
شفاآنلاین »سلامت» بیماریهای قلبی ـ عروقی یکی از مهمترین علل مرگومیر در جهان به شمار میروند و هر سال میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند. در میان این بیماریها، نارسایی مزمن قلبی از شایعترین و ناتوانکنندهترین مشکلات سلامت است که زندگی روزمره بیماران را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. افراد مبتلا به این بیماری اغلب با علائمی مانند تنگی نفس، خستگی مفرط، تورم اندامها، ضعف جسمانی، تپش قلب و سرگیجه مواجه هستند. تداوم این علائم باعث میشود توان انجام فعالیتهای عادی کاهش یابد و سبک زندگی بیمار بهطور جدی تغییر کند. در چنین شرایطی، بیماری تنها به جسم محدود نمیشود و بهتدریج ابعاد روانی، اجتماعی و عاطفی زندگی فرد را نیز درگیر میکند.
به گزارش شفاآنلاین از سوی دیگر، زندگی با یک بیماری مزمن مانند نارسایی قلبی، فشار روانی قابلتوجهی به بیمار وارد میکند. بسیاری از این بیماران در مواجهه با محدودیتهای جسمی و درمانهای طولانیمدت، احساس ناامیدی و کاهش انگیزه را تجربه میکنند. مطالعات مختلف نشان دادهاند که سطح امید به زندگی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی پایینتر از حد مطلوب است. امید به زندگی، به زبان ساده، به معنای باور فرد به امکان دستیابی به اهداف و داشتن انگیزه برای ادامه مسیر زندگی است.
پژوهشها نشان میدهند بیمارانی که از امید بیشتری برخوردارند، بهتر با بیماری کنار میآیند، فعالتر در روند درمان مشارکت میکنند و از نظر روانی سازگاری بیشتری دارند. به همین دلیل، توجه به راهکارهایی که بتواند امید به زندگی را در این بیماران تقویت کند، به یک ضرورت مهم در نظام سلامت تبدیل شده است.
در این خصوص، محمد اکبری از گروه روانپرستاری و مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به همراه دو نفر از همکاران همدانشگاهی خود، پژوهشی را در این زمینه انجام دادهاند. این محققان در مطالعه خود، به بررسی اثر یک برنامه آموزشی مبتنی بر تقویت مهارتهای مثبتنگری بر وضعیت امید به زندگی بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی پرداختهاند. این پژوهش با تمرکز بر نقش مداخلات پرستاری و روانی، تلاش کرده است نشان دهد که چگونه آموزشهای ساده ذهنی میتواند بر نگرش بیماران نسبت به زندگی اثر بگذارد.
در این مطالعه، ۷۲ بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی که در بخش داخلی یکی از مراکز درمانی شهر اصفهان بستری بودند، بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه در برنامه ارتقای مهارت مثبتنگری شرکت کردند و گروه دیگر بهعنوان گروه کنترل، این آموزشها را دریافت نکردند. برنامه آموزشی مثبتنگری طی شش جلسه برگزار شد و برای سنجش میزان امید به زندگی بیماران، از یک پرسشنامه استاندارد استفاده شد. بیماران این پرسشنامه را پیش از شروع آموزش، بلافاصله پس از پایان آن و یک ماه بعد تکمیل کردند.
نتایج بهدستآمده از این مطالعه نشان دادند در گروهی که آموزش مثبتنگری را دریافت کرده بودند، میانگین نمره امید به زندگی بلافاصله پس از مداخله و همچنین یک ماه بعد از آن، بهطور معنادار و قابل توجهی افزایش یافته است. این افزایش نهتنها در نمره کلی امید به زندگی، بلکه در ابعاد مختلف آن نیز مشاهده شد. در مقابل، در گروه کنترل که این آموزشها را دریافت نکرده بودند، تغییر معناداری در سطح امید به زندگی در بازههای زمانی بررسیشده دیده نشد.
بر اساس نتیجهگیری پژوهشگران، برنامه ارتقای مهارت مثبتنگری میتواند بهعنوان یک مداخله مؤثر و کمهزینه برای بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل، محققان توصیه کردهاند که پرستاران شاغل در مراکز درمانی، از این نوع مداخلات روانی ـ آموزشی در کنار مراقبتهای جسمی استفاده کنند تا وضعیت روانی بیماران نیز بهبود یابد.
بر اساس این پژوهش که نتایج آن در مجله «مراقبت پرستاری و مامایی ابنسینا» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی همدان منتشر شدهاند، آموزش مثبتنگری به بیماران کمک کرده است افکار منفی و غیرمنطقی خود را بهتر شناسایی کنند و بهجای تمرکز بر ناتوانیها، بر تواناییها و نقاط قوت خود توجه داشته باشند. این آموزشها باعث تقویت خوشبینی، کاهش استرس و نگرانی ناشی از بیماری و افزایش احساس کنترل بر زندگی شده است. در نتیجه، بیماران توانستهاند با آرامش بیشتری با شرایط بیماری کنار بیایند.
همچنین یافتهها نشان میدهند که این برنامه آموزشی، دو بعد مهم امید به زندگی یعنی «تفکر عاملی» و «تفکر راهبردی» را در بیماران تقویت کرده است.
به گفته مجریان این تحقیق، تفکر عاملی به احساس انگیزه و اراده فرد برای دنبالکردن اهداف اشاره دارد و تفکر راهبردی به توانایی یافتن مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن اهداف مربوط میشود. تقویت این دو بعد به بیماران کمک میکند حتی در شرایط دشوار بیماری، راههای تازهای برای ادامه زندگی معنادار پیدا کنند.