کد خبر: ۲۸۶۶۰۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۵ - ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - 2021August 02
دیروز هنوز نمی‌دانستم تستم مثبت شده، صبح شیفت بودم. بیشتر از ۵۰تا مریض داشتیم تو اورژانسی که امکانات و تجهیزاتش ۲۴تخته تعریف شده

شفاآنلاین>سلامت> همزمان با تشدید بحران کرونا و کمبود تخت و امکانات درمانی در بیمارستان‌ها، رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور درباره «اشباع ظرفیت جسمی و روانی کادر درمان» هشدار دادند. گزارش‌ها از وضعیت بیمارستان‌های مشهد حاکی از پرشدن ظرفیت پذیرش بیماران کرونایی دارد.

به گزارش شفاآنلاین: سجّاد علی مُلا؛ فعال رسانه‌ای و یکی از اعضای کادر درمان به تشریح وضعیت مشهد در ایام کرونا پرداخته:


* دیروز هنوز نمی‌دانستم تستم مثبت شده، صبح شیفت بودم. بیشتر از ۵۰تا مریض داشتیم تو اورژانسی که امکانات و تجهیزاتش ۲۴تخته تعریف شده. در کل ۷مانیتور ثابت و دوتا پرتابل داریم برای مریض‌هایی سطح یک که لحظه به لحظه باید مانیتور بشوند. تو اتاق cpr اما به جای ۴تا مریض ۱۰تا مریض داشتیم، اینها هم از شانس بود که نزدیک ترالی‌های اورژانس تخت یا برانکارد گیرشان اومده بود، بین شیفت به جایی رسیدیم که بیماران سطح یک را که هر آن ممکن است ایست قلبی کنند وسط بیماران سطح دو و سه جا دادیم. برای یک احیا حداقل به حضور دوتا پرستار و یک تکنسین هوشبری و یک پزشک نیاز است.

* تصور کنید بیماران ردیف به ردیف کنار هم خوابیدن ناگهان یکی بدحال می‌شود، می‌رفتیم بالا سرش بین احیا دوتا تخت آن طرف هم بدحال می‌شد، چند نفر می‌رفتند بالا سر او شروع به احیا می‌کردن یهو ده نفر (همراهان) با جیغ و گریه می‌ریختن وسط شروع به فحش دادن به ما می‌کردن که شما به اینا نرسیدید که مُردند!

* درگیر همراهان می‌شدیم می‌دیدم باز صدای یکی دیگه از یه گوشه دیگه میاد می‌رفتیم بالا سر او می‌دیدیم او بدحال شده مشغول می‌شدیم، یهو می‌دیدم یکی از بیماران خوشحال از استرس و جیغ زدن این همراهان دچار درد قلبی شده! یک مریض از شانس بدش اول مریض سمت راستش فوت شد بعد هم دوتا مریض سمت چپش، تو چنین شرایطی هرکس باشه وضعیتش بحرانی می‌شه، ما دقیقاً باید چه...بخوریم؟! اگر پذیرش نکنیم بیرون بیمارستان می‌میرن، اگه پذیرش کنیم پدر خودمان و مریضای دیگه درمیاد‌.

* دیروز تو اتاق cpr دوتا زن و شوهر از روز قبل بستری بودن، خانمه تا منتقل ICU شد فوت کرد. آقا هم نیم ساعت بعدش تو اورژانس فوت کرد.

* به خدا قسم دیگه بریدیم، وضعیت آخرالزمانی شده، حین سی‌پی‌آر با خودم میگم این یکی با هشتاد سال سن موندنی نیست بیا برو سر سی‌پی‌آر اون مریض ۵۰ساله شاید اون بمونه، اونجا بچه‌ها دونفری دارن احیا میکنن... دیگه حالم از شیفت و بیمارستان بهم میخوره.
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: