شفاآنلاین »سلامت» هر روز به دلیلی کرکرهها پایین کشیده میشود؛ یک بار آلودگی، یک بار سرما و ناترازی انرژی و بار دیگر اعتراضات خیابانی. هر کدام بهنحوی باعث تعطیلی کشور میشوند. گاهی مدارس در تمام مقاطع تعطیل میشوند، ادارات دولتی هم درشان بسته میشود و تنها شرکتها و نهادهای خصوصی به فعالیت نیمبند خود ادامه میدهند. گاهی هم خبر تعطیلی برای برخی از مقاطع تحصیلی و در بعضی از شهرها اعمال میشود. اما آنچه روشن است، این است که تعداد این تعطیلیها از حد عادی گذشته و کشور را در یک موقعیت شبهتعلیق و توقف نگه داشته است؛ توقفی که دانشآموزان مدارس و والدینشان، سالمندان و کارمندان و... را درگیر کرده. حالا میتوان گفت که نظم زندگی از ضرباهنگ عادی خارج شده است.
برای هر روز تعطیلنکردن؛ 500 هزار تومان
به گزارش شفاآنلاین یکی از جدیترین معضلات این تعطیلیها را خانوادههایی تجربه میکنند که والدین شاغلاند و دانشآموز دارند. در حالی که تعطیلات رسمی وضعیت مدارس را معلق میکند، مادران و پدران این دانشآموزان در شرایط مشابه نیستند و وضعیت اشتغال آنها جاری است. «نسرین» دقیقا در چنین شرایطی زندگی میکند. او مدیر منابع انسانی یک شرکت خصوصی است که محل کارش تحت تأثیر این تعطیلات قرار نمیگیرد، اما دو فرزند دارد که با هر تعطیلی باید در خانه بمانند: «من و همسرم شاغلیم. محل کارمان دولتی نیست که با این تعطیلات درش بسته شود. ما اغلب باید تحت هر شرایطی سر کار برویم، اما مدرسه بچههایمان تعطیل میشود. سالهای گذشته که این وضعیت وجود داشت، از اعضای خانواده کمک میگرفتیم، یا بچهها را به آنها میسپردیم یا آنها به خانه ما میآمدند. گاهی هم دورکاری و مرخصی میگرفتیم. به هر حال، هر طور که ممکن بود شرایط را مدیریت میکردیم. اما در دو سال اخیر این وضعیت از حالت عادی بهطور کامل خارج شده است».
افزایش تعطیلیها کار را به جایی کشاند که نسرین سراغ مدارسی رفت که تحت هر شرایطی باز هستند: «از سال گذشته که بارها مدرسه را بهخاطر وضعیت آلودگی هوا و سرما تعطیل کردند، محبور شدیم سراغ گزینه دیگری برویم. در نتیجه مدارسی را پیدا کردیم که ابتدای سال تضمین کردند تحت هر شرایطی باز هستند. البته هزینه آنها بسیار زیاد است». «شهرزاد» هم که شرایط مشابهی دارد، از مدرسه دخترش میگوید: «شرایط شغلی من و همسرم به شکلی نیست که بتوانیم در خانه بمانیم، به همین دلیلی مدرسهای انتخاب کردیم که در این روزها تعطیل نباشد و در مقابل هزینه زیادی کردیم. این مدرسه علاوه بر 290 میلیون تومان هزینه ثبتنام، قرار شده که برای هر روزی که مدارس تعطیل میشوند و آنها تعطیل نمیکنند، 500 هزار تومان اضافه بگیرند».
تعطیلیهای گسترده
تعطیلیها، زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. یک وکیل دادگستری با اشاره به تعطیلیهای مکرر اخیر و تأثیر آن بر دفاتر اسناد رسمی میگوید: «این میزان تعطیلی دیگر قابل تحمل نیست. یک عالم پرونده روی دست من مانده است؛ از پرونده طلاق گرفته تا پروندههای مربوط به انحصار وراثت. به هیچکدام از آنها نمیتوانیم برسیم چون این تعطیلیهای پیاپی باعث شده است یک کار ساده چند هفته طول بکشد. حالا بماند که وقتی تعطیل نیست هم سیستمهای خودشان درست کار نمیکند». این موضوع بارها در دفاتر بیمه تکرار شده است. «مجید» که درگیر پرداخت یک جریمه بیمه برای محل کارش بود، میگوید: «برای پرداخت جریمه، محدودیت زمانی مشخص کرده بودند. اما آنقدر تعطیلیها زیاد شد که موعد پرداخت جریمه را رد کردیم و نتوانستم جریمه را پرداخت کنم. حالا هم برایم جریمه مازاد صادر شده است. به دفاتر بیمه که مراجعه میکنم میپذیرند قصور پرداخت جریمه از طرف من نبوده است، اما از طرف دیگر، نامهنگاری برای آن هم آنقدر طول میکشد که نمیدانم چه کنم».
دبستانیهای گرفتار
«علیرضا مرودستی» فعال حوزه آموزش است و درباره افت کیفیت تحصیلی در سایه تعطیلیهای متعدد میگوید: «نخستین تجربه آموزش آنلاین در فضای آموزشی و تحصیلی کشور ما، پس از تجربه پاندمی کرونا شکل گرفت. سامانه نشاط راهاندازی شد و برخی مدارس هم با اپلیکیشنهای دیگر کلاسهایشان را برگزار میکردند. اما پرواضح بود که این تجربه از نظر کیفیت آموزشی نتوانست راندمان خوبی را بر جا بگذارد. بااینحال، در دوران شیوع ویروس کرونا این موضوع جهانی بود و همه کشورها با این بحران بینالمللی درگیری داشتند. هر کشوری تلاش میکرد به نوعی راهکار خودش را طراحی و اجرا کند. اما پس از کرونا، اتفاقات مختلفی در کشور منجر به بستهشدن درهای مدارس میشد؛ از ناترازی انرژی و سرما تا آلودگی هوا و اعتراضات خیابانی. تصمیم بر تعطیلی مدارس اما در چند سال اخیر و مشخصا سال تحصیلی جاری به شکل عجیبی افزایش پیدا کرده و همین موضوع هم مسئله تعطیلی تحصیلی را به شکل متفاوتی در حوزه آموزش ما رقم زده است».
برای جبران عقبافتادگیها همه توانایی پرداخت هزینه کلاسها و معلم خصوصی را ندارند: «ناگفته پیداست که در فضای آموزش آنلاین، راندمان آموزش و یادگیری افت میکند. این را میشود از نمرات سالهای اخیر دانشآموزان ایرانی و آمار پیرامون کیفیت آموزشی هم دید. برای مقابله با این افت کیفیت آموزش، برخی خانوادهها که از نظر مالی شرایط مساعدی دارند، سراغ کلاسهای خصوصی میروند. با معلمهای خانگی تلاش میکنند تا آن عقبماندگی حاصل از تعطیلی مدارس را برای فرزند دانشآموز خود جبران کنند. هرکسی که در این جامعه زندگی کند، به خوبی آگاه است که این اقدام برای خانوادههای اندکی ممکن است. در شرایطی که وضعیت اقتصادی برای سرپرست خانوادهها هر روز سختتر از دیروز میشود، رسیدگی به هزینههای عادی هم برای والدین دشوار است، چه رسد به اینکه سراغ هزینههای مازاد بروند». همه اینها در شرایطی است که مدرسه فقط یک نهاد آموزشی نیست: «مدرسه تنها نهاد آموزشی نیست و وظیفه مهم پرورش را هم بر عهده دارد. مدرسه، فضایی است که کودکان و نوجوانان ما قرار است بخشی از روند جامعهپذیری خود را در آن تجربه کنند؛ دوستیابی، حل بحران، معاشرت با دیگران، تمرین صبر و هزاران موضوع دیگر که در فضای مدرسه میتوان آن را در حلقه همسالان آموخت. در فقدان نهاد مدرسه، این آموزشهای فرهنگی و پرورش دانشآموزان نیز دچار وقفه میشود».
به عقیده او، بیشترین آسیب متوجه دانشآموزان ابتدایی میشود: «در فضای آموزش آنلاین و غیبت نهاد مدرسه و کلاس درس، بیشترین آسیب متوجه مقطع ابتدایی میشود؛ چراکه آنها در ابتدای راه هستند و نیاز است قدم به قدم، معلم دستشان را بگیرد و راهنماییشان کند. چنین هدایتی از راه دور بسیار دشوار میشود و مسیر آموزش را کندتر و ضعیفتر میکند. در مقاطع دیگر، این امکان که همکلاسیها بتوانند بیشتر به یکدیگر کمک کنند وجود دارد. از سوی دیگر، در مقطع دبستان چون آموزش پایه است، خانوادهها نیز اصول آموزش پایه را نمیدانند و در نتیجه نمیتوانند چیزی را به فرزند خود منتقل کنند. نتیجه هر ساختمانی منوط به بن و پایه آن است و وقتی پایه درست پیریزی نشود، نمیتوان از نتیجه انتظار خوبی داشت. آموزش دانشآموزان هم دقیقا به همین شکل است». از نگاه او اما هنوز راهکارهایی برای برونرفت از این وضعیت وجود دارد: «به نظر من نیاز است یا صداوسیما یا یک پلتفرم بهعنوان نیروی پشتیبان تحصیلی دانشآموزان به کار گرفته شود. مثلا همانطور که در دوران کرونا شبکههای تلویزیونی کار آموزش را بر عهده گرفته بودند، نیاز است معلمانی استخدام شوند تا در صورت نیاز دانشآموزان به اصلاح و رفع اشکال، بتوانند به آنها مراجعه کنند و در آن فضای پلتفرمی پرسشهای خود را مطرح کنند».
اختلال در زیست جامعه
«آذر تشکر»، جامعهشناس و لایفکوچ، با تبیین نظم زندگی مدرن شهری صحبتهایش را آغاز میکند و میگوید: «زندگی مدرن شهری امروز به معنای آن است که روزهایی در هفته بهعنوان روزهای کار و اشتغال و فعالیت در نظر گرفته میشوند. طبق قراردادهای شهرنشینی این تعداد روزها در کشورهای مختلف بین پنج تا شش روز متغیر است. یک تا دو روز هم بهعنوان روزهای تعطیل آخر هفته برای بازتوانی جسمی و روانی در نظر گرفته میشود تا افراد بتوانند با صرف وقتشان برای آنچه فراغت مینامند، مجددا به چرخه کار و اشتغال برگردند. بنیاد و فلسفه تعطیلی از منظر فردی همین است. تعطیلات سالانهای هم در عرصه جمعی طراحی شده که هدفش پیوندهای جمعی، تعلق خاطر داشتن به احساسات جمعی و عضوی از کل بودن است و در قالب مناسبتهایی همچون عید نوروز برای ما یا تعطیلات کریسمس برای کشورهای دیگر و با روزهای ملی کشورهای دیگر شکل میگیرد».
تشکر معتقد است این شرایط پویایی انسانی را هم سلب میکند: «بین روزهای فعال و کاری و روزهای استراحت پیوستگی توأمان وجود دارد. یعنی ما کار میکنیم که بتوانیم فراغت داشته باشیم و اینها به هم وابستهاند. دقیقا مثل نوتهای موسیقی که هم بخش آوایی آن حساب است و هم نوت سکوت. چنین پیوستگیای، یک نظم در سیستم اجتماعی ایجاد میکند که افراد مبتنی بر آن، نظم زندگی فردی و جمعی خود را تبیین میکنند. وقتی جامعه در شرایطی قرار میگیرد که این نظم از او سلب میشود، ذهن، بدن و روانش بهطور توأمان به هم میریزد. افراد در فضای تعلیقی غرق میشوند. آنوقت نه میدانند که این فضا عقبگرد است و نه متوجه پیشرفت میشوند. در حالی که انسان بالذات نیاز به پویایی و فعالیت و پیشرفت دارد، نه رکود و درجازدن».
چنین وضعیت توقفی، اثرات روانی و اجتماعی بلندمدتی دارد که حتی تا نسلها باقی میماند: «شاید برخی تصور کنند که این تعطیلیها اتفاقی موقتی است که پس از بهترشدن شرایط افراد میتوانند به حالت عادی برگردند. در حالی که اینطور نیست. این تحمیل تعطیلی که کاملا هم غیر قاعده است، اثرات روانی و اجتماعی بلندمدتی دارد که حتی تا نسلها باقی میماند. زیست افراد را متحول میکند و در آن یک حسی از جبر جاری است که به اشکال مختلف روان جامعه را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد».
به گفته او در این شرایط، مردم بهطور مرتب شرایط خود را با کشورهای دیگر هم مقایسه میکنند: «وقتی میگویند مدرسهها به دلیل سرمای هوا تعطیل شدهاند، طبیعی است جامعه دچار پرسش و البته مقایسه میشود، آنهم اینکه سرما فقط متعلق به کشور ما نیست و کشورهای دیگری هستند که چندین برابر از ایران دمای پایینتری را تجربه میکنند. آیا در آن کشورها نیز تعطیلی، آنهم با این میزان رخ میدهد؟ پاسخ منفی است. همین پرسش و مقایسه و نتیجه بار دیگر روی افراد یک جامعه تأثیر منفی میگذارد».
تشکر با اشاره به یکی از گزارههای پرتکراری که برخی اوقات از زبان مسئولان کشور شنیده میشود، ادامه میدهد: «گاهی میشنویم مسئولان کشور از شلوغشدن جادهها و مسافرت مردم در زمان تعطیلیها میگویند و آن را نشانهای از عادیبودن فضا میدانند. در حالی که اصلا اینطور نیست. واضح است وقتی همه امکانها را از یک جامعه بگیریم و بگوییم هر کاری میخواهی بکن، مردم سفرهای بیبرنامهای خواهند داشت. هرچند آن سفر فقط راهی برای پرکردن وقت است نه یک فراغت سالم. این سفرها اغلب با کلافگی همراه میشوند، حتی امکان استراحت خوبی را هم مهیا نمیکنند و چون مبتنی بر همان نظم زندگی مدرن نیستند، سازنده هم نخواهند بود. لذتبردن از تعطیلات اگر همسو با ریتم زندگی فعال و سوار بر ضرباهنگ آن بخش پویای زیست افراد نباشد، هیچ مازادی نخواهد داشت. در نتیجه چنین اظهارنظرهایی هم صرفا دزدیدن زمان زندگی مردم و بههمزدن ریتم زندگی جامعه است».
در این میان همه جامعه وضعیت زیستی مخدوشی را تجربه میکند؛ «از دانشآموزی که مدرسهرفتنش دچار تعلیق میشود تا سالمندی که باید جواب آزمایشش را بگیرد در این بستر آسیب میبیند. حالا دیگر آسیبهای کلان تأثیر بر رشد و توسعه و شاخصهای آن و مواردی همچون تولید ناخالص داخلی بماند».