کد خبر: ۲۷۰۹۴۱
تاریخ انتشار: ۲۰:۱۷ - ۲۰ دی ۱۳۹۹ - 2021January 09
شیوع کرونا این موضوع را به ما یادآوری کرد که هر انسانی در بستذی بیماری فارغ از اینکه در گذشته چه اعتقادی داشته، نیازمند آرامش معنوی است.
شفاآنلاین>سلامت>دبیر کارگروه سلامت معنوی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) معتقد است وزارت بهداشت طی سال‌های اخیر موضوع سلامت معنوی را از یاد برده و با توجه به اثرات مثبت معنویت در امید به زندگی بیماران باید توجه بیش‌تری به این مقوله داشته باشیم.
به گزارش شفاآنلاین:هنوز چند هفته از اوج گیری بیماری کرونا در کشور نمی‌گذرد، وضعیتی که باعث شد ظرفیت بیمارستان‌ها تکمیل شود و بسیاری از بیماران دچار ترس، دلهره و استیصال شوند، در آن روزها بسیاری از بیماران دست به دعا برداشتند و بسیاری از خانواده‌ها نیز جای خالی یک تکیه گاه و یک منبع قدرت برای جنگیدن با این ویروس هزار چهره را احساس کردند. شیوع کرونا این موضوع را به ما یادآوری کرد که هر انسانی در بستذی بیماری فارغ از اینکه در گذشته چه اعتقادی داشته، نیازمند آرامش معنوی است. اما این موضوع تا چه اندازه در بیمارستان‌های ما مورد توجه مسئولان، پزشکان و مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است؟ و وزارت بهداشت تا چه اندازه از ظرفیت معنوی برای افزایش روحیه بیماران استفاده کرده است؟ برای بررسی این موضوع و تاثیر معنویت بر سلامت بیماران با دکتر مینو اسدزندی دبیر کارگروه سلامت معنوی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، عضو هیأت علمی دانشگاه و نظریه پرداز در حوزه سلامت معنوی گفت‌وگو کردیم، که در ادامه مشروح این پرسش و پاسخ را می‌خوانید:

*خانم دکتر به عنوان اولین سوال، سلامت معنوی به چه معناست؟ اثر معنویت بر سلامت انسان‌ها چگونه است؟

اسدزندی: موضوع سلامت معنوی در دنیا 36 سال است که مطرح شده و راسل و اوستون دو نفری بودند که این موضوع را برای اولین بار مطرح کردند و سپس این مفهوم وارد بررسی های دقیق تر شد و سایر صاحبنظران متوجه شدند معنویت یعنی چیزی ماورای دنیای مادی، که در ما در اسلام از آن به عنوان ملکوت عالم هستی یاد می کنیم. بنابراین توجه به این بعد زندگی مورد توجه قرار گرفت زیرا دیده شد که بیمارانی که از ادیان و معنویت های مختلف تبعیت می کنند وقتی برایشان مشکلات و بیماری پیش می آید، سیر بهبودی در آن ها سریع تر است و به عبارت دیگر پیش آگهی بیماری در آن ها نسبت به به افراد دیگر بهتر است و این مسأله مورد توجه قرار گرفت که چه چیز سوای قوانین فیزیک شیمی و غیره که بر بدن انسان ها حکومت دارد، باعث شده این افراد ویژگی های خاص تری داشته باشند، بهبودی سریعتری پیدا کنند و پاسخشان به درمان بهتر باشد.

*آیا در کشورهای غربی در این زمینه بررسی صورت گرفته است؟

اسدزندی: بله در کشورهای غربی بررسی انجام دادند و دیدند که بیمارانی به کلیسا می روند، بیمارانی که برایشان دعا می شود و یا بیماری که خودش دعا می کند یا بیماری که از نظر خلقی ویژگی خاصی دارد نسبت به درمان بهتر جواب می دهند بنابراین متوجه شدند که یک مسأله ای باید سوای موضوع عالم محسوس جود داشته باشد. البته در زمان باستان هم این باورها وجود داشته و بعد از نهضت رنسانس، دین زدایی پیش آمد و موضوع دین و معنویت را از طب و سلامت جدا کرد اما بعدا به تدریج نظریه ها هم در دیدگاه روانشناسی و روانپزشکی یعنی هم سلامت روانی و هم سلامت جسمی، بشریت را به سمت موضوع سلامت معنوی برگرداند.



*سلامت معنوی در سازمان جهانی بهداشت نیز مورد توجه قرار گرفته است؟

اسدزندی: بله سلامت معنوی به مرور بحث سلامت معنوی جزء تعریف سازمان بهداشت جهانی وارد شد و کشورها براساس فرهنگ و اعتقادات و باورهای مردم خود آن را تعریف و خدمات ارائه می دهند. 

در خصوص تأثیر روزه داری بر سلامت در دین یهود بیشتر از کشور ما مقاله وجود دارد  یا مثلا در مسیحیت کاتولیک اعتراف به گناه دارند و ابزارهای سنجش دینداری را تعیین کردند تا ببیند در افراد بیمار پیش آگهی ها به چه صورت است.

*شما به عنوان یکی از محققان برجسته این حوزه تحقیقی روی بیماران کشور انجام داده‌اید که اثر سلامت معنوی بر سلامت بیماران را بررسی کنید؟

اسدزندی: ما روی دو سری از خانواده هایی که کودک سرطانی داشتند در تهران کار کردیم. والدینی که کودکان سرطانی دارند بسیار رنج می برند و فشار مراقبتی ، استرس آن ها زیاد است و ممکن است سلامت عمومی خانواده به خطر بیفتد و مشاهده شده که بیمارانی که معنویت بیشتری دارند راحتتر درمان می‌شوند. وقتی کسی دچار بیماری می شود برای جستجوی چرایی برخی از بیماری ها علم پزشکی می تواند تا حدی جوابگو باشد مثلا در مورد کووید 19 می گویند ویروس عامل است و سایر بیماری ها هم همینطور.

در مورد بیماری های روان تنی گفته می شود که حالات روانی ما روی کارکرد جسم ما اثر می گذارد و باعث می شود سیستم عصبی ما، کارکرد غدد درون ریز  و سیستم ایمنی تغییر می کند. مثلا می گویند دیابت یک بیماری با زمینه های استرسی است و اگر فردی زمینه این بیماری را داشته باشد و استرس های زندگی اش زیاد باشد ، افزایش فشار خون و قند خون پیدا می کند. برخی بیماری ها هم اتوایمیون هستند یعنی بدن بر علیه خودش یک سری مواد  ساخته و به خودش حمله می کند؛مثلا بیماری هاشیموتو یک بیماری کم کاری تیروئید است اما وقتی بررسی می کنند می بینند مثلا این بیماری در نوجوانان قبل از کنکور خیلی زیاد شده چون آن ها تحت استرس زیادی بودند، بنابراین سیستم ایمنی آن ها اشتباه می کند و سلول سالم، بدن را به عنوان بیمار می شناسد و حمله می کند. وقتی فردی دچار سرطان می شود، گاهی بن بست های علم پزشکی در خصوص دلیل ابتلا به آن وجود دارد و اینجاست که معنویت می تواند پاسخ دهد. مثلا یک خانواده مذهبی می گوید که وقتی ما همه چیز را رعایت کردیم و لقمه حرام نخوردیم چرا بچه ما باید سرطان بگیرد؟

وقتی کسی مبتلا به بیماری سخت مانند سرطان می شود باید بتوانیم به او توضیح دهیم که این آزمایشی است که خدا از همه بندگان می گیرد و شما را با بیماری آزمایش کرده و افراد دیگر را با اتفاقات دیگر. ولی اینکه چرا شما آزمایش می شوی به دلیل این است که شما در بین خانواده برای این ابتلا برگزیده شده ای و این توضیحات به قلب بیمار آرامش می‌دهد.

در آی سی یو با یکی از دانشجویان تأثیر دعا را در وخامت حال بیماران بررسی کردیم. دعایی منسوب به پیامبر پیدا کردیم که خود ایشان بالا سر بیماران می خواندند. به بیماران گفتیم دعا را بخوانند و تاثیرش را در وخامت حال بیماران بعد از یک مدت زمان بررسی کردیم و بسیار اثر داشت. مثلا در رده بندی خارجی گفته شده بود بیماری با وضعیت ایکس مثلا 70 درصد احتمال مرگ دارد و پس از خواندن دعا احتمال مرگ به 60 یا 50 درصد رسیده بود. بنابراین معنویت بر سلامت جسمی و سلامت جسم هم بر سلامت معنوی اثر گذار است ولی سلامت معنوی بعد احاطه کننده در سایر ابعاد سلامت دارد.



*دیدگاه اسلام نسبت به سلامت معنوی چیست؟

اسدزندی: سلامت معنوی در دیدگاه اسلامی به این معناست که کسی سلامت معنوی دارد که صاحب قلب سلیم و دل پاک باشد. چه زمانی می توانیم این مسأله را تقویت کنیم؟ این زمانی است که تلاش کنیم که خودمان را به ویژگی های انسان برگزیده برسانیم مثلا تلاش کنیم شبیه ائمه اطهار رفتار کنیم اما این تلاش کردن و معرفی الگو به بیان و شعار نیست. ما ملت را شعارزده کردیم یعنی از بس که شعار دادیم اما در عمل چیزی نشان ندادیم. اگر به واقع کسی می‌خواهد صاحب قلب سلیم باشد باید مراتب ایمان را طی بکند. مثلا کودک از پدر و مادر تبعیت می کند. بزرگتر که شد علاوه بر خانواده اولیای مدرسه و مشاورانش مراقبان او می شوند. کم کم بالغ می شود و انتخاب می کند و خودش از خودش مراقبت می کند و این در طول زندگی اش ادامه پیدا می کند.

*خانم دکتر سلامت معنوی را چگونه باید تقویت کرد؟

اسدزندی: اینکه چطور می توانیم سلامت معنوی را ارتقاء دهیم بستگی به فرد دارد. مانند علم پزشکی یک نسخه برای هزار نفر نمی نویسیم. پزشک حرفه ای خوب باید متناسب با بیماری فرد و ویژگی های او نسخه بنویسد. پس برای ارتقاء سلامت معنوی هم باید ببینیم فرد مورد نظر کودک است، نوجوان است، بیمار است، سالمند است و غیره و برای هر یک، یک روش را برای ارتقاء سلامت معنوی پیشنهاد بدهیم.  مثلا مدل ارتقاء سلامت معنوی در مددجوی سالم یک روش است و مدل ما از مراقبت از بیمار یک روش دیگر است و هر یک متفاوت است. در خصوص موضوع سلامت، سطوح پیشگیری را مطرح می کنیم و مرحله مقدماتی را مطرح می کنیم. یعنی می خواهیم کاری کنیم که عوامل خطر بیماری به وجود نیاید حتی بیماری های جسمی.

یا مثلا اگر به مردم بگوییم مسلمان کسی است که از دست و زبانش به کسی آسیبی نرساند و شرط مسلمانی این است که اگر بیمار هستیم در سطح جامعه نرویم و رعایت مسائل را داشته باشیم، این برایش باور قوی می شود و می گوید که این مسأله را رعایت کنم. هر چه قدر ارتباط بین معنویت و رفتارهای سالم بهداشتی را قوی تر کنیم، برای جامعه بهتر است. در مقاله ای نوشتم که در سطوح مختلف پیشگیری، افراد و نهادهای بهداشت و درمان ما چه کارهایی را انجام دادند ، در موضوع تشخیص و پیشگیری نوع دوم چه کارهایی انجام شد. نکته مهم انگ اجتماعی است و در اوایل شیوع بیماری بسیاری افراد وقتی بیمار بودند نمی گفتند و ترس داشتند.



*تقویت سلامت معنوی چگونه باعث کاهش اضطراب و افزایش روحیه بیماران می‌شود؟ 

اسدزندی: در سلامت معنوی ، ترس ما از آینده از بین می رود و اضطراب مرگ در بین ما از بین می رود و افسوس و حسرت از دست دادن سلامت و نعمت های گذشته را در ما از بین می برد. در ما احساس ناامیدی را از بین می برد زیرا ناامیدی بدترین آسیب را به فرد می زند. با سلامت معنوی به بیمارمان شهامت مواجهه با بحران بیماری را می دهیم. مثلا در افرادی که باورهای دینی دارند با توکل به خداوند و روش های ایمان درمانی و در افرادی که باور دینی ندارند نیز می توان همدلی ایجاد کرد.

*تفاوت بین سلامت معنوی و روانشناسی در چیست؟

اسدزندی: متاسفأنه در کشورما افراد فرهیخته دانشگاهی ما با دین آشتی نکردند و فکر می کنند شواهد و مستندات دینی خرافه است و یک چیز متبرک است و باید در بالا گذاشته و وارد زندگی نشود. یک یافته خیلی جذاب در روانشناسی مثبت وجود دارد که پروفسور سلیگمن و آقای کوئینگ که روانشناس هستند مطرح کردند و آن ها  در زمینه های معنویت و سلامت کار می کنند و می گویند روان و معنویت با هم پیوستگی دارد.

مدتی الگوی آن ها را می خواستند در ایران پیاده کنند و دیدند که این کار با باور مردم مسلمان شیعه ما همخوانی ندارد. سلامت معنوی را ذیل سلامت روان و روانشناسی تعریف کردند در حالیکه سلامت معنوی با روح سر و کار دارد و ابزارهای علم روانشناسی نمی تواند جوابگوی آن باشد و دائم به بن بست می خورند. اینکه تقلید کردن و کورکورانه مقلد روش های غرب باشیم ما را ازبین می برد. سلامت معنوی با روانشناسی خیلی تفاوت دارد. وقتی ما از موضوع معنویت صحبت می کنیم، برای وارد شدن به این حوزه نیازمند ابزار خاص خودش هستیم و معنویت را با شناخت شناسی وحیانی می شود فهمید نه فقط دین اسلام بلکه حتی وحیانی یهودیت، وحیانی مسیحیت و و وحیانی زرتشت.



*می‌توان سلامت معنوی را بخشی از روانشانسی دانست؟

اسدزندی: ما معنویت را می توانیم به وسیله شناخت شناسی وحیانی بشناسیم یعنی شواهدی را که برایش استفاده  کنیم چون می خواهیم روح را بشناسیم که یک بعد ملکوتی هست پس با علم نمی شود آن را شناخت زیرا علم یک ابزار حسی و تجربه، تعقل و استدلال است ولی بعد روحی را باید با شواهد دینی سنجید. پس روانشناسی در این حوزه نمی تواند زیاد موفق باشد. پروفسور سیلیگمن روانشناسی مثبت و خوش بینی آموخته شده را پایه ریزی می کند و می گوید انسان ها در روانشناسی مثبت دو ویژگی دارند که اتفاقا این دو ویژگی در قرآن هم آمده: آدم هایی که در بعد سلامت روان (بعد روانشناسی مثبت) قوی هستند اضطراب آینده ندارند و حسرت و اندوهی برای گذشته ندارند.

پروفسور سیلیگمن می گوید من در تمام ادیان در تمام دنیا تحقیق کردم و دیدم این ویژگی ها می تواند مشترک باشد برای انسان هایی که از نظر وانشناسی مثبت آدم های سالمی به حساب می آیند. از این نظر می توان گفت روانشناسی مثبت کمی به مفاهیم ما نزدیکی پیدا کرده. اما اینکه بخواهیم بگوییم با ابزار روانشناسی می توانیم روح را بشناسیم و سلامت روح را مدیریت کنیم متأسفانه غلط است. از پیامبر پرسیدند که انسان مسلمان و مؤمن چه ویژگی هایی دارد گفت: راستگو است، امانتدار است و وفای به  عهد می کند.این سه تا مورد اگر در زندگی شخصی و خانوادگی خود اگر اجرا کنیم ، مسائل معنوی در زندگیمان پایدار می شود.

*خانم دکتر سلامت معنوی چقدر می‌تواند در تحکیم بنیاد خانواده موثر باشد؟

اسدزندی: اگر من متوجه شدم که پیامبرم پیامبر رحمت است و اسلام دین مهرورزی است  و وقتی بدانیم در اسلام از دست و زبان آزار رساندن ما را از مسلمانی خارج می کند، در خانواده خیلی مراعات می کنیم. آیا من اجازه دارم به دلیل مادر بودن کودک را تنبیه کنم و همسرم را اذیت کنم چون "الرجال و قوّامون النساء " را اشتباه متوجه شدم. قیمومیت رجال بر نساء اصلا مفهوم دیگری را مطرح می کند و ما تفقه در دین نکردیم و اسلام را در ظاهر دیدیم. علامه طباطبایی در مورد واژه قوامون می گویند مرد باید سد و تکیه گاه زن باشد یعنی نگذارد کسی خانواده اش را اذیت کند.

اگر ما موضوع معنویت را با تفقه صحیح در دین متوجه شدیم مسلما خانواده تحکیم می شود چون می گوید اگر می خواهی زندگی مشترکی داشته باشی ما به تو امانت می دهیم. نگاه مقدس به خانواده و نگاه به فرزند و همسر به عنوان موهبت الهی، باعث می شود به این برسیم مبادا خدشه ای به این موهبت وارد شود و فرد معنوی چشم، گوش، دست و پای خود را نگه می دارد و این تقواست.



آلبرت بندورا در نظریه یادگیری اجتماعی می گوید آدم ها از تقلید یاد می گیرند و می گوید این رفتار بد بود انجام نمی دهم و اگر خوب بود انجام می دهم.  پس ما در موضوع سلامت معنوی نقش مشاوران برایمان مهم است اگر مشاور بتواند در عمل اجرا کند، دیگر نیازی به گفتن ندارد.



اسدزندی: گروهی از مادران باردار که مورد خشونت خانگی قرار گرفته بودند را وارد پروژه تحقیقاتی کردیم و به مادران گفتیم شما درمانگر همسرت هستید و روش های کنترل خشم را از دیدگاه خشم به آن ها آموزش دادیم مثلا گفتیم پیامبر اسلام می‌فرمایند اگر عصبانی هستی سکوت کن، ذکر بگو، از آن محل دور شو، غسل کن ، اگر در حال نشست هستی دراز بکش و اگر ایستادی بنشین و غیره. گفتیم شما نقش مشاور برای همسرت را داری و وقتی به مادری که تحت آزار بود گفتیم که تو نقش درمانگر در خانواده را داری اعتماد به نفسش بالا رفت و گفتیم چکارهایی انجام دهند. یک دوره آموزش‌های لازم را به مادران ارائه دادیم، نه تنها خودشان بهبود یافتند همسرشان نیز رفتارشان تغییر کرد.

*شما در بیمارستان بیقة‌الله (ع) در حوزه سلامت معنوی چه اقداماتی انجام دادید؟

اسدزندی: ما دو کار می کنیم: در افراد سالم حساسیت سازی می کنیم. مثلا اگر ببینیم یک فردی یک رفتار غلط دارد به او توضیح می‌دهیم، مثلا اعتیاد مجازی باعث این آسیب ها می‌شود. اما در مورد بیماران انظارکردن اصلا درست نیست و ما مبشر به رحمت هستیم و می‌گوییم تنها شفا دهنده خداست و مثبت اندیشی و امید داشتن را به او می دهیم و اگر بهبودی هم حاصل نشد می گوییم وقتی می خواهی بروی به دریای واسعه می رسی و ابتدای راحتی توست. این می تواند به این افراد کمک کند و برای باقی ماندگان هم صبر می دهد. تلاش کردیم با تکیه بر مستندات دیسترس های زمان مرگ را بشناسیم و این دیسترس ها را چگونه و با چه شواهد دینی می توان از بین برد.

چهار حیطه اصلی کار ما شامل تقویت ارتباط با خدا، تقویت ارتباط با مردم و تقویت ارتباط با خود و تقویت ارتباط با طبیعت است اما نکته مهم در سلامت معنوی این است که وقتی ما از باطن یا معنویت صحبت می کنیم و می گوییم ملکوت یعنی ارتباط هر پدیده با خدا. مشاوران ما در بیمارستان بقیه‌الله با حضور بر بالین بیماران روحه بیماران را تقویت می‌کنند همچنین تلاش می‌کنند امید به درمان و زندگی را از طریق آموزه‌های دینی در دل بیمار زنده نگه دارند.



*وزارت بهداشت از حوزه سلامت معنوی چقدر حمایت کرده است؟

اسدزندی: وزارت بهداشت در سال 92 یک دفتر سلامت معنوی تاسیس کرد و پنج سال بعد را آن را جمع کرد،  وقتی می خواهیم در حوزه سلامت معنوی کار کنیم باید پایه علمی داشته باشیم متسافانه برخی مسوولان در این حوزه اشراف کافی ندارند. در ایران به دانشجوهای علوم سلامت ، واحدهایی به عنوان سلامت معنوی ارائه نمی‌شود. اساتیدی هم که با مفهوم سلامت معنوی به واقع آشناباشند هم نداریم و روش ارائه خدمات سلامت معنوی را بدانند.

*وزارت بهداشت برای ارائه خدمات سلامت معنوی استاندارد خاصی تعریف کرده است؟

اسدزندی: وزارت خانه استاندارد ارائه خدمات سلامت را دارد اما در استاندارهای ارائه خدمات برای اعتبار بخشی بیمارستان ها اصلا خدمات سلامت معنوی مطرح نشده است. وزارت خانه و هیچ جایی متکلف به نظارت بر نحوه ارائه خدمات سلامت معنوی در نیست و هرکس هر طور دوست داشته با بیمار رفتار کرده است. فردی که قرار است مشاور معنوی شود باید حداقل شایستگی این کار را داشته باشد اما در ایران این شایستگی به درستی سنجیده نشده است. مثلا برای هر پروژه تحقیقاتی کد اخلاق از وزارت خانه می گیرد ولی این پروژه ها از نظر فقهی بررسی نمی شوند.

وزارت خانه در حوزه سلامت معنوی کوتاهی های زیادی کرده و یک مرکزی باید در کشور وجود داشته باشد که مکلف به ارائه خدمات در سطح تحقیقاتی، در سطح دانشگاهی و در بالین بیمار باشد که ما متأسفانه این مرکز را نداریم. پیشنهاد می کنم حوزه سلامت معنوی تعریف شود و وفاق ملی بر مفهوم قرآنی سلامت معنوی ایجاد شود. ما باید یک وفاق ملی به وجود آوریم که شواهد دین برای افراد دانشگاهی ما معتبر باشد و روش استفاده از آن را یاد بگیریم. یعنی چگونه از قرآن استفاده کنیم؟ باید ارتباط حوزه و دانشگاه به وجود بیاید.

*دوره‌های آموزشی شما در بیمارستان بقیة‌الله ادامه دارد؟

قرار است دوره های آموزشی سلامت معنوی را هم برای مردم راه اندازی کنیم. در مرکز خیریه آلاء آموزش را برای همکارانی که بالای سر بیماران سرطانی هستند شروع کرده ایم. در دانشگاه هم به دلیل شیوع کرونا فعلا به صورت وبیناری این مباحث را آموزش می دهیم.
برچسب ها: سلامت ، معنوی ، بیماران
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: