وجود بيکاري در بين فارغالتحصيلان جامعه را ميتوان معلول نارساييهاي فراوان دانست، چون وقتي در جامعه زمينه راه اندازي کسب و کار فراهم نيست، طبيعتا بيکاري و رکود در کشور بروز ميکند.
شفاآنلاین>اجتماعی>يکي از بحرانهاي جدي نظام آموزش عالي کشور، کاربردي نبودن برخي از دروس دانشگاهي است. اين مساله باعث شده چالش ديگري به نام افزايش فارغ التحصيلان بيکار به وجود آيد. در اصل تبديل علم به ثروت رسالت اصلي دانشگاه است و براي تحقق اين امر بايد تغييراتي در محتواي آموزشي ايجاد شود. هماکنون در جامعه با جمعيت انبوه فارغالتحصيلان بيکاري روبهرو هستيم. اين امر کشور را با چالشهاي فراوان مواجه کرده است. بر اساس آمار سال 98، نرخ بيکاري جوانان 28 درصد در کشور اعلام شد. هم اکنون دو ميليون و 300 هزار نفر بر جمعيت بيکاري کشور نسبت به سال 97 افزوده شده است. اين آمارها گواه به صدا در آمدن زنگ خطر بيکاري در جامعه است. اين در حالي است که بر اساس برنامه ششم توسعه قرار بود ميزان بيکاري کاهش يابد و براي جمعيت بيکار و جوياي کار شغل ايجاد شود. هم اکنون نه تنها براي اين جمعيت تمهيداتي انديشيده نشده است، بلکه بر جمعيت بيکاران نيز روز به روز افزوده ميشود. بايد دانست که ميزان فارغالتحصيلان بيکار در بين برخي از رشتهها به 50 درصد هم ميرسد. در واقع اين نرخ جاي نگراني و اعمال برنامهريزيهاي کاربردي از سوي مسئولان امر را دارد. حل معضل بيکاري با شعار، حرف، نوشتن برنامه و ... امکان پذير نيست. در شرايط کنوني براي مقابله با بيکاري فقط از طريق سرمايه گذاري ميتوان مشکلات موجود را برطرف کرد. براي مهار بيکاري ميتوان با ايجاد بازار کسب و کار، حمايت از کارفرمايان، جذب سرمايهگذاران خارجي و توجه مردم به سرمايهگذاري مشکلات موجود را حل و فصل کرد. به کارگيري هر يک از اين اقدامات به قوانين و زيرساختهاي مناسب نياز دارد. اين امر يک مقوله فرابخشي است. براي مهار بيکاري در جامعه نميتوان فقط از دولتها انتظار فعاليت داشت، بلکه همگان با حمايت از کسب و کار و توليد ميتوانند در رونق اقتصادي تاثيرگذار باشند. بيکاري فارغالتحصيلان در سالهاي اخير از اهميت ويژه برخوردار شده است. اين موضوع زماني به يک چالش اساسي تبديل شد که کشور با رشد روز افزون جمعيت داراي تحصيلات عالي مواجه بود، چون اين مشکل در نتيجه افزايش بيش از حد ظرفيت دانشگاهها و مراکز آموزش عالي بروز کرده است. در اصل وجود بيکاري در بين فارغالتحصيلان جامعه را ميتوان معلول نارساييهاي فراوان دانست، چون وقتي در جامعه زمينه راه اندازي کسب و کار فراهم نيست، طبيعتا بيکاري و رکود در کشور بروز ميکند. در اين شرايط فرد براي کسب درآمد و تامين معاش توجهي به شغل و ميزان تمايلش براي فعاليت در آن ندارد. امروزه فعاليت اغلب افراد تحصيلکرده کشور هيچ تناسبي با جامعه، کسب و کار و تمايلشان ندارد. در حالي که در کشورهاي پيشرفته مراکز دانشگاهي رشتههاي دانشگاهي را بر اساس نياز جامعه ايجاد ميکنند. در واقع بايد قبل از راهاندازي يک رشته تحصيلي دانشگاهها ميزان کسب و کار آن را بررسي کرد و براي برطرف کردن نياز بازار به توليد علم بپردازند. تاکنون در کشور ما چنين بررسي و بينشي در جذب دانشجو و ايجاد رشته تحصيلي وجود نداشته است. در هر جامعهاي که نرخ بيکاري افزايش يابد به نسبت کارها متناسب با تحصيلات، علاقه، تخصص و با کسب درآمد مناسب همراه نيست.
ولی اسماعیلی نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس
آرمان ملی