
شفاآنلاین »سلامت بیش از یک میلیارد نفر در جهان با درد طاقتفرسای میگرن زندگی میکنند، بیماری عصبیای که میتواند کیفیت زندگی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد و فعالیتهای روزمره را مختل کنداما درسالهای اخیر،تحقیقات علمی مسیرهای تازهای برای درمان این بیماری ارائه کرده است؛ از داروهای هدفمند تا تحریک عصبی بادستگاههای نوین،اکنون بیماران گزینههای متنوعی برای مقابله با میگرن دراختیار دارند.
به گزارش شفاآنلاین مگان دنیلز، ۳۵ ساله و وکیل اهل لیورپول، هر روز صبح در فاصله بین مسواکزدن و مراقبت از پوست، در آینه گردن خود را ماساژ میدهد. او از دستگاهی کوچک شبیه بیسیم استفاده میکند که کمی پایینتر از فک حرکت میکند تا حس سوزنسوزن شدن ایجاد شود و گوشه لب او کمی به پایین کشیده شود. او در رابطه با استفاده از این دستگاه میگوید: «خیلی آرامشبخش است، انگار موجهایی به مغزم میفرستد». او این ماساژ را دوباره در وقت ناهار و شب انجام میدهد. دستگاه او از ویژگی نورومدولیشن برخوردار است و با ارسال پالسهای الکتریکی، اعصاب صورت و سر را تحریک میکند. خودش میگوید: «گاهی حس میکنم یک جور خلسه به من دست میدهد.»
با وجود شیوع گسترده، علت دقیق میگرن هنوز برای دانشمندان یک معماست. این بیماری نهتنها با سردردهای شدید، بلکه با علائمی مانند تهوع، حساسیت به نور و صدا، اختلال تعادل و هالههای دیداری یا آئورا همراه است. محققان با بررسی مسیرهای عصبی و مولکولی توانستهاند گامهای مهمی در شناخت بیماری بردارند و درمانهای تازهای ارائه دهند.
نارایان کیسون، متخصص مغز و اعصاب در کلینیک مایو،میگوید: «درمان میگرن الان بسیار پیشرفته است. وقتی ۱۰سال پیش کارم را شروع کردم، گزینههای محدودی برای بیماران وجود داشت اما اکنون ابزارها و روشهای درمانی متنوعی در دسترس است.»
با این حال، درمان میگرن هنوز پیچیده است. این بیماری دومین علت ناتوانی در جهان محسوب میشود و تجربه آن برای هر فرد متفاوت است. درد معمولا یکطرفه و تپنده، سوزشی یا کوبنده است، برخی بیماران تهوع و حساسیت شدید به نور و صدا دارند و حدود ۲۵درصد هاله دیداری را تجربه میکنند. سهچهارم بیماران میگرنی زنان هستند و کودکان نیز میتوانند آن را تجربه کنند که اغلب در آنها به شکل درد شدید معده بروز میکند.
هر بیمار تجربه متفاوتی دارد و همین تنوع، درمان را دشوار میکند. برخی با داروهای ساده مانند پاراستامول یا ایبوپروفن بهسرعت تسکین مییابند، در حالی که برخی دیگر مجبورند چندین دارو را امتحان کنند بدون اینکه نتیجه بگیرند.
مشکل دیگر این است که مصرف بیش از حد مسکنها میتواند سردرد را بدتر کند (سردرد ناشی از مصرف دارو) و حملات میگرن میتوانند با گذر زمان از حالت زمانبندی شده (اپیزودیک) به وضعیتی مزمن تبدیل شوند. اپیزودیک یعنی کمتر از ۱۵ بار سردرد در ماه و مزمن بیش از ۱۵ بار. به همین دلیل، بسیاری از بیماران ترجیح میدهند داروهایی داشته باشند که از وقوع حمله جلوگیری کنند، نه فقط در حین آن درمان کنند.
در دهه ۱۹۹۰ دانشمندان دریافتند خون بیماران میگرنی سرشار از پروتئینهای CGRP است که فعالیت نورونها را افزایش میدهند و حساسیت آنها را بالا میبرند. هرچند خود CGRP علت اصلی بیماری نیست اما مسدود کردن CGRP میتواند حمله را کاهش دهد و حساسیت نورونی را دوباره تنظیم کند.
در بازار وجود دارد؛ برخی با آنتیبادیها CGRP راخنثی میکنند و برخی مانع تحریک نورونها میشوند. مطالعهها نشان داده ۷۰ درصد بیماران پس از یک سال درمان، تعداد حملاتشان ۷۵ درصد کاهش یافته و ۲۳ درصد حملاتشان کاملا قطع شده است.با این حال، این داروها معجزهگر نیستند و میانگین کاهش فقط ۱.۵روز سردرد در ماه است. برخی بیماران، مانند دنیلز پس از چند ماه دوباره دچار حملات شدید میشوند، بهویژه اگر مبتلا به میگرن وستیبولار باشند که تعادل آنها را نیز مختل میکند.
یکی از کشفیات جالب، استفاده از بوتاکس است؛ مادهای که معمولا برای زیبایی به کار میرود اما تزریق آن میتواند تعداد حملات میگرن را کاهش دهد. پزشکان معمولا ۲۵ تا ۳۳ تزریق در نواحی سر و گردن انجام میدهند و اثربخشی آنها به حدی است که برخی بیماران کاهش ۵۰ درصدی یا بیشتر را در دفعات میگرن تجربه میکنند.
همچنین دستگاههای نورومدولیشن با پالسهای الکتریکی یا مغناطیسی، مسیرهای درد را بازتنظیم میکنند. این دستگاهها شامل ماساژ گردن، الکترود روی پیشانی یا حتی ابزارهایی هستند که از طریق بینی وارد میشوند و با لرزش، درد را کاهش میدهند. دنیلز دستگاه خود را برای پیشگیری و توقف حمله روزانه استفاده میکند و تجربه او نشان میدهد که ترکیبی از دارو، دستگاههای الکتریکی و تغییر سبک زندگی، اثر چشمگیری دارد.
در موارد شدید، برخی بیماران حتی الکترودهای ایمپلنتی دریافت کردهاند تا عصبهای پس سری را تحریک کنند، هرچند این روش پیچیده و با عوارض بالقوه همراه است.
پژوهشگران روی سایر پپتیدها (مولکولهای کوچک اما قدرتمندی که از واحدهای کوتاه اسیدهای آمینه تشکیل میشوند) مانند PACAP و VIP نیز مطالعه میکنند تا مسیرهای جدید درمانی شناسایی شود. این پپتیدها که روی نورونها اثر میگذارند، میتوانند در شروع یا توقف حمله میگرن نقش داشته باشند. بسیاری از داروهای مبتنی بر پپتید علاوه بر توقف حمله، قابلیت پیشگیری از وقوع آن را نیز دارند و به این ترتیب ابزارهای درمانی بیماران گستردهتر شده است.
متخصصان معتقدند هیچ درمان واحدی برای میگرن وجود ندارد. پیتر گودزبی از دانشگاه کینگز لندن میگوید: «میگرن مثل یک قفسه کتاب است؛ داروهای کلاسیک، مدرن و نورومدولیشن روی قفسهها هستند. ابتدا باید بفهمیم بیمار روی کدام قفسه است تا درمان مناسب را انتخاب کنیم.»
رفتارهای مرتبط با سبک زندگی، رواندرمانی، مدیتیشن و ورزش، بخشی از درمان جامع میگرن محسوب میشوند. دنیلز نیز فیزیوتراپی، مراقبت روانی، ورزش روزانه و مدیتیشن را در برنامه خود دارد و میگوید هیچ روش منفردی به تنهایی مؤثر نبوده است: «همه اینها قطعات یک پازل هستند.»
با ترکیبی از داروهای هدفمند، نورومدولیشن و تغییر سبک زندگی، بیماران میتوانند امیدوار باشند که کنترل بیشتری بر بیماری خود داشته باشند. پیشرفتهای علمی نه تنها درمان حمله را هدف قرار میدهند، بلکه با پیشگیری از حملات آینده، کیفیت زندگی بیماران را بهبود میبخشند.
میگرن هنوز یک بیماری پیچیده و شخصی است، اما ترکیب علم مولکولی، تکنولوژیهای تحریک عصبی و مدیریت سبک زندگی نشان میدهد که بیماران دیگر تنها رنج نمیبرند و افقهای درمانی جدیدی پیش روی آنها گشوده شده است.