فقدان صداقت در بازار کار و عوامل تولید، به عیب پوشانی، سرقت از کار و کم فروشی، بیمسئولیتی، فرصت طلبی و سرانجام به افت کیفیت و بازدهی پایین تولید میانجامد.
شفاآنلاین>اجتماعی>صداقت، اصل اساسی در روابط اجتماعی، از جمله در موضوع عرضه و تقاضاست. تبلیغات کاذب، برچسبهای خلاف واقع، دروغ، فریب، غش، تبانی، خلف وعده، خیانت در امانت و بیانصافی از مظاهر فقدان صداقت در بازار (به عنوان یکی از اصول تمدن و شهرنشینی) است. نبود صداقت میان تولیدکنندگان و تقاضا کنندگان، هزینههای فراوان بر جامعه وارد میکند. فقدان صداقت در بازار کار و عوامل تولید، به عیب پوشانی، سرقت از کار و کم فروشی، بیمسئولیتی، فرصت طلبی و سرانجام به افت کیفیت و بازدهی پایین تولید میانجامد. هم اکنون وجود تقلب در برخی داد و ستدها و دیگر محافل در جامعه باعث شده افراد اطمینان خود را نسبت به خرید با کیفیت و قیمت مناسب از دست بدهند، تا جایی که افراد در بسیاری از موارد در مورد خرید و فروش اجناس اطمینان ندارند و مدام فکر میکنند تقلبی در کار است. این در حالی است که بروز هر گونه تقلب باعث بیاعتمادی در جامعه میشود. فرد مواجه شده با تقلب احساس آزردگی میکند. همچنین فرد تحت تقلب نسبت به دیگر افراد حس بدبینی و خشونت دارد. در ایران باستان تقلب در داد و ستدها وجود داشته است. این امر باعث بروز پدیده چونه زدن بر سر قیمت بین فروشنده و مشتری شده است. پدیده چانه زدن در هنگام خرید نشان دهنده نداشتن رضایت خاطر از جانب مشتری نسبت به قیمت گذاری فروشنده است. امروزه نه تنها در جامعه ما بلکه در اغلب جوامع انسانی تقلب و دروغگویی در زمینههای مختلف وجود دارد. این در حالی است که داریوش در کتبیههای متعدد خود از اهورا مزدا میخواهد تا کشورش را از دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کند. به عبارت دیگر دروغ و تقلب به رغم تاثیرات گفتار نیک، پندار نیک و رفتار نیک باز هم در آن دوران مشاهده میشد. داریوش در کتبیههای خود دروغ را عامل بروز فتنه در کشور نام برده است. طبیعتا دروغ در دوران مختلف بشری وجود داشته است. باید دانست که این نوع رفتار در سطوح مختلف جامعه ادامه دارد. برای مثال با بررسی ادبیات کهن در اشعار سعدی مصرع « دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنهانگیز » نمونه بارز وجود و نشر چنین فرهنگ در جامعه است، بنابراین این طرز تفکر در جامعه باعث بروز بیاعتمادی میشود و همگان سعی در مصون نگه داشتن خود از تحریف عقاید دارند. با بررسی فرهنگ داد و ستد در کشور باید اذعان داشت که در برخی مواقع دروغگویی و تقلبها جزو فرهنگ شده است. این گونه رفتارها در جامعه باعث از بین رفتن حس اعتماد و اعتبار میشود. در این شرایط هر فرد بدون داشتن اعتماد به جامعه از طریق دروغگویی کار خود را پیش میبرد. این گونه رفتارها در جامعه با تاثیرات سوء همراه است. در گذشته بزرگان و پادشاهان با شیوههای مختلف در پی جلب اعتماد افراد بودند به نسبت آن افراد نیز برای حفاظت از جان خود مجبور به مجیز و تعارف کردن بودند. بنابراین تقلب و دروغ یک مساله عام است و شاید بتوان گفت که بخشی از فرهنگ ملی ایرانیان است. با بررسی گفت و گوهای روزمره میتوان به این امر تاکید کرد که اغلب افراد واقعیتها را آنطور که هست بیان میکنند و به این شکل به حفظ منافع خود میپردازند. این شیوه رفتاری میتواند با ضررهای فراوان همراه باشد. در اقتصاد جدید رسم چانه زدن در معامله کاهش یافته است. برای مثال در اغلب سوپر مارکتها یا دیگر مغازهها روی اجناس قیمتگذاری شده است.
این اقدام با ارائه قیمت مناسب و به شکل شفاف انجام میشود، اما اغلب مردم در پی رفتن به برخی مراکز خرید هستند که بتوانند با چانه زدن قیمت اجناس را کاهش دهند. در برخی از ایام به دلیل فروش فوقالعاده اجناس با تخفیف به دست مردم میرسد. باید از طریق آموزش در مدارس و رسانهها مردم را نسبت به تقلب در معامله و دیگر موارد آگاه کرد. از سوی دیگر باید تاکید کرد که برای کسب منافع اقتصادی استفاده از تقلب و دروغ مناسب نیست. با اقدامات فرهنگی میتوان اهمیت دروغ را در جامعه کاهش داد. این تغییر نگرش نیازمند صرف زمان طولانی مدت است. درضمن همگان باید نسبت به قوانین تعریف شده نسبت به تقلب در حوزههای مختلف آگاه بوده و از بروز هر گونه تقلب جلوگیری کنند. بیشک با آگاه سازی جامعه میتوان شدت تقلب را در جامعه کاهش داد و اعتماد مخدوش شده مردم را بازگرداند.