کد خبر: ۳۰۲۶۴
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۵ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - 2014August 06
شفا آنلاين-روزی روزگاری نه چندان دور تنها پدر بود که نان آور خانواده محسوب می شد و به یک پیشه خاص مشغول بود.هر چه زمان گذشت و زندگی ها ماشینی تر شد، توقعات بالا رفت، درآمدها نسبت به تورم کم شد و کم کم نه تنها همه خانواده درگیر شغل های بیرون از خانه شدند بلکه پدران نیز به چند شغلگی روی آوردند.
به گزارش شفا آنلاين،چند شغله ها اصطلاحی است که در سالیان اخیر جای ثابتی در ادبیات سیاسی کشور پیدا کرده است . این اصطلاح با مدیرانی پیوند خورده است که به دلیل احتمالی تخصص زیاد، تبحر در ساماندهی امور مختلف ویا ... همزمان در چندین پست کلیدی انجام وظیفه می کنند.

از چند شغله های معروف سال های اخیر می توان از اسفندیار رحیم مشایی که گفته می شد 18 پست دولتی همزمان دارد ، حمید بقایی، غلامحسین الهام و حالا هم اکبر ترکان را نام برد.
افرادی که همواره انتقادات جدی به انها وارد بوده که چرا با وجود این همه بیکاری و نیروی متخصص بیکار آنها باید در چند سمت مشغول به کار باشند.

بخش دیگری از چند شغله ها اما افراد عادی جامعه هستند که برای گذران زندگی و امرار معاش ناچارند در یک روز کاری چند شغل متفاوت را دنبال کنند تا بتوانند در تقابل با تورم جامعه، درآمد خود را افزایش دهند و برای گذران زندگی شرمنده خانواده خود نباشند.

بر اساس آماردر حال حاضر بين 4.7 تا 7.1 ميليون نفر در ايران دوشغله و يا سه شغله هستند و 5.2 ميليون نفر نيز در جستجوي آن هستند. افزايش هزينه هاي زندگي، تجملات، قانع نبودن، افت ارزش ريال و دستمزد پايين ايران در مقايسه با برخي کشورها؛ مهم ترين دلايلي است که باعث شده تا ميليون ها نفر 12 تا 16 ساعت از شبانه روز را در بازار کار به سر ببرند.

در سال‌های اخیر همواره بیش از ۴۰ درصد از شاغلان ایرانی افرادی بوده‌اند که بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار می‌کرده‌اند و بر این اساس چندشغله محسوب می‌شوند.

به این ترتیب است که در یک دهه‌ی گذشته نوسان تعداد چندشغله‌ها هرگز به اندازه تغییرات در این زمینه در سال ۹۲ نبوده است.

شمار چندشغله‌ها در ماه‌های پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد و چند ماه آغاز دولت یازدهم سیر صعودی بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است و همه این ها بر می گردد به شرایط اقتصادی بد درکشور که سرپرستان خانوار را مجبور می کند به جای در کنار خانواده بودن اکثر روز را مشغول به کار باشند اما باز هم دخلشان به خرجشان نرسد!

این در حالی است که چگونگي و ميزان کار افراد همانطور که در ارتباط مستقيم با مفهوم بهره وري است با مقوله هايي مانند رابطه افراد با ديگران، رفاه فرد و خانواده او، سلا مت اجتماعي و رواني و... درارتباط است.

بنابراين، زماني که از پديده اي مانندچند شغله بودن افراد صخبت می شود، تاثير آن را روي اقتصاد فرد و جامعه، ميزان بهره وري، روابط اجتماعي فرد، سلا مت اجتماعي و رواني فرد و... باید سنجید.

تاثیری که مثلا نه از لحاظ روانی برای فرد سودمند است و نه ازلحاظ بهروه وری .چرا که فرد در تمام روز در تنش عصبی برای کسب درآمد قرار دارد و هیچ ارامشی در کنار خانواده ندارد و از سوی دیگر به دلیل خستگی جسمی بهروری لارم را هم ندارد و بنابراین به موجودی عصبی و پرخاشگر تبدیل خواهد شد.

در هر حال می توان گفت ناکافي بودن ميزان درآمد افراد، قرار داشتن ايران در رديف کشورهاي با دستمزد بسيار پايين، افت ارزش ريال به ويژه در چند سال گذشته و افزايش هزينه هاي خانوار؛ نيز به بروز پديده دوشغله و يا چندشغله شدن افراد کمک کرده است.

به جرات مي توان گفت، در صورت حل مشکل درآمدي افراد، بهبود وضعيت دستمزدها و برقراري تعادل بين هزينه ها و درآمدها، مي توان جايگاه هاي فراواني را براي اشتغال دست کم 2.5 ميليون بيکار مطلق کشور فراهم کرد که در نتيجه مي تواند منجر به حل درصد قابل توجه و يا همه مشکل بيکاري در کشور شود.

این در حالی است که با بهبود وضعیت اقتصادی می توان از ایجاد شغل های کاذب که به عنوان شغل دوم و سوم هستند جلوگیری کرد.اتفاقی که هنوز رخ نداده است.


شفاف
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: