کد خبر: ۳۶۶۳۵۱
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۴ - ۰۸ شهريور ۱۴۰۴ - 2025August 30
عباس عبدي

اسير گذشته نباشيم

رفتن به گذشته براي قضاوت كردن و محكوم و حاكم كردن اين و آن است و چون دادگاه رسيدگي به گذشته فاقد آيين دادرسي و قضات مستقل است، هيچ‌گاه پرونده‌هاي آن بسته نمي‌شود، فرصتي براي ورود به آينده پيش نمي‌آيد.

شفاآنلاین»عمومی» پس از جنگ اخير محتواهاي گوناگوني توليد شد تا به مردم آموزش داده شود كه چگونه تاب‌آور شوند و آن را حفظ كنند. يكي از نمونه‌هاي خوب آن سخنراني دكتر مكري با عنوان «چه كساني در بحران‌ها نمي‌شكنند؟» است. گرچه مخاطب و هدف اصلي اين توليدات آموزشي مردم به معناي عموم هستند ولي اگر مسوولان نيز وقت بگذارند و آن را گوش كنند حتما بهره فراوان خواهند برد؛ به ويژه اينكه تاب‌آوري مسوولان مي‌تواند به تاب‌آوري كشور منجر شود و برعكس. يكي از نكات جالب آن تفاوت در نگاه وضعيت با طرح دو پرسش چرا؟ و چه؟ است. اين تفاوت را من در قالب دو رويكرد گذشته‌نگر و آينده‌نگر توصيف كرده‌ام. اينكه ما هميشه دنبال اين هستيم كه ببينيم چرا به نقطه كنوني رسيده‌ايم؟ منطق آن هم روشن است. گذشته چراغ راه آينده است. ولي در اجراي اين كار كه درست هم هست مرتكب چند خطا مي‌شويم. اول اينكه در عمل در گذشته مي‌مانيم و فراموش مي‌كنيم كه فهم آن را براي ساختن آينده‌اي بهتر مي‌خواستيم و درك ما از گذشته به تنهايي دردي را درمان نمي‌كند.

در واقع گذشته انتها ندارد مثل اقيانوسي است كه هر چه فرو برويم به كف آن نمي‌رسيم و به جايي مي‌رسيم كه ديگر توان نفس كشيدن و بازگشت هم نداريم. خطاي ديگر اين است كه رفتن به گذشته براي قضاوت كردن و محكوم و حاكم كردن اين و آن است و چون دادگاه رسيدگي به گذشته فاقد آيين دادرسي و قضات مستقل است، هيچ‌گاه پرونده‌هاي آن بسته نمي‌شود، فرصتي براي ورود به آينده پيش نمي‌آيد.

نمونه اخير آن و در شرايطي كه اكنون با فعال شدن بند اسنپ‌بك مواجهيم دنبال مقصريابي از بند مزبور هستند تا او را دادگاهي كنند! كساني كه خودشان ۶ قطعنامه قبلي را در دامن ايران گذاشتند. فرد مطلعي هم نوشته بود كه ۶ قطعنامه عليه ايران صادر كردند و كسي مسووليت آنها را نمي‌پذيرد حالا دنبال مسوول پيدا كردن براي بازگشت آنها هستند. اين يعني نه مي‌خواهيم و نه مي‌توانيم از اين وضعيت عبور كنيم. اكنون وقت پرسيدن «چه» بايد كرد است. اينكه مكرر گفته مي‌شود، اروپا صلاحيت حقوقي و سياسي و اخلاقي را براي احياي مكانيسم ماشه ندارد يا براي گفت‌وگوهاي غيرمستقيم با امريكا صرفا در حوزه هسته‌اي و مشروط بر پذيرش حق غني‌سازي و عدم حمله نظامي امريكا به ايران هنگام مذاكرات آماده‌ايم؛ مساله‌اي را حل نمي‌كند. در واقع به زبان ديگري مي‌گوييم اسنپ‌بك را فعال كنيد، ما آماده‌ايم. تا اينجا هم مساله‌اي نيست. پرسش اين است كه بعدش چه خواهيد كرد؟ اينكه برخي افراد در سيما مي‌آيند و غيرمسوولانه مي‌گويند اجرايي شدن اسنپ‌بك فرقي با الان ندارد و از تحريم‌هاي امريكا بدتر نيست، يادآور همان گزاره‌هاي مشهور قبلي است كه قطعنامه‌ها را كاغذپاره مي‌دانست.

چه بايد كرد؟ اولين كار بايد مديريت پرونده هسته‌اي متمركز و روشن و هماهنگ باشد. در واقع وفاق درون ساختاري در اين مساله بايد صد درصدي باشد. اجازه خرابكاري هم به مجلس و افراد بي‌مسووليت داده نشود. كوچك‌ترين اختلاف درون ساختاري مساله‌ساز است. دومين كار بايد ابتكار و ايده‌هاي روشني و رو به آينده داشت و آنها را روي ميز گذاشت. اسير ذهنيت‌هاي گذشته شدن و يك پا بودن مرغ سياست ايران، فاجعه‌بار خواهد بود. سياست متصلب پيشاپيش شكست خورده است.

وضعيت كنوني ايران تهديدآميز و خطرناك است ولي به همان اندازه فرصت مناسبي براي انجام تغييراتي است كه اميد را در دل جامعه ايراني دوباره زنده كند. تغييراتي كه مثل گذشته ابتر و متناقض نباشد كه در نهايت، چوب تغييرات را بخوريم ولي از نان آن محروم شويم.

با توجه به اينكه ارايه هر پيشنهادي مستلزم داشتن اطلاعات دقيق و تسلط كارشناسي است، لذا صلاحيت دادن چنين پيشنهادي را ندارم و معتقدم كه اغلب افراد عادي هم فاقد اين صلاحيت هستند و بهتر است از ورود به جزييات پرهيز كنند. ولي ما انتظاراتي هم داريم اينكه شعارهاي بي‌اثر ندهيد. براي مصالحه جهت منافع ملي كه بزرگ‌ترين فضيلت و وطيفه سياستمدار است، آماده‌ باشيد. بدانيم كه عيار افراد و حكومت‌ها در نحوه مواجهه آنها هنگام شكست و ضعف و هنگامي كه شرايط عليه او است، معلوم مي‌شود و نه در زماني كه دنيا به كام است. اين عيار است كه تضمين‌كننده تاب‌آوري يك فرد يا سيستم است. اصراري به تعليق يا ادامه غني‌سازي، مذاكره يا عدم مذاكره مستقيم يا غيرمستقيم ندارم. اينها فرع بر نتيجه است. ولي اسير گذشته نبايد شد. نگاه به آينده و تامين منافع مردم و كشور و ايجاد اميد بر اسير خيالات شدن مقدم است. هيچ پيش‌فرضي در برابر اين هدف اعتبار و تقدسي ندارد.

نظرات بینندگان