کد خبر: ۳۳۴۸۲۶
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۵ - ۱۵ آبان ۱۴۰۲ - 2023November 06
عوامل اجتماعی مؤثربر سلامت نظیر اقتصاد و یا حرکت جمعیتی و قوانینی که بر جوامع حاکم شده می تواند بر سلامت فرد و جامعه تآثیر بسزایی داشته باشد.

شفا آنلاین>سلامت>ناهید خداکرمی در نشست تخصصی "زن، سلامت، جامعه" با بیان اینکه در حال حاضر شرایط زنان و دختران ما دشوار است و فشارهایی که بر آنها می آید می تواند علاوه بر اینکه سلامت جسم و روح آنان آسیب وارد کند گفت: نکته چالش برانگیز برای زنان ما افزایش سن ازدواج است و نیز مهاجرت‌هایی که باعث شده ترکیب جمعیتی ما در شهرها و روستاها و کل کشور دگرگون شود.

به گزارش شفا آنلاین:موسسه مطالعات و تحقیقات زنان با همکاری پایگاه خبری سلامت نیوز، نشست تخصصی "زن، سلامت، جامعه" را برگزار کرد. در این نشست که دوشنبه ۸ آبان برگزار شد، ناهید خداکرمی و ثریا نجاتی محورها و عوامل مهم سلامتی زنان را تشریح کردند.

ناهید خداکرمی با تشکر از مرکز مطالعات و تحقیقات زنان که بحث مهم سلامت زنان را مورد توجه قرار داده گفت: مطالب خود را با تاکید بر این نکته آغاز می کنم که جدا کردن سلامت زنان و مردان از یکدیگر امکان پذیر نبوده و بحث سلامت زنان، به طور قطع به سلامت جامعه و به خصوص سلامت مردان متصل است. کسانی که در حوزه جنسیت و سلامت زنان کار می کنند می دانند که در این بحث باید به تلاقی زنجیره متغیرهای مختلف توجه داشته باشند و به عبارت دیگر چگونه عوامل مختلف در یک نقطه با هم تلاقی پیدا کرده و سلامت فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. برخی مشکلات به صورت غیرمستقیم و برخی به صورت مستقیم بر سلامت تاثیر می گذارند و عواملی که می‌تواند بر یک فرد، رفتارش و سلامتش تاثیر بگذارند، می تواند برای بهداشت سلامت و حتی روند درمان چالش ایجاد کند.

عوامل اجتماعی مؤثربر سلامت نظیر اقتصاد و یا حرکت جمعیتی و قوانینی که بر جوامع حاکم شده می تواند بر سلامت فرد و جامعه تآثیر بسزایی داشته باشد. برای مثال کاهش نرخ باروری در کشور که چاره جویی عاجل را طلب می کرد به درستی منجر به تصویب قانون جوانی جمعیت شد.ولی متاسفانه در برخی از بند های این قانون تمام توجه بر کنترل زنان است مانند عدم ارایه وسایل پیشگیری از بارداری در مراکز بهداشتی که می‌تواند با افزایش بارداری ناخواسته یا عدم فاصله گذاری مناسب بین فرزندان مستقیم یا غیرمستقیم سلامت زنان و خانواده را تحت تاثیر قرار دهد.بطور کلی پدیده هایی مانند ازدواج، طلاق، مسکن، آموزش و فرهنگ، بعنوان عوامل اجتماعی موثر بر سلامت از آنها نام برده می شود.

حتی سیاست های کشوری، منطقه ای و جهانی نیز بر سلامت تآثیر چشمگیری دارد. نگاه کنید در جنگ‌هایی که به دلیل تصمیم سیاستمداران رخ می دهد مانند ظلم و ستمی که اینروزها در فلسطین و خاورمیانه شاهدیم، چگونه به سلامت جسمی، روحی و روانی زنان، کودکان و نسل های آینده آسیب وارد می کند و جهان در معرض خطر قرار می گیرد، همچنین عوامل محیطی نظیر محیط زیست، آب، خاک، هوا و تغییرات اکولوژیکی که همه بر سلامت و به ویژه سلامت زنان که نقش های متنوعی را دارند تاثیر جدی دارد. بنابراین سلامت هر زنی از بدو تولد تا هنگام مرگ تحت تاثیر همه این عوامل یا ارتقا می یابد و یا تهدید می شود.

در این تصویر می بینید که سلامت زن یا مرد چگونه تحت تاثیر عوامل مختلف و از همه مهم‌تر مسایل اجتماعی است. یعنی وقتی می گوییم سلامت، نباید فقط به بیماری هایی نظیر سرطان، دیابت و فشار خون فکر کنیم. بلکه باید مفهوم سازی سلامت زنان با تاکید بر عوامل اجتماعی و ساختاری انجام شود و رویکرد متقاطع به مراقبت‌های بهداشتی زنان داشته باشیم، چرا که همه‌ی این‌ها به هم وصل هستند.

آنچه می گویم حاصل تجربه‌ی سی ساله من در دانشگاه و عرصه بهداشت و درمان کشور و همچنین نتایج تحقیقات ملی و جهانی است. در حال حاضر شرایط زنان و دختران ما دشوار است و فشارهایی که بر آنها می آید می تواند علاوه بر اینکه سلامت جسم و روح آنان آسیب وارد کند بلکه ایفای نقش همسری و مادری آنها را نیز تحت الشعاع قرار داده است. بنابراین ما وظیفه داریم سیاست گذاران را آگاه سازیم تا بر این امر واقف شوند که چگونه برخی تصمیمات و سیاست ها می‌تواند سلامت زنان را تحت و الشعاع قرار دهد.

یک بحث مهم در این زمینه، سلامت باروری است. که از بدو تولد مبتنی بر جنسیت اهمیت می یابد ، سلامت باروری زنان و عملکرد جنسی یک زن او را به مسیری می برد که در آن با فراز و نشیب های موزون پدیده هایی نظیر قاعدگی "اخیرا فرهنگستان علوم نام ماهینگی بر آن گذاشته" ازدواج ، بارداری، زایمان، شیردهی و یائسگی مواجه می شود . الان نکته چالش برانگیز برای زنان ما افزایش سن ازدواج است و نیز مهاجرت‌هایی که باعث شده ترکیب جمعیتی ما در شهرها و روستاها و کل کشور دگرگون شود. گسترش حاشیه نشینی نیز از جمله عوارض این وضعیت است که مشکلات زیادی را ایجاد می کند.

یک زن می تواند در بدن خود انسان دیگری را بپروراند. اما موفقیت کامل در این امر لوازمی دارد. مثلا اینکه هم خودش باید نسبت به اتفاقاتی که در بدنش در زمان قاعدگی رخ می دهد مطلع باشد و هم همسرش. اینکه ممکن است تغییرات خلقی داشته باشد و در صورت بی اطلاعی زن و شوهر از فیزیولوژی و تغییرات دوره ای بدن یکدیگر منجر به بروز بحث و جدل‌ و پرخاشگری در خانواده شود.

مردان هم باید بدانند که در سیکل قاعدگی چه اتفاقی برای همسرشان می افتد تا تغییرات خلقی شایع دوره ای اثر منفی بر روابط عاطفی آنها نگذارد. معمولاً پس از پایان خونریزی قاعدگی بدلیل افزایش ترشح هورمون استروژن از فولیکول های تخمدان زنان بشاش تر، با احساس شادمانی بیشتر و میل جنسی بهتری هم دارند. یا زوج های جویای بارداری باید بدانند که در هر ماه معمولاً یک تخمک آزاد می شود که می تواند 24 ساعت زنده بماند و اگر در آن زمان با اسپرم که حداکثر 72 ساعت ممکن است زنده بمانند، ممزوج شود، حاملگی رخ می دهد.

گاه زوج‌ها مراجعه می‌کنند و میگویند مدتهاست که می خواهیم بچه دار شویم ولی موفق نشده ایم، بعد می‌بینیم که مثلا آقا کارش اقماری است و هر ماه 21 روز در عسلویه کار می کند و در تاریخ تخمک گذاری زن در خانه نیست و ارتباط جنسی ندارد و خوب قاعدتاً بارداری حاصل نمی شود.

بعد از تخم‌گذاری نیز هورمونی بنام پروژسترون برای نگهداری جنین احتمالی ترشح می شود که می تواند سبب احتباس آب در بدن شده و موجب عوارضی نظیر سردرد یا بدخلقی و یا مقداری تورم در برخی زنان شود که به آن سندرم قبل از قاعدگی می گویند. برای بهبود سندرم قبل از قاعدگی و بخصوص درد، آگاهی و خود مراقبتی بسیار مهم است. مثلاً برخی مواد غذایی می تواند اختلالات خلقی و درد هنگام قاعدگی را تشدید کند ، که دقت بر نوع مواد غذایی دریافتی و یا کمک گرفتن از ورزش می تواند موثر باشد. اگر چه از همه مهم تر همدلی و درک همسر بسیار کمک کننده است.

وقتی این موارد را برای مردان بخصوص در کلاس آمادگی برای زایمان می گوییم، شگفت زده و خوشحال می شوند که با دانستن آن می توانند همسرشان را بهتر درک کنند و سوء تفاهم ها کمتر می شود. تاکید ما این است اگر ازدواج کردید راجع به بدن همدیگر بدانید و اگر نیاز دارید که کسی شما را آگاه کند می توانید یک مامای خانواده داشته باشید یا به مامای مرکز بهداشت یا مراکز مشاوره مامایی مراجعه کنید.

مسئله دیگر بحث ازدواج است، امروزه با بحرانی به اسم بحران دیر ازدواج کردن مواجهیم. بنظر می رسد جوانان ما متأثر از مجموعه ای از عوامل متنوع اجتماعی، سیاسی، بین‌المللی و اقتصادی نمی توانند استقلال خود را در سن مناسب کسب کنند، بنابراین تشکیل خانواده و ازدواج را به تاخیر می اندازند و مشوق ها و برنامه های ترویجی نیز وقتی شرایط برای نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی متناسب به شرایط کشور فراهم نیست، چندان فایده ای ندارد. و در این میان بیش از همه زنان متضرر می شوند. به خاطر اینکه زنان تا سن مشخصی می توانند قدرت باروری داشته باشند. بنابراین وظیفه‌ی دولت هاست که شرایطی را فراهم کنند تا دختری که مثلا می‌تواند با تولید محصولات متنوع، طراحی لباس، تکنولوژی، موسیقی یا گردشگری روی پای خود بایستد و با پسری که می‌تواند در همین رشته ها کار کند بدون دغدغه از استعداد و توانایی های خود استفاده کند، بسیار از جوانان امروزی تنها نیازمند فضای باز سیاسی اجتماعی و دسترسی آزاد به امکاناتی نظیر شبکه پر سرعت اینترنت می باشند تا بتوانند به کمک مشاغل نوپدید و هوش مصنوعی هم کشور را در مسیر توسعه قرار دهند و هم خودشان با امید به آینده و اتکا به مهارت و توانمندی هایشان با اعتماد بنفس تشکیل خانواده را در اولویت قرار دهند. ما نمی توانیم در عصر اطلاعات، فضای مجازی و هوش مصنوعی سبک زندگی خود را به جوان امروزی تحمیل کنیم بلکه بالاعکس می باید شرایط را برای بروز خلاقیت های آنان فراهم کنیم.

متاسفانه کشور ما بنا بدلایل متعدد بین الملیی نظیر تحریم ها، قوانین بازدارنده و سخت گیری های بیمورد بخشی از تجارت جهانی که گردشگری و توریسم، فرهنگ و ادبیات یا موسیقی و فیلم است را از دست داده است و تقریباً جوانان از کسب ثروت در این مسیرها محروم شده اند، نتیجه اینکه علاوه بر مهاجرت نخبگان به خارج از کشور شاهد نا امیدی فزاینده بوده و ازدواج و فرزندآوری نیز به تاخیر می‌افتد و یک چالش بزرگ سلامتی ایجاد می شود. در این حال می‌بینیم که تصمیمات سیاستمداران و قوانینی که کاملا مغایر با شرایط نسل جوان تصویب می شود نیز به مهاجرت و تجرد گرایی دامن می زند. نکته ای که لازم است ذکر شود اینست که اگر ازدواج و باروری خانم ها تا محدوده سنی 35 ال 40 به هر دلیلی میسر نشد بهتر است از امکاناتی که در مراکز ناباروری وجود دارد برای حفظ باروری خود کمک بگیرند. از جمله فریز تخمک که اگر ازدواج‌ شان تا 50 سالگی هم به تاخیر افتاد، فرصت بارداری را از دست ندهند.

خوشبختانه در ایران میزان مرگ و میر مادران بسیار پایین آمده است و زنان به صورت رایگان می توانند از مراقبت های دوران بارداری در مراکز بهداشتی دولتی استفاده کنند و 98 درصد تولدها در بیمارستان صورت می گیرد. اما متاسفانه دو مشکل بزرگ داریم؛ یکی بارداری ناخواسته که بنظر می رسد با اجرای قانون جوانی جمعیت روند افزایشی دارد "البته این قانون جنبه های خوب ترویجی هم دارد، ولی به آنها کمتر عمل شده و بخش آسان تر آن با صدور بخشنامه های متعدد اجرایی شده" یعنی دستگاه‌ها ترجیح داده اند بیشتر روی عدم دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری متمرکز شوند.

بنابراین سلامت زنان، به خصوص جان زنانی که به دلایل مالی نمی‌توانند از بخش خصوصی به وسایل پیشگیری از بارداری نظیر قرص، آیو دی یا هر روش دیگری دسترسی داشته باشند با بروز بارداری ناخواسته و یا تقاضای سقط مورد تهدید قرار می گیرد. در شرایط نرمال ممکن است زن و شوهری پنج بچه بخواهند، ولی علاقمند هستند که هر فرزند آنان حداقل 2 سال از شیر مادر تغذیه کند و فاصله مناسب مثلاً هر دو سال یا سه سال بین فرزندانشان داشته باشند. ولی وقتی روش پیشگیری از بارداری ندارد و با بچه ای شش ماهه مجددا باردار می شود، مشکلات زیادی خواهد داشت. اینجاست که احتمال سقط جنین که به حق غیرقانونی است، بالا می رود. در نظر داشته باشید که سقط عملی مذموم است و هیچکس حق ندارد جان یک انسان را ولو یک جنین یک روزه را بگیرد. اما شرایط کنونی سبب شده تا این ریسک افزایش یابد و با اقدام به سقط هم به فرزندش و هم به سلامت جسمی و روحی خود آسیب می زند. با ذکر این نکته که سقط جنین حتی می تواند سبب افسردگی و یا ناباروری ثانویه شود.

بارها و حتی در مرکز پژوهش‌های قوه‌ی قضاییه گفته ام که شما اگر می‌خواهید سقط کاهش یابد، باید تقاضای آن را کاهش دهید. چون وقتی متقاضی باشد، حتی با سفر به سایر کشورها آن را انجام می دهد. قبلا برای کنسرت به ترکیه می رفتند، حالا بعید نیست برای سقط جنین بروند. حق هر زنی است که خودش با همسرش تصمیم بگیرند چه زمانی بچه دار شوند و چند بچه داشته باشند؛ حتی تا 10 فرزند. اما چنین خواستی به شرایط زندگی و رفاه یک جامعه بستگی دارد. چرا ما در دهه‌ی 60 انفجار جمعیت داشتیم؟ برای اینکه تازه انقلاب پیروز شده بود و مردم به آینده امیدوار بودند، تشکیل خانواده می دادند و آن امید باعث می شد تعداد موالید افزایش یابد.

ولی الان چنین نیست. نا امیدی، تحمیل سبک زندگی خاص به جوانان، و وضع قوانین مغایر با خواسته نسل امروز می تواند مانع ازدواج و فرزندآوری شود و اگر خواسته های جوانان امروز محقق نشود، هیچ تشویقی نمی تواند شرایط را بهبود بخشد. نمی توانیم دائم بین خودمان بدون مطالعه علت یابی کنیم مثلا بگوییم به خاطر اینست که زنان تحصیل کرده اند یا تبلیغات غربی‌هاست. بلکه بهتر است نگاهی به عملکرد های 40 ساله خودمان بیندازیم. و ببینیم با جوانانمان چه کرده ایم. زنی که اختیار پوشش خودش را هم ندارد، در خیابان، در اتوموبیل، در محل تفریح دایم دلش می لرزد که برایش اتفاقی بیفتد، مشخص است که به اینکه در این شرایط فرزندی بیاورد بی میل می شود.

بنابراین باید بدانیم همه مسایل کشور بهم متصل هستند و نمی شود به پدیده ای نظیر کاهش نرخ باروری و جمعیت بصورت انتزاعی بپردازیم.آن هم با ایجاد محدودیت و فشار آوردن بر زنان، در حالیکه شاهدیم که بیشتر این مردان هستند که یا از بنیان بچه نمی‌خواهند و یا به یک فرزند اکتفا می کنند. بنابراین فکر نکنید با یک قانون، یا مشوق می شود جمعیت کشور را افزایش داد. متاسفانه نرخ باروری ما به وضع اسف باری کم و زیر خط جانشینی است و هر روز هم پایین‌تر می رود. کما این که از سال 92 که سیاست‌های جمعیتی ابلاغ شد تا دو سال اخیر که قانون جمعیت هم تصویب و اجرا شده، نه تنها یک قدم برای افزایش نرخ باروری پیش نرفته ایم، بلکه همچنان روند کاهشی داشته و موالید ما امسال به نسبت سال قبل کاهش یافته است.

حالا زنی که باردار می شود با چه چالش‌های سلامتی مواجه است؟ از نظر دسترسی به خدمات، همه‌ی مراکز بهداشت ایران خدمات ارایه می دهند. ولی با موضوعی به عنوان طبی نگری یا بیمار تلقی کردن زن باردار مواجهیم . درحالیکه بارداری یک پروسه‌ی کاملا طبیعی برای یک زن سالم بوده و بیماری نیست و اینکه می‌گوییم زنان باردار نیازمند مراقبت مامایی دقیق هستند ، برای این است که بعضی از عوامل جنینی یا مادری مانند بیماری های مزمن یا عوامل محیطی و یا حتی برخی مسایل اجتماعی ممکن است سلامت مادر و جنین را تهدید کند و معمولا 15 درصد بارداری‌ها می‌توانند با خطریا عارضه ای مواجه شوند.

به همین دلیل در همه دنیا دو گروه علمی در دانشگاهها برای این امر تربیت می‌شوند. یک گروه ماماها هستند که مراقبت و حمایت تنگاتنگ از مادر باردار را در دوران بارداری بعهده دارد و با شروع علایم زایمانی زایمان طبیعی انجام می دهند و تا 40 روز پس از زایمان مراقبت از مادر را بعهده دارد. و گروه دیگر جراح و متخصص بیماری‌های زنان است و همانطور که از عنوانش پیداست در صورت لزوم در مواردی که مادر نیازمند جراحی سزارین و یا دچار عوارضی باشد که به مداخله و درمان تخصصی نیاز است به کمک زن باردار می شتافد.

متآسفانه اتفاقی که در کشور ما افتاده، اعتماد بنفس مادران باردار خدشه دار شده زیر این تلقی تقویت شده است که زن باردار بیمار است و باید خدمات تخصصی دریافت کند که این امر منجر شده سلامت نسل آینده‌ی ما در خطر بیافتد. چرا؟ امروز که دارم با شما صحبت می‌کنم 56 درصد بچه‌های ایرانی در اتاق عمل و با جراحی سزارین به دنیا می آیند؛که این برخلاف تمام کشورهای پیشرفته دنیا است، مگر چند کشور عقب مانده مثل برزیل یا مصر که البته آنجا هم بسیار کمتر از ایران است یا در چین که به خاطر قانون تک فرزندی بوده است.

این یعنی اینکه ما در بارداری مداخله‌ی غیرضروری انجام می‌دهیم که علائه بر آنکه تهدید کننده جان مادر و کودک است بلکه خیانت به مادر و نسل آینده کشور است، چرا این را میگویم؟ چون همانطور که سیکل قاعدگی با ظرافت و تدبیر خلقت در بدن زن طراحی شده و در هیچ کامپیوتری نمی شود این دقتی که در عملکرد و پیوستگی ریتمیک مغز زنان با تخمدان ها وجود دارد را مشاهده کرد، در بارداری هم خداوند چنان برنامه ریزی کرده که مراحل مختلف خود به خود یک دیگر را تکمیل کنند. و علم نیز این امر را تایید کرده است ، یعنی ما حق نداریم حتی یک روز از زندگی جنین در داخل رحم را کم کنیم اما می بینیم عده ای برای تاریخ 1402.2.2 برنامه ریزی سزارین می کنند. این مادران و پدران بدلیل نا آگاهی از چنین تصمیماتی نمی دانند که چه اجحافی در حق کودک خود می کنند و چه خطای جبران ناپذیری است.

درست است که جنین 38 هفته هم رسیده تلقی می شود و اگر خود به خود به دنیا بیاید مشکلی نخواهد داشت ولی بعضی بچه ها نیاز دارند 39 هفته بمانند یا حتی بیشتر. متاسفانه گاه تیم درمان هم عامل مداخله غیرضروری و ختم زودهنگام بارداری می شود. به زبان ساده بگویم شما اگر یک درخت گیلاس را در نظر بگیرید، در خردادماه گیلاس‌هایی که در شاخه های بالاتر هستند زودتر می رسند و گیلاس های پایین ممکن است 15 روز بعد برسند. سن کامل داخل رحمی جنین نیز معمولاً 40 هفته است گاه 2 هفته زودتر گاه 2 هفته دیر تر است. بچه ای که در رحم است حق دارد زندگی کامل خود در دوران جنینی را بگذراند.

علاوه بر آن، مدت 8 تا 12 ساعتی که طول می شکد تا جنین از کانال زایمان عبورکند فرصتی برای آمادگی او برای زندگی خارج از رحم است. همچنین زمانی برای تطابق مادر با اینکه بتواند مادری کند و شیر بدهد و ما هر دوی اینها را در اتاق عمل از این دو موجود می گیریم. تحقیقات نشان می دهد بچه‌هایی که به روش سزارین انتخابی متولد می شوند 50 درصد بیشتر آسم و آلرژی می‌گیرند، 25 الی 20 درصد بیشتر دچار دیابت، چاقی، بیش فعالی و اخیرا ثابت شده که 30 درصد بیشتر به اوتیسم و حتی اسکیزوفرنی مبتلا می شوند. یعنی عملا خانواده و تیم درمان با هم، در حال تولید نسلی بیمار هستند.

حالا داریم این بحث را مطرح می کنیم که بچه هایی که احیانا گرفتار چنین مواردی در اثر سزارین می شوند بتوانند بعدها از پدر و مادر و تیم درمان شکایت کنند که به چه حقی یک هفته زندگی داخل رحمی را از من گرفتید. یادمان باشد که فرمان تولد را مغز مادر صادر می‌ کند، چگونه فرمان تولد صادر می کند؟

غده فوق کلیوی بچه ای که رسیده، جفتی که دیگر باید کارش را تمام کند و پرده هایی که بچه در داخل آن هست و مایع آمنیوتیک که بچه در داخلش هست، موادی را ترشح می‌کنند که به هیپوفیز مادر اطلاع می دهند وقت آمدن فرزندت است. آنجاست که مغز مادر هورمونی به اسم اکسی توسین ترشح می‌کند که باعث انقباض رحم می شود و جنین را به طرف پایین و کانال زایمان هدایت می کند.

حدود 8 الی9 ساعت این هورمون بین مادر و بچه تبادل می شود و هر دوی آنها را برای وضعیت جدید آماده می کند. جالب است اخیرا تحقیقات نشان داده پدری که بر بالین مادر شاهد روند زایمان است هورمون هایی در بدنش ترشح می شود که میزان افسردگی را کاهش می دهد و بهتر می تواند با مادر و فرزند رابطه عاطفی برقرار کند.

بنابراین می‌بینیم که چالش مداخله‌ی غیرضروری در بارداری و زایمان به عنوان یک چالش مهم سلامتی مطرح است. از همه ی زنان و مردانی که صدای من را می‌شنوند و همه محققین جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی تقاضا دارم بررسی کنند که کودکان سزارینی ما نسبت به بچه‌هایی که طبیعی به دنیا آمدند، چه وضعیتی دارند.

چون مطالعات موجود متعلق به کشورهای غربی است که هیچگاه بدون دلیل سزارین نمی کنند. در ایرلند با مرگ و میر 6 در صدهزار میزان سزارین 29 درصد است، در فنلاند با میزان سزارین 15 درصد مرگ و میر نوزادی در حد 2 در هزار است. امارات و عمان در بیخ گوش ما کمترین میزان مرگ و میر مادران در دنیا را دارند، میزان سزارین زیر 20 درصد است. نگذاریم بارداری در این کشور بشود بیماری، که البته شده است. در بحث جمعیت به جای فشار آوردن بر زنان با بررسی این موضوع راههای بهتری را بیابند. مادری که سزارین شده حداکثر 2 یا 3 بچه به دنیا می آورد، ولی اگر چسبندگی جفت پیدا کرد، هم در معرض مرگ قرار می گیرد هم ممکن است رحمش را از دست بدهد.

همینطور مادری که سزارین می شود شیردهی موفقی هم ندارد. از نظر اعتقادی و عرفی از هر مادری بپرسیم چقدر می‌خواهی بچه ات را شیر بدهی؟ می گوید: دو سال. درست هم هست، ولی مادر سزارینی بیش از 2، 3 ماه نمی تواند. چون باندینگ انجام نشده است. درست است که می گوییم بین 38 تا 41، 42 هفتگی بچه رسیده است. ولی کدام بچه؟ بچه ای که رسیدنش را اعلام کرده، نه تیم درمان یا مادرش سبب تولد او بشوند.

پس سلامت از بدو تولد تا انتهای زندگی تحت تاثیر تصمیمات درست یا غلط ما قرار دارد. همه هم درباره سلامت مطالعه می کنیم ولی چالش‌های پنهان سلامت زنان همچنان در حاشیه است.

در بخش آخر بحث امروز لازم می دانم از میان یک سری بیماری‌های شایع زنان بر دو سرطان متمرکز شویم. این سرطان ها قابل پیشگیری، غربالگری و درمان است. نام زگیل تناسلی یا HPV را که بیماری مقاربتی بوده و از راه ارتباط جنسی منتقل می شود، شنیده اید. این بیماری باعث زگیل تناسلی می شود، ولی نه همیشه. یعنی در مواردی این بیماری هست ولی دیده نمی شود. اگر در ناحیه تناسلی و مقعد و یا در آقایان روی کشاله ران و زیر بیضه ها دانه های برجسته ای مشاهدهد شد، بدانند که احتمالن زگیل تناسلی است و شانس داشته اید که با این ضایعات خودش را نشان داده است تا زودتر بطرف درمان برودچید.

برخی از انواع HPV می تواند باعث سرطان دهانه رحم می شود. بیماری های مقاربتی متعددی وجود دارد ولی HPV از این نظر مهم است که می تواند با رفتارهای پرخطر و خارج از چهارچوب اخلاق خانواده بروز کند و معمولا مردان آن را به خانواده می آورند، همسرشان و حتی نوزاد را مبتلا کنند. چرا که اگر زگیل تناسلی در ناحیه‌ی واژن باشد و کیسه آب جنین پاره شود، احتمال خطر برای بچه مثلا به صورت ضایعات دهانی حلقی و حتی سرطان حلق وجود دارد. به خاطر همین در همه جای دنیا می گویند برای پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی بهترین اقدام "وفاداری" است.

اهمیت زگیل تناسلی این است که اگر درمان نشود منجر به سرطان دهانه رحم در خانم‌ها می شود. همچنین سرطان مجاری ادرار، سرطان حلق و سرطان پروستات نیز می تواند با آن مرتبط باشد. این بیماری می تواند ذره ذره دستگاه تناسلی را دچار تغییرات سلولی و در نهایت به سرطان مبتلا کند.

با دقت نسبت به زگیل در محدوده هایی که به آن اشاره کردم می توان از سرطان دهانه رحم به این علت پیشگیری کرد. آزمایش پاپ‌اسمیر یا آزمایش HPV هم برای تشخیص زودرس شایعات پیش سرطانی و پیشگیری از سرطان است. البته زنانی که از لحاظ جنسی فعال نیستند، نیازی به این آزمایش ها ندارند.

ولی زنان جوانی که ازدواج کرده اند، سه سال بعد از اولین تماس جنسی اولین پاپ اسمیر را بدهند و پس از 30 سالگی هم هر 5 سال آزمایش بدهند. آزمایش HPV هم خوشبختانه الان انجام می شود و نوع آن را نیز بررسی می کنند که اگر از نوع سرطان‌زا باشد، مشخص می شود.

خانم هایی که ازدواج مجدد دارند هم بهتر است تست پاپ اسمیر و HPV انجام دهند، چون نمی دانند همسر جدید HPV دارد یا نه. چرا می گوییم سه سال بعد از اولین تماس جنسی و اینکه زیر 20 سال نیازی نیست، چون این ویروس از زمانیکه وارد می شود در خیلی از موارد خود به خود درمان شده، ولی برای تغییرات سلولی تقریبا 15 سال طول می‌کشد تا تبدیل به سرطان شود. بنابراین فرصت برای درمان آن به روش های دارویی، لیزر یا فریز کردن و غیره هست.

خانم ها اگر بعد از رابطه جنسی لکه بینی دارند حتما به مرکز بهداشت یا ماما یا پزشک متخصص مراجعه کنند که اقدامات لازم برای آزمایش های مرتبط انجام شود. البته خبر خوبی بدهم که ما جزو کشورهایی هستیم که سرطان دهانه رحم در آن کم است. بعضی این را به ختنه مردان ارتباط می دهند ولی مهمترین علتش وفاداری به مسایل اخلاقی است که هنوز خانواده‌های ما بیشتر رعایت می‌کنند.

اگر به این بیماری مبتلا شدید توجه داشته باشید که به جای متهم کردن یکدیگر ابتدا به مداوا توجه کنید و در صورت نیاز از روانشناس و روانپزشک نیز کمک بگیرید. تحقیقات نشان می دهد مردان و زنانی که سیگار می‌کشند، الکل مصرف می‌کنند یا اعتیاد دارند بیشتر در معرض ابتلا به HPV قرار می گیرند. فعال شدن جنسی و ازدواج در سنین پایین هم از خطرات است. گاهی می‌شنویم مثلا 28 هزار دختر و پسر زیر سن 18 سال ازدواج کرده اند. بعضی ها هم خوشحال می شوند.

ولی برای بسیاری از این دختران که هنوز دستگاه تناسلی شان کامل نشده، ممکن است اتفاق ناگواری باشد. رحم عضوی مثل گلابی است که سلول های دهانه داخلی آن برای کامل شدن زمان می برد و اگر فرد قبل از کامل شدن ساختار سلولی که در واقع لایه درونی بطرف بیرون و بدون سلول های پوششی است، ازدواج کنند به راحتی در معرض ویروس HPV قرار می گیرند. گفتیم که معمولا 15 سال طول میکشد تا سرطان ناشی از این ویروس خود را نشان دهد. بعد می بینیم زنی در 30 سالگی به خاطر ازدواج زودرس سرطان دهانه رحم گرفت و بعد مرگ و بچه‌های یتیم و بی مادری.

بنابراین بدانیم ازدواج زودرس علاوه بر اینکه می‌تواند در باروری سبب سقط یا زایمان های زودرس و کم‌خونی شود، احتمال سرطان دهانه رحم را هم افزایش می دهد. ولی بعد از 18 یا 20 سالگی، ازدواج بسیار هم خوب است. البته این را هم بدانیم که سیستم ایمنی در این امر مهم است و کسانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند بیشتر در معرض خطر هستند. همچنین HPV در ارتباطات دهانی می‌تواند سرطان گلو، سرطان زبان و دهان شود. پیشگیری آن را عرض کردم که اجتناب از رفتارهای پرخطر و عدم مصرف سیگار و الکل است، اما خوشبختانه این بیمار امروزه واکسن هم دارد و اگر چه کمی گران است ولی در ایران هم در دسترس است.

بهتر است بین سنین 11،12 تا 26 سالگی این واکسن تزریق شود. اگر خانمی ازدواج نکرده و رابطه جنسی نداشته بین 27 تا 45 سالگی هم می تواند این واکسن را تزریق کند. مثلا خانمی 30 سال دارد و از همسرش جدا شده یا همسر فوت شده و قصد ازدواج مجدد دارد بهتر است زیر چهل و پنج سال این واکسن را بزند. / سلامت نیوز

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: