاتی بسیار سریع بوده ایم. یک جا به جایی طبقاتی سریع شکل گرفته است که نتیجه اش بروز و ظهور طبقه ای تازه و بدون ریشه شده است. ما در ابتدای انقلاب موج اول را داشتیم. طبقه حاکم قبلی همراه با بخش بزرگی از طبقات ثروتمند از قدرت کنار رفتند و عده ای از پایین همراه با حاکمیت جدید به طبقه بالا رفتند. اما موج اصلی را بعد از پایان جنگ و سیاست های تعدیل اقتصادی منجر به شکاف های عظیم طبقاتی شد.

بسیاری از اقشار مردم دچار مشکلات اقتصادی شدند اما یک بخش کوچکی ناگهان به ثروت های بزرگ رسیدند. اما ریشه موج سوم و اصلی که دلیل پدیدآمدن این طبقه نوظهور است را باید در دوران احمدی نژاد جستجو کرد. در زمان دولت احمدی نژاد ما شاهد ظهور یک طبقه نوکیسه بودیم که ناگهان ثروت های بادآورده ی بسیاری نصیبش شد. این طبقه نوظهور نیز که هیچ سنت و ریشه ای نداشت برای این که خودش را بیشتر نشان دهد راهی بهتر از مصرف تجملی و مصرف کالاهای لوکس پیدا نکرد.

درواقع برای این طبقه نوظهور مصرف نوعی خودنمایی و نمایش بود. بهترین کالایی هم که در این نمایش روزمره در شهر خودنمایی می کند همین خودروهای لوکس است. برای همین شاهد بودیم که در دوران احمدی نژاد ناگهان سروکله ی خودروهای لوکس عجیب و غریب در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ما پیدا شد. تا جایی که به جرات می توان گفت حتی این تعداد خودروی لوکس را در شهرهای بزرگ اروپایی و آمریکایی نیز نمی توان دید. این امر برای این بود که این طبقه نوظهور به وسیله مصرف می خواست برای خودش هویت یابی کند و تمایز خودش را از دیگر طبقات اجتماعی به شکل عریانی نشان دهد.

 در این جا خود خودروی شخصی یک پدیده مهم است. در جامعه مدرن همواره مسئله داشتن خودروی شخصی مورد علاقه مردم بوده است. برای همین شاید یکی از دلایل حساسیت روی این مسئله پورشه سواری این موضوع است. در جهان هم تجربیات این چنینی داریم. در خود تاریخ ایران هم داریم. از این منظر شما چه تحلیل جامعه شناسانه ای دارید؟

پیشتر هم اشاره کردم که خودرو به انسان مدرن حق انتخاب و آزادی بیشتری می دهد. خصوصا الان که مسئله حرکت و جا به جایی و سفر برای انسان ها خیلی اهمیت پیدا کرده است، خودرو می تواند آزادی عمل یک خانواده را بیشتر کند. برای همین اولین بار این بحث در زمان فوردیسم در آمریکا به وجود آمد. این ایده در این زمان این بود که برای اکثر اقشار مردم برای طبقه متوسط و حتی اقشار پایین تر خودروهایی ساخته شود که بتوانند با قیمت ارزان از آن استفاده کنند. بعد از فوردیسم ما شرکت جنرال موتورز را داریم که خودروهایی در اشکال و مدل های مختلف و رنگ های مختلف ارائه داد که حق انتخاب به مردم بدهد.

اما نکته ی مهم این بود که این خودروها چنان قیمتی داشتند که اکثر اقشار مردم می توانستند یک روزی آن را تهیه کنند. اما وقتی شما شاهد آن هستید که یک خودروی لوکس برای مصرف تجملی با قیمت نجومی وارد بازار می شود این فقط برای یک قشر بسیار خاص است و در نتیجه در دیگر اقشار مردم حس فقر مضاعف و احساس تبعیض به وجود می آورد. در خود ایران ما تجربه پیکان را داریم.

در آن زمان تلاش بر این بود که شهروند معمولی ایرانی بتواند یک خودروی پیکان داشته باشد حتی زمانی که این خودرو گران شد شرکت سیتروئن خودروی ارزان قیمت ژیان را وارد بازار کرد. این ها همه با حساب و کتاب بوده است برای این بوده که مردم احساس تبعیض نکنند. احساس نکنند از حقی محروم هستند. اما وقتی ناگهان خودروهای لوکس در یک جامعه به شکلی بی حساب و کتابی پیدا می شوند قطعا احساس تبعیض ناشی از آن در جامعه بالا می رود و شاهد واکنش های منفی به آن هستیم.

 این مسئله نمایش مصرف تجملی که شما به آن اشاره کردید، قطعا تبعات اجتماعی خواهدداشت. در همین مورد اخیر واکنش هایی که به مرگ این جوانان پورشه سوار شد را می توان یکی از تبعات آن دید. به نظر شما این خشم و نفرتی که اکثر اقشار دیگر نسبت به این طبقه نوظهور دارند از کجا نشات می گیرد؟ دلیل آن چیست و البته در بلندمدت چه تبعاتی می تواند برای جامعه داشته باشد؟

وقتی شکاف طبقاتی بسیار شدید می شود، واکنش های خشمگینانه و احساسی هم طبیعی است. وقتی یک جوان می بیند که در شرایط سخت اقتصادی است اما در مقابل یک عده معدودی با خودروهای آن چنانی در خیابان های شهر رژه می روند طبیعتا حالت خشم پیدا می کند و این خشم خود را بروز می دهد. این ها همه نشانه هایی است که باید به آن بسیار توجه کرد. همبستگی اجتماعی جامعه ما در خطر است.

به نظرم باید شاخک های خودمان را تیز کنیم که ببینیم این مشکلات از کجا نشات می گیرد. اما در مورد این که این واکنش ها را چگونه باید بررسی کرد ابتدا باید بگویم این امر نیاز به یک پژوهش و تحقیق جامعه شناسانه جدی دارد. اما در این فرصت کوتاه من صرفا نگاه جامعه شناسانه ی خودم را می گویم. وقتی استفاده از این خودروهای لوکس و گران قیمت تبدیل به یک سبک زندگی شده است که در دسترس همگان نیست یعنی حتی نمی شود آن را به مد و مدل زندگی و سبک زندگی شده است که در دسترس همگان نیست یعنی حتی نمی شود آن را به مد و مدل زندگی و سبک زندگی جدید و مدرن تسری داد. یک بخش اعظمی از جامعه از آن محروم است.

حس همبستگی اجتماعی پایین می آید و موجب این جور واکنش ها می شود. شما ببینید که مثلا خودروهای دیگر که امکان خریدش در افق دید اقشار مردم است یا همین موبایل های هوشمند یا کالاهای تجملی همچون تلویزیون های هوشمند و لوازم خانگی لوکس این چنین واکنشی در جامعه بر نمی انگیزد. چون بالاخره اکثر شهروندان در افق دید خود می بینند که اگر مقداری پول بیشتر در بیاورند امکان خرید و مصرف آن ها را دارند اما این جور خودروهای لوکس تنها برای عده بسیار معدودی است که حتی منبع درآمدی آنان در اقتصاد ناشفاف ایران معلوم نیست.

در چنین شرایطی جوانان اقشار فرودست یک احساس فقر مضاعف می کنند. یک احساس سرکوب می کنند. درواقع این جا علاوه بر اختلاف طبقاتی که در همه جای جهان هم وجود دارد ما یک شکاف عظیم مضاعف را نیز شاهد هستیم. در شرایطی که اقتصاد پررونقی نداریم شاهد انباشت ثروت در یک بخش خاص از جامعه هستیم. این جا پدیده ی فقر مضاعف شکل می گیرد که تبعات خطرناکی دارد. 

در مورد این تبعات خطرناکی که می گویید بیشتر توضیح بدهید. یعنی شما علاوه بر شکاف واقعا موجود طبقاتی فکر می کنید این جور مصرف های نمایشی که توسط یک قشر خاص صورت می گیرد می تواند تبعات مشکل زا و خطرناک دیگری هم داشته باشد؟

قطعا این خطر وجود دارد که جامعه به سمت فروپاشی اجتماعی برود. همین الان هم در واکنش هایی که در فضای مجازی و افکار عمومی به این مسئله دیدیم نشانه هایی از این فروپاشی وجود دارد. در کنارش شما به میزان گسترده جرم و جنایت و اعتیاد نگاه کنید. این واکنش های تخریبی بازتاب همین احساس فقر است. یک جوان می بیند که در یک مدت کوتاه یک فرد دیگر ناگهان یک جا به جایی طبقاتی عجیب و غریب کرده است.

از راه های غیرقانونی و رانت و نامشروع ثروت بادآورده به دست آورده است. این جوان یا خودش هم تلاش می کند با جرم و جنایت یک شبه ثروتمند بشود و وارد این کورس مسابقه مصرف تجملی شود یا احساس سرکوب می کند و به خودتخریبی دست می زند و مثلا معتاد می شود. این ها همه تبعاتی است که این جور مصرف های تجملی و نمایش آن به دنبال دارد.

راه حل مقابله با این معضلی که الان این طبقه نوکیسه به وجود آورده است را چه چیزی می بینید؟ دولت، مسئولان و خود جامعه در قبال این پدیده چه وظیفه ای دارند و باید چه کاری بکنند؟


ببینید نکته مهمی که این جا مطرح است این است که همبستگی اجتماعی جامعه ما دارد از هم می پاشد. این رفتارها موجب تعمیق کینه ها و نفرت ها می شود و وضعیت خطرناکی را در آینده به وجود می آورد. در چنین شرایطی وظیفه دولت است که دخالت بکند. البت جنس دخالت نباید قهرآمیز باشد. با بگیر و ببند مشکلی حل نمی شود که هیچ مشکلات بیشتر هم می شود و اصلا مسئله فرافکنی می شود. دولت وظیفه دارد با سیاست گذاری اجتماعی عدالت بیشتری در توزیع امکانات و ثروت ایجاد بکند.

باید دوباره به توزیع درآمدها فکر کرد و یک سیستم توزیعی عادلانه تر را در نظر گرفت. مثلا همین الان کلی امکانات بهداشتی، آموزشی و گردش اطلاعاتی در دست یک عده معدودی انباشته شده است. از طرف دیگر دولت با این سیستم رایانه ای که می دهد باز هم به این افراد یارانه می دهد. این خودش تعمیق دهنده این شکاف فزاینده است. از طرف دیگر خود جامعه باید مسئولانه تر با این موضوع برخورد کند. خود مردم باید همبستگی بیشتری با هم داشته باشند. براساس فرهنگ و نرم جامعه تلاش کنند اندکی این شرایط فعلی را متعادل تر کنند. به هر صورت این رشد فزاینده اختلاف طبقاتی در میان مدت زنگ خطر جدی برای آینده جامعه ما است.
سیب سبز
 
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: