برجام مسیر پیشرفت علوم پایه را هموار میکند
فرزاد
رجایی، استاد بافتشناسی و جنینشناسی درباره علوم
تشریحی میگوید: «چون شاخههای مختلف علوم تشریحی شامل بافتشناسی،
جنینشناسی و آناتومی جزو علوم پایه هستند، بنابراین محققانی که در این
زمینه تخصص دارند، حتماً باید در محدوده علوم پایه کار کنند. بنابراین این
افراد نمیتوانند مستقیماً وارد علوم بالینی شوند وظیفه این افراد کار در
علوم پایه است و نمیتوانند مستقیماً کلینیکال کار کنند. وقتیکه کارهای
محدود علوم پایه انجام شد و نتایج خوبی را نشان داد، آنگاه در مدلهای
حیوانی مورداستفاده قرار میگیرد. مدلهای حیوانی هم اگر به نتیجه رسید،
وارد مرحله استفاده از آن در انسان میشوند. این روند طبیعی است که در تمام
دنیا به همین شکل صورت میگیرد.»
رجایی
با تاکید بر اینکه علوم پایه نیازمند آزمایشگاههای مجهز است، گفت:
«دستگاههای موردنیاز معمولاً از کشورهای پیشرفته وارد میشوند و با توجه
به تحریمهایی که کشور ما در سالهای اخیر با آن روبهرو بوده است، همکاران
ما با محدودیتهای بسیاری برای تجهیز آزمایشگاهها مواجه بودهاند. البته
باوجود این همکاران ما توانستند، کارهای خوبی انجام دهند بهطوری که در
منطقه حرفی برای گفتن داشته باشند و انشا الله با اجرایی شدن برجام
امیدهای بیشتری برای پیشرفت این حوزه خواهیم داشت.»
رجایی
در توضیح علوم تشریحی میگوید: «علوم تشریحی به سه شاخه تقسیم میشود:
آناتومی ماکروسکوپی، آناتومی تکاملی که به آن جنینشناسی گفته میشود و
آناتومی میکروسکوپی که در آن با میکروسکوپ بافتها را موردبررسی قرار
میدهند و به آن بافتشناسی گفته میشود. یعنی سه شاخه اصلی. اگرچه اخیراً
جنینشناسی انشعاب پیداکرده است و در حوزههای بیولوژی تولیدمثل کار
میکند. حتی در این زمینه کنگرههای مجزایی برگزار میشود، چون این حوزه
بسیار وسیع است.»
وی
ادامه میدهد: «یکی از شاخههای این علم نیز علوم اعصاب است. مهندسی بافت
نیز در حوزه علوم تشریحی قرار میگیرد. یعنی اینکه محققان میتوانند اعضای
بدن را بهصورت سهبعدی و خارج از بدن بسازند. با استفاده از علوم مهندسی و
نانوپارتیکلها مواد شیمیایی تولید میکنند که این مواد با بدن سازگار
بوده و بدن نسبت به آن حساسیت ندارد. اینها را بهصورت یک داربست سهبعدی
شبیه به آنچه در بدن وجود دارد میسازند. سلولهای بنیادی را از بدن
میگیرند و روی داربست ایجاد کرده کشت میدهند. یعنی برای مثال قلب را
بهصورت سهبعدی خارج از بدن ایجاد میکنند و بعدها برای کسانی که مشکلات
قلبی دارند، پیوند میزنند. به نظر میرسد در آینده بسیاری از بیماریهای
لاعلاج یا صعبالعلاج بتوان با این روش درمان کرد. این روش در دنیا بسیار
مورداستفاده قرار میگیرد و در ایران هم همزمان با دنیا در حال پیشرفت
بوده و تصور من این است که در دهه آینده استفاده از این روش بسیار معمول
شود.»
سلولهای بنیادی در ابتدای مسیر درمان
شهرام
دارابی، استاد دانشگاه علوم پزشکی قزوین درباره
تمایز سلولهای بنیادی به ردههای مختلف و استفاده از آنها برای درمان
بیماریها میگوید: «تمایز سلولهای بنیادی به انواع ردههای مختلف اهمیت
زیادی دارد چون در کلینیکها برای درمان بیماری از اهمیت بالایی برخوردار
است. برای مثال در بیماریهایی که سیستم عصبی را از بین میبرند، مانند
آسیب به نخاع که موجب میشود بخشهایی از نخاع از بین برود. یکی از
روشهایی که اخیراً در دنیا برای درمان این مشکلات بهکار گرفته میشود
استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان اینگونه آسیبها است. سلولهایی که
میتوانند به انواع سلولها تمایز پیدا کنند. یک منبع برای بهدست آوردن
این سلولها، سلولهای مغز استخوان است. سلولهای بنیادی را از مغز استخوان
میگیرند و آن را به انواع سلولها تبدیل میکنند. این سلولها را در محیط
آزمایشگاه میتوان به انواع سلولها تمایز داد.»
وی در توضیح تحقیقاتی که در این زمینه انجام داده است، میگوید: «ما سلولهای بنیادی را از مغز استخوان استخراج کردیم و بعد این سلولها را در محیط آزمایشگاه تحت تاثیر عوامل رشد عصبی مانند فاکتور رشد اپیدرمی و...قراردادیم. این مواد القاگر هستند و سلول را از هر ردهای تبدیل میکنند. ما این سلولها را تحت تاثیر این فاکتورها به سلولهای بنیادی عصبی تبدیل کردیم و سلولهای بنیادی را تحت تاثیر عوامل القاگر دیگری مانند کریاتین و...بهنوعی از نورونها تبدیل کردیم که تقریباً 90 درصد سلولهای عصبی را تشکیل میدهند. این نورونها سلولهای واسطهای هستند که در آسیب نخاع از بین میروند. این یک استراتژی است.
یعنی تولید و تمایز سلولها برای درمان بیماریها که کاربرد گستردهای
دارد. این روش در بیماریهای عصبی بسیاری مانند پارکینسون، آلزایمر، ای آل
اس و...کاربرد دارد که سلولهای تولیدشده را جایگزین بافت آسیب دیده
میکنند. البته این درمان قطعی نیست و ما در این حوزه در ابتدای راه قرار
داریم.» دارابی دربار چالشهای پیش رو در این حوزه میگوید: «یکی از
چالشهای پیش رو در این زمینه این است که سلولهایی که در بدن پیوند داده
میشود کمتر از 3 الی 4 درصد زنده میمانند و به همین دلیل است که از
روشهای مهندسی بافت، ماتریکسی مانند بدن درستشده و بافت را روی آن قرار
میدهند و پیوند میزنند. در این حوزه چالشهای بسیاری وجود دارد و اگر جز
این بود برای درمان بسیاری از بیماریها در حال حاضر مشکلی وجود نداشت.
البته در حوزه سلولهای بنیادی کارهای خوبی انجامشده و به مرحله کلینیکال
نیز رسیده که بسیار نویدبخش است. اما آنچه انجامشده درمان قطعی نیست. علوم
تشریحی در ایران پیشتاز بسیاری از علوم است. موسسه رویان که دکتر کاظم
آشتیانی بنای آن را نهادند در حوزه جنینشناسی، سلولهای بنیادی و ناباروری
پیشتاز است. علوم تشریحی در بسیاری از حوزهها به درمان نزدیک شده است اما
بسیاری از آنها نیز در ابتدای راه قرار دارند.»
سلولهای بنیادی در درمان بیماریهای عصبی
مجتبی
کریمپور، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه ابیان اینکه محور تحقیقاتی که درزمینه آناتومی صورت میگیرد، بیشتر بر
مدلهای حیوانی است، میگوید: «برای مثالترمیم زخم، ترمیم بافت، کمک به
درمان بیماریهایی مانند پارکینسون ازجمله زمینههای خوبی است که در حوزه
علوم تشریحی در حال انجام است.
سلول درمانی در بیماریهایی مانند سکته مغزی
روشی جدید است. یکی از مشکلاتی که درزمینه سکته مغزی وجود دارد از بین
رفتن بخشی از نورونها بوده که این سلولها قدرتترمیم ندارند. در حال حاضر
این سلولها را از منابع مختلف استخراج کرده، کشت میدهند و آن را به
محیطی که محل ضایعه است، منتقل میکنند. البته این روش، روشی معمول نیست و
بیشتر در مرحله تحقیقاتی است هرچند در کشورهای پیشرفته در حال انجام است.»
وی
ادامه میدهد: «این روشها درواقع تلفیقی از علوم پایه و علوم بالینی است و
در حال حاضر بیشتر در مدلهای حیوانی مورداستفاده قرار میگیرد. برای
اینکه این مدل را روی موش یا حیوان دیگری پیاده کنند یک شریان را میبندند و
وقتیکه خون به مغز نمیرسد مدلی مانند سکته مغزی ایجاد میشود. سپس
سلولها را با تکنیکهای خاص در محل ضایعه قرار میدهند و این سلولها تا
حدی میتواند نواقص ناشی از سکته مغزی را جبران کند.»
علوم تشریحی نیازمند تجهیزات
وحید
منصوری، استاد آناتومی، گرایش بافت جنین بابیان
اینکه علم تشریح پس از انقلاب بسیار متحول شده است، گفت: «علم تشریح
ازآنجاکه بسیار گسترده بوده، شاخههای متعددی داشت. ازجمله تشریح موضعی.
بهتدریج تلفیقی از علمهای مختلف به وجود آمد، مانند بافتشناسی،
جنینشناسی، بیولوژی سلولی و...در سی سال گذشته رشتههای مختلف دستبهدست
هم دادند و درنتیجه علوم تشریحی بسیار پیشرفته و گسترده شده و البته به
همین دلیل به امکانات بیشتری هم نیاز دارد.
جنینشناسی و بیولوژی تکوین همگی از جمله حوزههایی هستند که علم تشریح نیز در آنها حضور دارد. درنتیجه میتوان بهعنوان علوم پایه موردتوجه بیشتری قرار بگیرد. باید بودجه تحقیقاتی آن افزایش داده شود و درعینحال از تشریح موضعی هم نباید جدا شود. چون این شاخهها وقتی افزایش پیدا کرد، دانشجوها به تحصیل خود ادامه دادند، کارشناسی ارشد و دکترا گرفتند و در رشتههای مختلف توزیع شدند و بهتدریج تشریح موضعی به کنار رانده شد.»
وی ادامه میدهد: «من تصور میکنم
اگر این مسیر ادامه پیدا کند و افراد در زیرشاخهها پراکنده شوند علم
تشریح موضعی بهتدریج فراموش میشود درحالیکه علوم تشریحی برای پزشکی علوم
پایه محسوب میشود. به این دلیل من تصور میکنم باید نحوه تدریس علوم
تشریحی برای رشتههای مختلف موردبازنگری قرار بگیرد. این مسئله از اهمیت
بالایی برخوردار است. اینکه علوم تشریحی برای رشتههای پزشکی، پیراپزشکی و
...چگونه تدریس شود. در حال حاضر یکی از معضلات در آناتومی این است که چه
چیزی باید گفته شود و چه مسائلی نیاز نیست. درگذشته تمامی موضوعات تدریس
میشد درحالیکه امروز با توجه به نیاز و حوزه فرد تدریس میشود.»سپید