شفاآنلاین »حادثه» در محله اعیاننشین «یورک میلز تورنتو»، خانهای که تا پیش از این نماد موفقیت و آرامش برای «مریم علوینسب» بود، اکنون به یادآور یک کابوس تبدیل شده است. این شهروند ایرانی کانادایی که هفت سال پیش با امید به زندگی بهتر مهاجرت کرده بود، پس از بازسازی خانهاش که حتی موفق به دریافت جایزه طراحی شده بود، قربانی یک سرقت مسلحانه خشن شد.
به گزارش شفاآنلاین بامداد ۲۹ اکتبر، حوالی ساعت ۳:۴۰، چهار سارق نقابدار بدون توجه به هشدارهای سیستم امنیتی وارد منزل شدند. «مریم» با تهدید اسلحه و فریادهای سارقان که به دنبال گاوصندوق بودند، از خواب بیدار شد.
اما ابعاد نگرانکننده این حادثه فراتر از یک سرقت مسلحانه در تورنتو است. دختر او در لحظات بحرانی با ۹۱۱ تماس گرفت اما به مدت ۴ دقیقه پشت خط انتظار ماند. این تأخیر در پاسخگویی و شوک ناشی از حادثه، مریم را به این نتیجه رسانده است که این خانه دیگر محل امنی برای زندگی نیست و باید هرچه سریعتر آن را ترک کند.

آن شب، «مریم علوینسب» برای آرام کردن دختر ۱۲ سالهاش که بدخواب شده بود، به اتاق او رفت و روی تشکی کنار تخت به خواب رفت. غافل از اینکه بیداریاش با کابوسی واقعی رقم خواهد خورد. ناگهان سایه دو مرد بالای سرش و سردی لوله تفنگ بر گردنش، خواب را از چشمانش ربود.
او با یادآوری آن لحظات نفسگیر میگوید: «ترسناکترین لحظه زندگیام بود؛ دو مرد وارد اتاق دخترم شدند و یکی از آنها در حالی که اسلحه را روی گلویم فشار میداد، مدام میپرسید: گاوصندوق کجاست؟»
اضطراب ناشی از حمله و عدم تسلط کافی به زبان انگلیسی باعث شد تا «مریم» در ابتدا متوجه منظور سارقان از کلمه «Safe» نشود، اما تمام تلاشش را کرد تا خونسردیاش را حفظ کند تا فرزندانش که خود را به خواب زده بودند، وحشتزده نشوند. سارقان با خشونت موهای او را کشیدند و او را کشانکشان به سمت کمد لباسی بردند که پیشتر زیر و رو شده بود.
وقتی «مریم» بالاخره متوجه خواسته آنها شد، توضیح داد که گاوصندوقی در کار نیست، اما آنها باور نکردند. او را با تهدید اسلحه به طبقه پایین و گاراژ بردند و حتی پیشنهاد سوئیچ «رنج روور» را رد کردند. سرانجام پس از شش دقیقه دلهرهآور، مهاجمان با سرقت پول و جواهرات از مهلکه گریختند.
برای «مریم» و دخترش، وحشت آن شب تنها به حضور سارقان مسلح ختم نشد. زمانی که دختر ۱۸ ساله خانواده با دستان لرزان در حمام پناه گرفته بود و شماره ۹۱۱ را میگرفت، انتظار داشت تا بلافاصله صدایی آرامبخش بشنود. اما سکوت پشت خط برایش ناامید کننده بود.
«مریم» میگوید: «دخترم میگوید کسی جواب نمیداد. اگر اپراتور زودتر گوشی را برمیداشت، شاید دزدها فرار نمیکردند.» او با صدایی که هنوز از خشم و ترس میلرزد، ادامه میدهد: «ساعت ۳ صبح چرا باید پشت خط بمانیم؟ جان ما در خطر بود.» در ادامه، احساس تنهایی «مریم» حتی پس از رفتن دزدها هم ادامه داشت؛ او انتظار داشت تا پلیس جویای حالشان شود، اما خبری نشد. با این حال، «پلیس تورنتو» روایت متفاوتی دارد.
سخنگوی پلیس میگوید که مأموران تنها دو دقیقه بعد از وصل شدن تماس اعزام شدند و سریعاً خود را رساندند، اما سارقان فرزتر بودند. با وجود این توضیحات و پیشنهاد خدمات حمایتی از سوی پلیس، جای خالی امنیت و آرامش در این خانه همچنان حس میشود. همچنین در حال حاضر ردی از سارقان پیدا نشده است.
ماجرای سرقت مسلحانه از خانه «مریم علوینسب»، فراتر از دزدیده شدن طلا و پول، روایتی تلخ از فروپاشی احساس امنیت در قلب «تورنتو» است. این شهروند ایرانی که هفت سال پیش به امید یافتن آرامش و محیطی بهتر برای فرزندانش رنج مهاجرت را به جان خریده بود، حالا با واقعیتی خشن روبرو شده است.
او تصمیم گرفته خانهای را که با هزار امید و آرزو ساخته بود ترک کند. تصمیمی که نشان میدهد آسیبهای روانی چنین حوادثی، بسیار سنگینتر از خسارتهای مالی است.
در نهایت، در حالی که پلیس بر ادامه تحقیقات تأکید دارد، این پرونده لایههای پنهانی از ضعف سیستمهای امدادی را نمایان کرده است. سوالات بیپاسخ درباره تأخیر در پاسخگویی اپراتورهای اضطراری و گلایه قربانیان از رها شدن پس از حادثه، موضوعی است که اعتماد عمومی به ساختارهای امنیتی شهر را خدشهدار کرده است.