کد خبر: ۳۴۴۳۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۹ - ۲۵ شهريور ۱۳۹۳ - 2014September 16
شفاآنلاین-سفر باید حال آدم را خوب کند، باید کمک کند تا در هیاهوی زندگی قدری تامل کنی و نفس تازه کنی. فرقی می‌کند به کجا؟ نه، مقصود با هم بودن و لذت‌بردن از زیبایی‌هاست، اما این لذت بردن برای خود قواعدی دارد وگرنه می‌تواند فقط خرج اضافه‌ای باشد و دردسر رفت و آمدی. این روزها روزهای چمدان بستن و راهی‌شدن است. سفرتان بی‌خطر، اما قبل از آن این گزارش را بخوانید.
به گزارش شفا آنلاین،«شهریور هر سال دو هفته می‌رفتیم شمال. خانواده ما و سه عموی دیگرم یک خانه اجاره می‌کردیم. همه باهم آنجا بودیم. خانم‌ها غذا درست می‌کردند، اما شستن ظرف‌ها با آقایان بود. شب‌ها می‌رفتیم کنار دریا و لحظات شادی می‌گذراندیم.» مادرم وقتی از آن روزها می‌گوید، چشمانش برق می‌زند. از بازی‌های مختلفی که با هم‌سن و سالانش می‌کرد. از خاطرات شیطنت‌های برادرش با پسر عموهایشان. از سالی که اولین دختر عمو نامزد کرده بود و نامزدش یواشکی تا شمال برای دیدن همسرش آمده و دختر عمو غیبش زده بود. همه فکر کرده بودند دختر عمو در دریا غرق شده، در حالی که گوشه‌ای از ساحل با عاشق دلخسته در گپ و گفت بوده است. به اینجا که می‌رسد می‌گوید: «خدا رحمتش کند، مرد خوبی بود.»

آ‌‌ن‌طور که مادرم تعریف می‌کند، همه تابستان را به شوق رسیدن این دو هفته طی می‌کردند. مادربزرگم و جاری‌هایش هیچ‌کدام گله‌ای از این باهم بودن نداشتند و هم سفر می‌کردند و هم به هم نزدیک‌تر می‌شدند. خب گذشته‌ها گذشته است، نمی‌توان نسخه 50 سال قبل را برای امروز پیچید، اما می‌توان بسیاری از زیبایی‌های آن را نگه داشت.

سفر رفتن می‌تواند برای هر کس فواید زیادی داشته باشد و یک خانواده در سفر، فرصت‌های خوبی برای باهم بودن، تفریح و لذت بردن پیدا خواهد کرد. سفر می‌تواند یکروزه، به جایی همین حوالی باشد. می‌توان با یک گروه بزرگ از دوستان یا اقوام مسافرت کرد. مهم این است که توشه‌برداری و قدم در راه بگذاری.

اما این روزها مثل خیلی از چیزهای دیگر که تزئینی شده و برای لذت بردن از بطن زندگی نیست، بلکه برای ویترین زندگی و نشان دادن توانایی‌های مالی به دیگران است، سفر و خوبی‌هایش نیز از این آفت مصون نمانده است.

تب داغ سفرهای خارجی در هفته‌های پایانی تابستان، سوزاننده شده است. هرچند شنیده‌ایم می‌گویند: در جهان سفر کنید و درس عبرت بگیرید، اما این به معنی به آب و آتش زدن خود برای رفتن به کشوری دیگر و عکس گرفتن و در شبکه‌های اجتماعی به رخ دیگران کشیدن نیست. باید اعضای خانواده کنار هم لحظات خوشی را سپری کنند که اگر قرار باشد مسافرت از نظر مالی فشاری مضاعف بر کل خانواده و بیشتر مواقع پدر تحمیل کند، کارکرد اصلی خود که همان بازیابی روحیه و رسیدن به آرامش است را از دست خواهد داد.

به این گفت‌وگو دقت کنید:

خانم: امسال کجا بریم، مسافرت؟

آقا: نمی‌دونم، تو چی دوست داری؟

خانم: فقط نگو شمال یا اصفهان که اصلا حوصله جای تکراری رو ندارم.

آقا: خوب می‌شه بریم تبریز. تا به حال اونجا نرفتیم. شنیدم...

خانم: نه اصلا حرفشم نزن. تو چرا ما رو یک سفر خوب نمی‌بری؟ این همه سال با تو ازدواج کرده‌ام هیچ جای دنیا منو نبردی.

آقا: خب سفر خارجی هزینش سنگینه. می‌دونی چقدر باید خرج کنیم.

خانم: پس برادرت که هر سال تابستون می‌ره خارج، چیکار می‌کنه. تو هم همون کار رو بکن.

آقا: من به برادرم چیکار دارم. باید جیب خودم رو نگاه کنم. تازه مگه جاهای بدی بردمتون. بهترین هتل‌ها رفتیم.

خانم: نه جاهای خوبی بردی. شیراز و اصفهان و شهرای دیگه هم آخه شد مسافرت. تو به فکر من و بچه‌ها نیستی.

آقا: ببین از یک سوال کوچیک من به کجاها رسیدی‌ها! اصلا نمی‌ریم هیچ جا.

خانم: بله دیگه سفر و خوشگذرونی مال از ما بهترونه. ما همون بریم جاده چالوس فرش پهن کنیم و غذا بخوریم یا با کل خانواده تو بریم که همون بهتر نریم... .

شاید این گفت‌وگو به این غلیظی و تلخی خیلی هم مرسوم نباشد، اما کمی بالا و پایین چنین حرف‌هایی در خیلی از خانه‌ها گفته می‌شود. وقتی روزی ده تا پیامک تور آنتالیا و... می‌آید، وقتی با هر کسی صحبت می‌کنی حتی طبقه متوسط جامعه از رفتن به دبی و خاطراتش تعریف می‌کند، چنین نگرشی دور از ذهن نیست. آن هم در جایی که چشم و همچشمی و برنده شدن در مسابقه «کی بیشتر پول داره؟» زیربنای لذت بردن و معیار خوشبختی شده است.

سفرهای خانوادگی می‌تواند برخی خوبی‌ها و بدی‌ها داشته باشد. کارکردهایی کاملا متفاوت که بستگی به نوع نگاه ما به سفر و مسافرت است. مانند:

می‌خواهم نفس تازه کنم: یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های سفر چه خانوادگی و چه فردی دور شدن از مشکلات کاری و کارهای معمول و رفتن به جایی جدید و طبیعتی زیبا به منظور شارژ دوباره برای زندگی است. همه ما نیاز داریم گاهی بایستیم و نفسی تازه کنیم، اما سفرهایی که تنها برای دیگران با هزار زور و ضرب انجام می‌شود، نه‌تنها نمی‌گذارد نفسی تازه کنیم، بلکه گاهی به نفس نفس زدن هم می‌افتیم.

رو‌به‌رو شدن با چالش‌های جدید: در سفر می‌توان موقعیت‌های جدیدی دید. مخصوصا برای فرزندان خانواده یک فرصت است که به آنها می‌آموزد، چگونه با شرایط غیرقابل پیش‌بینی در زندگی روبه‌رو شوند. چگونه قدرت تحمل خود را بالا ببرند و برای رسیدن به برخی خواسته‌ها صبر کنند. سفر به دل طبیعت و حس لحظات بکر می‌تواند یک کلاس آموزشی باشد، اما این روزها سفر با هواپیما به مقصد یک هتل پنج ستاره و دوره کردن پاساژها فرصتی به فرزندان نمی‌دهد، جز ایجاد انتظارات بیشتر!

دایره‌المعارف فرهنگی: خیلی تاسف‌انگیز است اگر یک ایرانی باشی و به زیارت امام رضا(ع) نرفته باشی، تخت جمشید را ندیده و فرق سی و سه پل و پل خواجو (البته این پل‌های بدون رودخانه را) ندانی! آن وقت تمام نقاط دیدنی استانبول را مثل کف دست بلد باشی. البته این حرف‌ها به معنی این نیست که سفر به جایی خارج از ایران، کار اشتباهی است بلکه منظور ما این است اول کشور خودمان، بعد اگر توانستیم و مشکلی نبود، همه دنیا!

مخصوصا فرزندان که باید با کشور، تاریخ و جغرافیای ایران آشنا شوند. درباره فرهنگ‌ها و گویش‌های مختلف اطلاعات کسب کنند. لباس‌های محلی​شهرهای ایران را ببینند و رنگ رنگ این تمدن کهن را بشناسند. از کودکی باید ایران و ایرانی بودن برایش افتخار شود تا وقتی به سن جوانی رسید، با دیدن هر مشکلی، رفتن از کشور مادری برایش آرزو نشود. شهر‌های ایران، این کشور چهار فصل و دیدنی می‌تواند مقصد بسیاری از سفرها باشد، می‌تواند بستری ایجاد کند تا هم کنار هم باشیم و هم از زیبایی‌ها لذت ببریم، اما اگر تب خرج کردن بیشتر اجازه دهد.

همین لباس زیباست نشان آدمیت!: یکی از موضوعاتی که در سفرهای آن طرف آبی باید حواسمان به آن باشد، نوع پوشش و رفتارمان به‌عنوان یک ایرانی است. درست است که حجاب جزو قوانین کشور ماست و برخی بانوان به حکم قانون آن را اجرا می‌کنند، اما فرهنگ ایرانی هم با پوشش‌ها و رفتارهایی که با سوار شدن در هواپیما به بهانه خروج از کشور کاملا دگرگون می‌شود، سازگار نیست. ما در کشورهای دیگر نماینده‌ای از ایران و این تمدن کهن هستیم. خیلی دردناک است اگر در یک کشور عربی کوچک همسایه بگویند خانم‌های ایرانی از آرایش غلیظ و لباس‌های نامناسب قابل شناسایی هستند. باید، هم خودمان و هم فرزندمان در این سفرها بیاموزیم که ارزش‌ها همه جای دنیا ارزش است. حتی اگر قانون اجازه دهد، هنجارشکنی کار درستی نیست مخصوصا اگر کودک یا نوجوانی همراه داشته باشیم. او بر‌می‌گردد و باید در این کشور و با قوانین این کشور زندگی کند، این کار برایش سخت می‌شود، اگر همانجا و در حین سفر، شما با رفتارتان برخی ارزش‌ها را برایش جهانی نکرده باشید.

سفر‌هایی بدون بزرگ‌ترها: لازم است گاهی زن و شوهر تنها به سفر بروند، لازم است گاهی همه اعضای خانواده باهم بروند، اما ضروری است گاهی همراه بزرگ‌ترها به مسافرت برویم. در هفته‌های پایانی شهریور، بیشتر از هر زمان دیگری مامان‌بزرگ‌ها و بابابزرگ‌ها تنها می‌شوند. نمی‌گوییم هر سال و همیشه، اما برخی مواقع آنها را هم در لذت سفر شریک کنید و به فرزندان‌تان بیاموزید در آینده وقتی شما پیر شدید، شما را در لذت سفرشان شریک کنند.

هوا خنک‌تر شده است و تا چند روز دیگر مدارس باز می‌شوند. به جای آن‌که خود را درگیر قوانین خودنوشته دست و پا گیر کنیم، بهتر است لذت بردن از زندگی با بهانه‌های کوچک و کمترین هزینه را بیاموزیم. این یک هنر است که بتوان به سادگی، خوشبخت بود. به فکر سفر باشید، یک سفر خوب و لذت بخش بدون توجه به این‌که دیگران چه می‌گویند و تعریفشان از سفر لذتبخش، چیست! ستاره‌های هتل برای شما خاطره‌ساز نخواهد شد، یک خانواده خوشبخت می‌داند چگونه از باهم بدون خاطره‌سازی کند.

اصولی برای همسفری

سفر رفتن به همراه خانواده آداب مخصوص خود را دارد، فرقی هم نمی‌کند به نزدیک‌ترین شهر و یک سفر کوتاه باشد یا به آن طرف کره زمین و سفری طولانی، باید بدانید چگونه رفتار کنید تا کمترین مشکل برای شما و اطرافیان‌تان ایجاد شود. شعر «هیچ آدابی و ترتیبی نجوی، هر چه می‌خواهد دل تنگت بگوی» را فراموش کنید و قاعده‌مند رفتار کنید، اما رفتارهای قاعده‌مند یک سفر خانوادگی چیست؟ اول از همه بگویم خانواده می‌تواند یک جمع دو نفره تا چند​ ده نفره باشد. درست است که برخی شرایط با بیشتر شدن افراد فرق می‌کند، اما اصولی هست که باید به آن پایبند باشید.

اصل اول: سفر خانوادگی یعنی ما، یعنی گروهی که مقصد مشترک دارند و باید خود را با دیگری و یا دیگران وفق دهند. مثلا نمی‌توانند بگویند بخاطر من همه باید سر ساعت سه ناهار بخورند. این تصمیمات باید به صورت گروهی گرفته شود. خودمحوری و دیدن شرایط خود، بزرگ‌ترین لطمه را به یک سفر دسته‌جمعی می‌زند. سفر می‌تواند فرصتی به شما بدهد تا انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشید. فرزندان هم مخصوصا در خانواده‌های کم جمعیت در صورت رفتن به یک سفر گروهی، موقعیت جدیدی را تجربه کنند. دیگر آنها مرکز توجه نیستند و هر خواسته‌شان به زودی برآورده نمی‌شود، باید صبر کنند و این می‌تواند بسیار آموزنده باشد.

اصل دوم: همکاری نه بیگاری! قرار نیست تمام کارهای سفر به عهده خانم‌ها باشد. البته بر عکس آن هم صادق است. باید برای هر کاری هر چند هم کوچک همه اعضای خانواده با هم همکاری کنند. انتقال چمدان‌ها، انداختن و جمع‌کردن سفره و یا هر کار دیگری که به تناسب نوع سفر پیش می‌آید باید توسط همه اعضا انجام شود. درس دیگر سفر، همکاری برای داشتن لحظات بهتر است. از آن غافل نشوید.

اصل سوم: سفر موقعیتی بی‌نظیر برای نزدیکی بیشتر، شما چند روز فرصت دارید تا از کنار هم بودن بیشتر لذت ببرید. کارهایی را بکنید که دوست دارید، بخندید، بگردید، ببینید و مشکلات زندگی را برای روزهای آینده احتکار کنید. این موقعیت و دور بودن از روزمرگی همیشه، به شما و دیگر اعضای خانواده این فرصت را می‌دهد تا به هم نزدیک‌تر شوید، بیشتر گفت‌وگو کنید، حتی بیشتر به هم نگاه کنید. یک سفر کوتاه این موقعیت را می‌تواند ایجاد کند تا کنار هم راه بروید. این فرصت‌ها در طول زندگی کم پیش می‌آیند. این روزها همه یک بهانه بزرگ دارند. بهانه‌ای به نام «گرفتاری»! اما در سفر این بهانه وجود ندارد پس از این روزها استفاده کنید.

اصل چهارم (مهم‌ترین اصل): با هم بودن برای مدت زمان طولانی در کنار تمام خوبی‌هایی که دارد، مهارت‌های رفتاری زیادی را می‌طلبد. مثلا مهارت حفظ حریم شخصی در عین صمیمیت، احترام به نظر متفاوت و چیزهایی که نه‌تنها بین زن و شوهر بلکه در سفرهای بزرگ‌تر خانوادگی هم مورد نیاز است. برای مثال اگر داماد خانواده از نظر سیاسی مشی متفاوتی با پدر زن خود دارد، این چند روز سفر زمان خوبی برای بحث‌های خسته‌کننده و بی‌نتیجه نیست.

سفر با کوچولوها

سفر رفتن با کودکان هم قواعد خاص خود را دارد. قرار است هم به ما خوش بگذرد و هم به آنها. اگر قرار باشد زمان طولانی را همراه با ما، پاساژ گردی کنند، خاطره زیبایی از سفر برایشان نمی‌ماند. مراقبت از بچه‌ها با توجه به سن و سال و خصوصیات اخلاقی آنها چیزی است که نباید از نظر مخفی بماند. البته باید اعتدال را رعایت کرد. فرزندان آپارتمانی ما فرصت بودن در طبیعت را ندارند. می‌تواند سفر این فرصت را برایشان ایجاد کند. اگر قرار باشد مدام به آنها امر و نهی کنید و نگذارید هیچ کار تازه‌ای انجام دهند، به ضرر آنها عمل کرده‌اید، اما مراقبشان باشید. اگر جایی هستید که به دریا، استخر یا رودخانه نزدیک است، دقیقه‌ای چشم از آنها بر ندارید. کنترل نامحسوس داشته باشید تا لذت آنها خدشه‌دار نشود. مخصوصا در سفر‌های گروهی، وقتی همبازی پیدا می‌کنند، قدرت تخریب و کارهای خطرناکشان هم چند برابر می‌شود. مراقب گم‌شدن در مکان‌های شلوغ هم باشید. اگر خوب چشم و گوش‌تان را باز نکنید، سفر برایتان دردسر می‌شود. نقاط بلند، نحوه نشستن در ماشین، عبور از عابر و خلاصه هر چیز خطر ساز را مراقب باشید.

دو دو تا همه جا می‌شود، چهارتا

حساب کتاب مالی خانواده یکی از مهم‌ترین مدیریت‌هایی است که زن و شوهر باید در زندگی به آن توجه کنند. برای رفتن به سفر هزینه مشخصی را کنار بگذارید از خرج بلیط یا بنزین گرفته تا خورد و خوراک و هتل یا هر مکانی برای اقامت، باید حساب شده باشد. نه‌چندان سخت بگیرید که سخت بگذرد نه‌چندان بی‌حساب و کتاب خرج کنید که بعد از برگشت پشیمان شوید.

رسم خرید سوغاتی که در فرهنگ ما وجود دارد، رسم زیبایی است، اما گاهی بسیار دست و پا گیر است. اگر به خرید چند چیز کوچک آن هم برای نزدیک‌ترین‌ها بسنده کنیم، مشکلی پیش نمی‌آید، اما در اغلب موارد این‌گونه نیست.

سفر رفتن نوعی زندگی به گونه متفاوت است و می‌تواند فرصت خوبی برای آرامش پیدا کردن باشد، اما علاقه برخی مخصوصا خانم‌ها به خرید می‌تواند هم استرس و خستگی ایجاد کند و هم حساب مالی خانواده را به طور کلی نابود کند. باید سعی کنید با حفظ تعادل هم خیلی به خودتان و دیگران سخت نگیرید و هم زحمات چند​ ماه‌تان را به باد ندهید.

تغذیه خانواده جایی بجز خانه

در خانه اصولا خورد و خوراک همه اعضا، نظم خاص خود را دارد. مادر خانواده برنامه‌ای برای وعده‌های غذایی در نظر می‌گیرد و تغذیه چیزی نیست که باعث درد سر شود، اما در سفر وضع فرق می‌کند. از زمانی که افراد از خانه خارج می‌شوند تا زمانی که برمی‌گردند، باید برای خوراک خود برنامه‌ای داشته باشند. بهتر است در سفرهای زمینی برای طول راه، خوراکی از منزل یا جای مطمئن تهیه کرد تا در مسیر رفتن به سفر غذای آلوده همه چیز را خراب نکند.

بخور نخورهای مسافرت

افرادی که رژیم غذایی خاصی دارند قرار نیست این چند روز آن را فراموش کنند. مانند افرادی که دیابت یا فشار خون دارند.باید طبق روال قبل به رژیم غذایی‌شان پایبند باشند.

توجه به نیازهای بدن و تغذیه کامل ضروری است. این که خانواده در سفر هستند نباید باعث شود فقط از یک نوع خاصی از غذاها استفاده کنند. برای مثال بیشتر نان و برنج بخورند. خوردن میوه، سبزیجات و لبنیات در هر شرایطی لازم است. برای تغذیه‌تان برنامه داشته باشید.

آب و نوشیدنی‌ها تامین‌کننده آب بدن هستند و کاهش مصرف آنها موجب بروز خشکی بدن و به دنبال آن اختلالات دستگاه گوارشی و یبوست می‌شود. بهترین نوشیدنی آب است. مصرف حدود 6 تا 8 لیوان مایعات در روز لازم است پس حواس‌تان به میزان آبی که مصرف می‌کنید باشد البته خوردن مایعاتی مثل چای به دلیل ادرار آور بودن خیلی توصیه نمی‌شود مخصوصا در سفرهایی که دسترسی به سرویس بهداشتی تمیز ممکن نیست. آب آشامیدنی خود را از جای مطمئن تهیه کنید. اگر ممکن است از آب‌های بطری استفاده کنید.

هم خودتان و هم فرزندان‌تان، در مسافرت قبل از خوردن غذا خوب دست‌هایتان را بشویید. هفته آینده مدرسه‌ها شروع می‌شود. حفظ سلامتی فرزندان خیلی ضروری است. حتما لبنیات استاندارد استفاده کنید البته ممکن است در جایی مانند روستا باشید، در این صورت می‌توانید اگر شیر محلی میل می‌کنید، قبل از مصرف خوب آن را بجوشانید. در طول سفر به جای خوردن تنقلات نامناسب و ایجاد عادت بد غذایی از خشکبار و میوه استفاده کنید. میوه‌ها و سبزیجات خوب شسته و ضد عفونی شوند.
جام جم
برچسب ها: سفر ، چمدان ، بازی
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: