کد خبر: ۲۵۰۲۸۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۹ - ۰۶ بهمن ۱۳۹۸ - 2020January 26
روز حادثه به او گفتم که دست از انتشار عکس‌های مستهجن بردار که به یکباره با ضربات مشت و لگد به من حمله کرد و من برای دفاع از خودم با چاقویی که در جیبم داشتم ضربه‌ای به او زدم که متوجه شدم جانباخته است
شفاآنلاین>اجتماعی>حوادث>پسر افغانستانی که به‌خاطر انتشار عکس دختران در شبکه‌های اجتماعی دوست صمیمی اش را کشته بود در دادگاه کیفری محاکمه شد.

به‌گزارش شفاآنلاین، رسیدگی به این پرونده از سال 97 با کشف جسد جوانی افغانستانی به‌نام دلدار در جنوب تهران در دستور کار مأموران قرار گرفت. نخستین بررسی‌ها نشان می‌داد وی با ضربه‌های کارد به قتل رسیده و قاتل سر وی را از بدنش جدا کرده است. در ادامه مشخص شد که قتل توسط یکی از هم ولایتی‌های او به‌نام آرا صورت گرفته است و چند روز بعد متهم به قتل<Murder> دستگیر شد.

آرا پس از دستگیری به جرمش اعتراف کرد و گفت: من و دلدار مدتی قبل برای پیدا کردن کار و کسب درآمد به ایران آمدیم. پس از مدتی محلی را برای زندگی‌مان اجاره کردیم. چند ماه پس از اینکه مشغول به‌کار شدیم دلدار یک گوشی هوشمند خرید و شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام را در تلفنش نصب کرد. اما بعد از مدتی متوجه شدم او به‌دنبال انتشار عکس‌های مستهجن و غیراخلاقی دختران و زنان است.

 چندبار به او تذکر دادم اما توجهی نکرد تا آنکه برخی از دوستان مشترکمان که در جریان این کار بودند از من خواستند که به دلدار تذکر بدهم. روز حادثه به او گفتم که دست از انتشار عکس‌های مستهجن بردار که به یکباره با ضربات مشت و لگد به من حمله کرد و من برای دفاع از خودم با چاقویی که در جیبم داشتم ضربه‌ای به او زدم که متوجه شدم جانباخته است با اقرار صریح متهم او روانه زندان شد و صبح دیروز در شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای این جلسه قاضی عنوان کرد که پدر مقتول به‌عنوان اولیای دم در دادگاه حضور ندارد اما درخواستش مبنی بر قصاص متهم را به‌صورت رسمی در اختیار ما قرار داده و نیازی به حضور ایشان نیست.

در ادامه قاضی از متهم پرسید که چرا سر مقتول را بریدی که وی پاسخ داد: من نمی‌خواستم سر دلدار را ببرم قصدم این بود که با چاقو خطی روی گردنش بیندازم تا او دیگر نتواند من را مورد ضرب و شتم قرار دهد. برادر قاتل هم که در این جلسه حضور داشت گفت: من و برادر کوچکم سال‌ها قبل پدر و مادرمان را از دست داده بودیم. پدرم پیش از مرگ او را به من سپرده بود و سفارش کرد مراقبش باشم پس از آنکه به ایران آمدیم احساس کردم برادرم دیگر بزرگ شده و نیازی به مراقبت من ندارد اما نمی‌دانستم قرار است چنین اتفاق تلخی در زندگی اش رقم بخورد.

پس از این اظهارات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شد.ایران 

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: