
شفاآنلاین »جامعه» این صحنه را تصور کنید: سارا، دختری ۱۴ساله، سه ساعت است در اتاقش را بسته. او نه مشق مینویسد، نه با دوستانش حرف میزند. تنها فعالیتش این است: گرفتن سلفی، اعمال فیلتر «گلشیفته» (فیلتری که چشمها را درشتتر، پوست را بینقص و چانه را نوکتیز میکند)، پاک کردن عکس، دوباره گرفتن و تکرار این حلقه بیپایان. مادرش نگران پشت در میایستد و نمیداند این «اعتیاد جدید» از کجا آمده است. آنچه مادر نمیداند این است: سارا نه در حال بازی که در حال جنگ برای هویت خود است. این مقاله نشان میدهد فیلترهای زیبایی تنها یک تفریح ساده نیستند، بلکه ابزار قدرتمند بازتعریف هویت هستند. ما امروز درباره بحرانی خاموش صحبت میکنیم که دختران نوجوان ما را احاطه کرده است.
به گزارش شفاآنلاین خودپنداره همان قصری است که هر نوجوان در ذهنش برای «خودش» میسازد. هر آجر این قصر، یک بازخورد است: وقتی پدر میگوید «چه دختر درسخوانی!»، وقتی معلم مینویسد «خلاق»، وقتی دوستش میگوید «چشمهایت قشنگ است». این قصر تا پیش از عصر دیجیتال، عمدتاً با مصالح واقعی ساخته میشد، اما اکنون، شبکههای اجتماعی یک کارخانه تولید آجرهای تقلبی راه انداختهاند. فیلتر زیبایی، یک آجر طلایی و درخشان است که روی آن نوشته شده: «تو میتوانی این باشی!» و نوجوان بیخبر از تقلبی بودن مصالح، شروع میکند به جایگزین کردن آجرهای واقعی با این آجرهای دروغین. پرستو، دانشآموز ۱۵سالهای از اندیشه، در دنیای واقعی «کتابباز» و «خوشحرف» شناخته میشود، اما در اینستاگرام، او «پرستوی خوشتیپ» است! فیلتری که استخوانهای گونه را برجسته و فک را مربعی میکند، او را شبیه مدلهای خارجی کرده است. مشکل کجاست؟ مغز پرستو به تدریج «پرستوی خوشتیپ» را بیشتر باور میکند. وقتی در میهمانی خانوادگی، عمه میگوید «چه عینک قشنگی!»، پرستو به جای لذت بردن از تعریف، فکر میکند: «ای کاش میگفت چه فک زیبایی داری!» این تضاد هویتی همان بمب ساعتی است که با اضطراب و افسردگی منفجر میشود.
نکته کلیدی که باید برجسته کرد: فیلترهای زیبایی به شیوهای طراحی شدهاند که سیستم پاداش مغز را هدف میگیرند. وقتی نوجوانی عکس فیلترشده خود را پست میکند و لایک میگیرد، مغز او دوپامین ترشح میکند. دوپامین همان ماده شیمیایی است که با خوردن شکلات یا برنده شدن در بازی آزاد میشود، اما اینجا یک فریب بزرگ وجود دارد: مغز به تدریج یاد میگیرد برای دریافت پاداش (تأیید اجتماعی)، باید ظاهر واقعی خود را پنهان کند. این دقیقاً شبیه مکانیسم اعتیاد است؛ نیاز به ماده بیشتر برای رسیدن به همان لذت اولیه، به همین دلیل است که نوجوانان به فیلترهای قویتر، ویرایشهای پیچیدهتر و در نهایت، نفرت از صورت واقعی خود روی میآورند. این سناریو را تصور کنید: به شما یک آیینه جادویی داده میشود که هر وقت در آن نگاه میکنید، شما را ۲۰درصد لاغرتر، پوست صافتر و جوانتر نشان میدهد. پس از یک ماه استفاده روزانه، به شما گفته میشود که باید آیینه واقعی را جایگزین کنید. آیا میتوانید بدون احساس ناراحتی، به آیینه واقعی نگاه کنید؟ این دقیقاً کاری است که فیلترها با ذهن نوجوانان میکنند.
مغز نوجوان مانند خودرویی است که موتور آن (سیستم لیمبیک، مرکز هیجانات) فوقالعاده قوی است، اما ترمزها (قشر پیشپیشانی، مرکز قضاوت و کنترل) هنوز کاملاً رشد نکردهاند، به همین دلیل تأیید فوری (لایک، کامنت) مانند بنزین برای این موتور پرقدرت است و انتقاد یا بیتوجهی مانند ترمزگیری ناگهانی است که میتواند به واژگونی منجر شود. دختران نوجوان به دلیل جامعهپذیری جنسیتی که بر ظاهر آنان تأکید بیشتری دارد، در معرض خطر بیشتری هستند. تحقیقات در مدارس نشان میدهد دختران به طور متوسط سه برابر پسران وقت صرف ویرایش عکسهای سلفی میکنند. معلمی در یک مدرسه غیرانتفاعی گزارش میدهد: «دختران کلاس نهم یک چالش راه انداخته بودند: کی میتونه با فیلتر x بیشتر شبیه فلان سلبریتی بشه؟ دختری که به صورت طبیعی زیبا بود، اما در این چالش برنده نمیشد، به شدت اعتمادبهنفسش را از دست داد و حتی یک هفته به مدرسه نیامد.
تأثیر فیلترها یک طیف است: در انتهای خفیف آن نارضایتی موقت از ظاهر، در وسط طیف کاهش عملکرد روزانه و در انتهای شدید آن اختلال خودزشتپنداری بدن قرار دارد. فرد مبتلا به خودزشتپنداری، اشتغال ذهنی وسواسی با یک نقص خیالی یا جزئی در ظاهر دارد. مطابق تحقیقات مرکز مشاوره دانشگاه خوارزمی کرج، ۳۰درصد مراجعات نوجوانان دختر در سال گذشته، مربوط به نارضایتی شدید از ظاهر بوده است که ۱۵درصد معیارهای اولیه را نشان میدادند. «رؤیا» دختر ۱۷سالهای، به دلیل «بینی بزرگ» (که کاملاً طبیعی بود) از رفتن به کنکور خودداری کرد. او شش ساعت در روز را صرف بررسی عکسهای آنجلینا جولی و مقایسه بینی خود با او میکرد. این یک نمونه کلاسیک از تخریب زندگی از سوی یک فکر تحریفشده است. جراحان پلاستیک گزارش میدهند که نوجوانان با عکسهای فیلترشده به مطب مراجعه میکنند و میگویند: «میخواهم دقیقاً شبیه این عکس بشوم.» متأسفانه برخی خانوادهها به دلیل فشار اجتماعی یا ناآگاهی، هزینههایی گزاف را برای این جراحیها میپردازند.
راهکار هوشمندانه برای خانوادهها، همدلی فعال و گفتوگوی راهبردی است. پنج گام عملی برای والدین عبارتند از: اول، گام آشتی با آیینه: یعنی یک شب در هفته را «شب زیبایی واقعی» بنامید. بدون آرایش، بدون فیلتر، کنار هم عکس بگیرید و درباره ویژگیهای منحصربهفرد چهره هر فرد صحبت کنید. دوم، گام آگاهیبخشی: باهم یک مستند درباره فتوشاپ و فیلترها ببینید. وقتی فناوری رمزگشایی شود، جادویش را از دست میدهد. سوم، گام بازتعریف زیبایی: در بازدیدهای خانوادگی از مکانهای تاریخی درباره معیارهای زیبایی در گذشته صحبت کنید. چهارم، گام قدرتبخشی: به جای تمرکز بر ظاهر، سه مهارت را در دخترتان تقویت کنید: مهارت مالی، مهارت کلامی و مهارت فنی. هر مهارت جدید، یک ستون جدید برای قصر هویت او میسازد. پنجم، گام مداخله حرفهای: اگر نشانههای شدید دیدید از مراکز مشاوره معتبر در استان کمک بگیرید.
مدارس نیز میتوانند محیط آموزشی را به «پناهگاه هویت» تبدیل کنند. پروژه پیشنهادی شامل کارگاه «من واقعی» در درس هنر یا اجتماعی است که در آن دانشآموزان یک کلاژ از خود واقعی درست میکنند، همچنین دعوت از زنان موفق که نه درباره ظاهر، بلکه درباره شکستها، تلاشها و موفقیتهای واقعیشان صحبت کنند و ایجاد فضای امن با قرار دادن «صندوق دغدغه» در مدرسه. صداوسیما میتواند برنامهای با مشارکت نوجوانان تولید کند که «پشت صحنه» زیبایی مجازی را نشان دهد. درج هشدار سلامت روان روی اپلیکیشنهای پرطرفدار ایرانی، مشابه هشدار روی بستههای سیگار نیز میتواند اثرگذار باشد: استفاده مکرر از فیلترهای تغییر چهره میتواند به نارضایتی از بدن و اضطراب اجتماعی منجر شود.
دختران نوجوان ایران، در خط مقدم یک جنگ شناختی قرار گرفتهاند. جنگ بین «خود واقعی» و «خود ایدهآل غیرواقعی». فیلترهای زیبایی سلاح این جنگ هستند، اما امید وجود دارد. هویت یک دژ محکم است که میتوان آن را بازسازی کرد. کلید این بازسازی، جایگزینی گفتوگوی انتقادی به جای پذیرش کورکورانه است. تصور کنید دختر نوجوانی که به جای گرفتن سلفی، در حال یادگیری یک ساز سنتی در فرهنگسرای کرج است. دختری که به جای جستوجوی «آخرین فیلتر» در حال پژوهش درباره تاریخچه باغهای تاریخی استانش است. این دختر، در حال ساختن هویتی است که ریشه در واقعیت دارد، نه در سراب. وظیفه ماست: ساختن دنیایی که در آن، زیباترین فیلتر برای یک دختر نوجوان، نور اعتمادبهنفس در چشمانش باشد، نه یک افکت دیجیتال روی صورتش./جوان