کد خبر: ۷۶۶۹۵
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۱ - ۱۸ شهريور ۱۳۹۴ - 2015September 09
شفاآنلاین:جامعه>سلامت>یک شب زندگی همراه بیمار در بیمارستان شاید آنقدر اهمیت نداشته باشد اما وقتی بیمارستان از پول من و تو ساخته شده باشد، انتظار داری که خدمات خوبی به تو بدهند!

به گزارش شفا آنلاین : ساعت ۱۸ عصر است که به عنوان همراه بیمار وارد یک بیمارستان تحت پوشش تامین اجتماعی می شویم. در ورودی بیمارستان برخی خانواده های بیماران که از شهرستان آمده اند سرگردان روی چمن های وسط محوطه و نمازخانه نشسته و برخی هم در محلی ۳۰ متری ویژه همراهان بیمار داخل حیاط بساط چای راه انداخته و چشم انتظار ترخیص بیمارشان هستند.

بیمارستان در بالای شهر تهران است. کارگران مشغول کار بودند و مدیر مرکز درمانی تصمیم گرفته بود نمای داخلی و بیرونی بیمارستان را نوسازی کند برای همین انواع مصالح ساختمانی اعم از شن و ماسه و کاشی و سیمان در مسیر عبور تا درب اصلی سد راه همراهان و بیماران بود.

توزیع غذای سرد در ظروف پلاستیکی!

وارد بخش شده و به عنوان همراه بیمار در بخش اورولوژی اتاق ۲ در کنار بیمارمان مستقر می شویم. ساعت ۱۸:۳۰ دقیقه است و خدمه بیمارستان شام را توزیع می کنند. بر اساس برنامه غذایی امشب سبزی پلو با ماهی است. غذا سرد و برنج از نوع هندی در ظروف یکبار مصرف پلاستیکی بدون چاشنی خاصی به بیمار تحویل می شود. برخی بیماران غذاها را در یخچال، برخی میل کرده و تعداد زیادی هم ترجیح می دهند غذا از بیرون تهیه کنند. یکی از بیماران به نیروی خدماتی گفت: من اسهال دارم و نمی توانم این غذا را میل کنم و دیگری هم اعتراض کرد که وی در پاسخ گفت: اینجا رستوران نیست همینی هست یا بخورید یا بریزید دور!

داخل راهروی اصلی رد خون دیده می شود که وقتی دنبال می کنیم یک بیمار در حین قدم زدن خونریزی کرده و از خود رد بر جای گذاشته است که بعد از حدود ۲ ساعت نیروهای خدماتی راهرو را نظافت می کنند.

نحوه انتقال بیمار بعد از عمل

ساعت حدود ۱۹ است و برخی از بیماران در حال استراحت هستند که یک بیمار تازه عمل شده را وارد بخش می کنند. چند پرستار با ۲ همراه بیمار وارد اتاق شده و پرستار از بیمار می خواهد خودش با استفاده از دسته فلزی که بالای تخت است خود را روی تخت قرار دهد! بیمار فریاد می کشد و سایر بیماران بیدار می شوند. یکی از بیماران که همراهی ندارد از همراه بیمار دیگری درخواست می کند تا او را از تخت بلند کند تا کمی قدم بزند. اینجا بیشتر همراهان نقش پرستاران را ایفا می کنند.

برخی مهتابی های نیمه سوز در اتاق ها یا راهرو چشمک می زنند و صدای شیر آب در دستشویی و شستن طی شوی ها به گوش می رسد. در یکی از اتاق ها بیماری در حال تنظیم تلویزیون ۱۴ اینچ رنگی است و سیم آنتن را که به هیچ کجا متصل نیست روی هوا می چرخاند تا یک شبکه درست پیدا کند.

ساعت ۲۱ کمی تردد در فضای بخش ها زیاد می شود. همراهان بیماران بیشتر شده و برخی بیماران جدید هم در بخش بستری شده اند. صدای بلندگوها برای صدا زدن پرستاران آنقدر زیاد است که بیماران را اذیت می کند. آرام آرام لامپ راهروها خاموش می شود اما اتاق بیماران همچنان روشن است.

وقتی همراه یا بیمار گرسنه می شود!

چند نفر از همراهان که قصد خرید شام داشتند می خواستند از بیمارستان خارج شوند که درب اصلی بخش با زنجیر بسته شده بود و گفتند باید از درب اورژانس خارج شوید. داخل بیمارستان یک بوفه است که عصرها تعطیل می شود و همراهان مجبورند برای تهیه غذا یا خوراکی و سایر مایحتاج برای خود یا بیمار از بیمارستان خارج شوند. منطقه ای که بیمارستان در آن واقع است به دلیل موقعیت جغرافیایی امکان دسترسی آسان به غذا یا مایحتاج ارزان نیست و گاهی همراه مجبور است برای خرید مثلا یک پرس غذا ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان هزینه کند!

داخل حیاط همراهان دیگر بیماران که از راه دور آمده اند مجبورند در محل سرباز استراحت کنند که پتو یا اثباب خواب در اختیار آنها نیست اما برخی از آنها با خود رختخواب همراه آورده اند.

نظافت اتاق بیماران ۱۰ شب

ساعت ۲۲ است و نیروهای خدماتی با طی شوی وارد اتاق شده و زیر تخت ها را تمیز می کنند. سرو صدای نظافت برخی از بیماران را از خواب بیدار کرده اما نیروی خدماتی بدون توجه به وضعیت بیماران با صدای بلند با پرستاران یا همکاران خود شوخی می کنند. یکی از بیماران نیاز به تعویض سوند دارد اما پرستار در بخش نیست و مجبور است فریاد بزند تا اتاق کثیف نشود.

در میان سر و صدای بلندگوهای بخش، نظافت چی ها و گاهی صدای ناله بیماران تلفن همراه بیماران و همراهان هم آهنگ بیمار آزاری در بخش را تکمیل می کند. با اینکه ورود خانم ها به بخش مردان ممنوع است اما تا ساعت ۲۳ حضور همراهان و ملاقات کنندگان خانم در بخش مشاهده می شود.

جایی برای خوابیدن همراه بیمار نیست

ساعت ۲۴ و هنوز صدای خنده یا تلفن همراه برخی همراهان بیماران و حتی پرستاران و به خصوص نیروهای خدماتی شیفت شب شنیده می شود. لامپ برخی اتاق ها خاموش است و چند بیمار هم در راهرو قدم می زنند. همراهانی که خسته شده و قصد استراحت دارند جایی برای خوابیدن آنها نیست و مجبورند روی صندلی نشسته بخوابند. برخی هم با پهن کردم ملحفه روی زمین آلوده خوابیده اند.

ساعت ۲ بامداد است و یکی از نیروهای خدماتی در حال شستشوی طی با صدای بلند آواز می خواند و برخی بیماران بیدار شدند. بالش بیماران از جنس فوم بوده برای همین هنگار خوابیدن عرق می کنند و نمی توانند به درستی استراحت کنند.

وضعیت بیماران در بسیاری از بیمارستان ها اینگونه است و می توان تنها با یک شب خوابیدن در کنار بیمار آن را تجربه کرد.

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: