شفاآنلاین »جامعه» قیمت مواد غذایی در کشور بهقدری افزایش یافته که خرید کردن دیگر نه صرفا یک تصمیم ساده بلکه به امری لوکس برای اغلب خانوارها تبدیل شده است. آمارهای تازه مرکز آمار ایران درباره نرخ تورم محصولات غذایی نسبت به سال گذشته، رکوردی نگرانکننده را ثبت کرده؛ رکوردی که بیش از آنکه فقط از گرانی حکایت داشته باشد واقعیت سفرههای کوچک شده خانوار ایرانی را عیان کرده است. براساس این آمار، نرخ تورم نقطهبهنقطه برای کل سبد مصرفکننده در دیماه ۱۴۰۴ به حدود ۶۰درصد رسیده است؛ بدین معنا که خانوارها برای خرید همان سبد کالایی که در دیماه ۱۴۰۳ تهیه میکردند اکنون باید حدود ۶۰درصد هزینه بیشتری بپردازند. از سوی دیگر عدم همخوانی رشد دستمزدها با نرخ تورم، معیشت جامعه را در سراشیبی سقوط قرار داده و موجب حذف اقلام زیادی از سفره خانوار شده است.
به گزارش شفاآنلاین کارشناسان اقتصادی معتقدند که تداوم این وضعیت، آسیبهای جدی به معیشت مردم وارد میکند. همچنین متخصصان تغذیه هشدار میدهند که گرانی بیمحابای مواد غذایی، بسیاری از اقلام اساسی را از سبد مصرف خانوار حذف کرده و خانوادهها را از دریافت مواد مغذی و پروتئینهای ضروری محروم میکند؛ مسالهای که میتواند در آیندهای نهچندان دور سلامت جامعه را با تهدیدهای جدی و افزایش بیماریهای مختلف مواجه کند. در چنین شرایطی که آژیر قرمز معیشت به صدا درآمده، اقدام موثری را از سوی مسوولان برای بهبود قدرت خرید و وضعیت معیشتی مردم شاهد نیستیم.
به این قیمتها توجه کنید: گوشت گوساله در هر کیلو متغیر بین ۵۲۰ تا ۵۹۰هزار تومان؛ گوشت چرخ کرده مخلوط در هر کیلوگرم متغیر بین ۲۷۵ تا ۴۷۰هزار تومان؛ گوشت مرغ در هر کیلوگرم ۸۶هزار و ۸۰۰ تومان؛ ماهی قزلآلا در هر کیلوگرم متغیر بین ۱۸۹ تا ۲۱۰هزار تومان؛ تخممرغ ۳۰ عددی شانهای ۹۹هزار تومان؛ کره ۱۰۰گرمی قالبی ۵۲ تا ۶۰هزار تومان؛ شیر بطری پرچرب ۳۲هزار تومان؛ قند ۷۰۰ گرمی ۴۵هزارو ۹۰۰ تومان؛ قیمت چای معطر بسته به برند بین ۲۳۵ تا ۳۴۹هزار تومان؛ ماکارونی ۷۰۰گرمی ۳۳هزار تومان؛ رب گوجهفرنگی ۸۰۰گرمی ۵۹ تا ۶۷هزار تومان؛ پنیر سفید ۴۰۰گرمی متغیر بین ۶۵ تا ۷۰هزار تومان؛ برنجهاشمی در هر کیلوگرم ۱۲۵هزار تومان؛ تنماهی ۸۷هزار تومان؛ لوبیا قرمز بستهبندی فروشگاهی ۹۰۰گرمی ۱۸۵هزارو ۹۰۰تومان و روغن ۵/۱لیتری سرخکردنی ۹۱هزارو ۹۰۰تومان. قیمت تمامی این اقلام مربوط به دیماه ۱۴۰۳ است.
حال به این قیمتها توجه کنید: گوشت گوساله در هر کیلوگرم متغیر بین یکمیلیون و ۳۹۷هزار تومان تا یکمیلیون و ۷۵۰هزار تومان؛ گوشت چرخ کرده در هر کیلوگرم متغیر بین ۷۸۰ تا ۸۴۰هزار تومان؛ گوشت مرغ در هر کیلوگرم ۱۹۹هزارو ۸۰۰ تومان؛ ماهی قزلآلا در هر کیلوگرم ۴۵۰هزار تومان؛ تخممرغ ۳۰ عددی شانهای ۳۴۹هزار تومان؛ کره ۱۰۰گرمی قالبی ۷۳ تا ۷۶هزار تومان؛ شیر بطری پرچرب ۷۶هزار تومان؛ قند ۷۰۰گرمی ۱۰۳هزار تومان؛ چای معطر بسته به برند ۴۰۲ تا ۵۰۲هزار تومان؛ ماکارونی ۷۰۰گرمی ۵۷هزار تومان؛ رب گوجهفرنگی ۸۰۰گرمی ۱۱۹هزارو ۹۰۰تومان؛ پنیر سفید ۴۰۰گرمی متغیر بین ۱۲۸ تا ۱۵۹هزار تومان؛ برنج هاشمی در هر کیلوگرم متغیر بین ۳۶۰ تا ۴۲۰هزار تومان؛ تنماهی متغیر بسته به برند بین ۱۳۸ تا ۱۷۰هزار تومان؛ لوبیا قرمز بستهبندی فروشگاهی ۹۰۰گرمی متغیر بین ۳۹۹ تا ۴۸۸هزار تومان و روغن ۵/۱ لیتری سرخکردنی ۴۲۳هزار تومان.
قیمت تمامی این اقلام مربوط به اوایل بهمنماه ۱۴۰۴ است. اکنون که با قیمتهای سال گذشته و سال جاری روبهرو شدید، سفره یک خانوار ایرانی ۳نفره را در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بررسی و مقایسه میکنیم.
با یک حساب سرانگشتی میتوان محاسبه کرد که یک خانوار سه نفره در سال گذشته برای تهیه یک سبد خرید، چه میزان هزینه میکرد و اکنون باید چقدر هزینه کند. اگر کمی قیمتها را بالا و پایین کنیم و اسرافی هم در کار نباشد، یک خانواده سهنفره برای خرید گوشت گوساله به مقدار ۲کیلوگرم، گوشت مرغ ۳ کیلوگرم، ماهی قزلآلا یککیلوگرم، یک شانه تخممرغ ۳۰ عددی، ۳عدد کره ۱۰۰گرمی، یک بطری شیر پرچرب، یک بسته قند ۷۰۰گرمی، یک بسته چای معطر، سهبسته ماکارونی ۷۰۰گرمی، دو بسته پنیر سفید ۴۰۰گرمی، ۵ کیلو برنج هاشمی، دو بسته تنماهی، دو بسته لوبیا قرمز ۹۰۰گرمی فروشگاهی و دو بطری روغن ۵/۱لیتری در سال ۱۴۰۳ بهطور میانگین باید مجموعا ۹۰۰/۰۱۳/۴میلیون تومان پرداخت میکرد اما برای تهیه همین سبد که تقریبا همه آن جزء اقلام ضروری و اساسی است باید بهطور میانگین چیزی حدود ۷۰۰/۸۵۷/۹میلیون تومان پرداخت کند.
از شواهد و قرائن پیداست که قیمتها به میزان قابلتوجهی افزایش یافته است. مقایسه این دو سبد خرید نشان میدهد که مجموع سبد خرید نسبت به سال گذشته تقریبا ۱۴۶درصد رشد داشته و بیشترین افزایش قیمت را در محصولاتی مانند گوشت گوساله، برنجهاشمی، روغن، تخممرغ، چای معطر، تنماهی و لوبیا (حبوبات) مشاهده میکنیم. آنچه از مقایسه این دو سبد خرید به دست میآید تصویری از سفره مردمی است که روزگاری عطر خوش غذاهایش به مشام میرسید اما اکنون چیزی جز حسرت و گرانی در آن دیده نمیشود.
کارشناسان تغذیه هشدار دادهاند که گرانیهای افسارگسیخته تبعات گستردهای برای سلامت جامعه دارد.
شهاب اولیایی، رژیمشناس و مشاور تغذیه در یادداشت پیشین خود برای «جهانصنعت» نوشته بود: حذف تدریجی مواد غذایی از سفره خانوار تاثیرات جدی بر سلامت عمومی دارد. به گفته متخصصان، یک رژیم غذایی مناسب باید سه ویژگی اصلی داشته باشد: تنوع، تعادل و تناسب. وجود این سه ویژگی نشاندهنده اصولی بودن رژیم غذایی است. تعادل یعنی مصرف متعادل همه گروههای غذایی: نان و غلات، گوشت و پروتئینها، لبنیات، میوهها، سبزیجات، روغنها و چربیهای مفید. حذف هر یک از این گروهها تعادل رژیم را برهم میزند.
حذف لبنیات باعث کاهش شدید دریافت کلسیم، فسفر، ویتامینها و پروتئینهای با ارزش زیستی بالا میشود. حذف گوشت موجب کاهش دریافت پروتئین با ارزش زیستی بالا، آهن، ویتامین B12 و سایر ریزمغذیها میشود. حذف میوهجات محدودیت شدید در دریافت ویتامینها، مواد معدنی و فیبر ایجاد میکند. حذف روغنهای مفید باعث عدم دریافت اسیدهای چرب ضروری میشود. حذف برنج کالری دریافتی را کاهش میدهد؛ اگرچه مصرف نان تا حدودی جبران میکند اما اصل تنوع غذایی مختل میشود. به طور خلاصه تخطی از هر یک از اصول تنوع، تعادل و تناسب منجر به عدم تعادل تغذیهای و سوءتغذیه میشود. حذف هر ماده غذایی سبب کمبود ریزمغذیها و درشتمغذیهای مربوطه میشود که پیامد آن برای سلامت، ابتلا به سوءتغذیه است.
اثرات سوءتغذیه نیز به سه دسته تقسیم میشود. در کوتاهمدت کاهش سیستم ایمنی، کاهش وزن و حجم عضله، خستگی مزمن، کاهش تمرکز و یادگیری، میانمدت ابتلا به بیماریهای عفونی، مشکلات چشمی مانند شبکوری، توقف رشد، اختلال در رشد، ریزش مو، نقص عملکرد مغز و مشکلات هورمونی و بلندمدت اختلال رشد مانند کوتاهقدی یا ابتلا به پوکی استخوان در سنین پایین که در برخی موارد اثرات نسلی دارد.
اولین نشانههای علائم سوءتغذیه بسته به نوع آن (انرژی، پروتئین، انرژی-پروتئین، ریزمغذیها) متفاوت است اما به طور کلی شامل کاهش وزن، کاهش حجم عضله، خستگی مداوم، ضعف، ابتلای مکرر به بیماریهای عفونی، کاهش تمرکز و یادگیری، خلق پایین و افسردگی است. در صورت ادامه، بیماریها و مشکلات جدیتر بروز میکنند.
گروههای آسیبپذیر این بحران کودکان، زنان باردار، سالمندان و افراد ناتوان هستند که بیشترین آسیب را از سوءتغذیه ناشی از کاهش قدرت خرید و تورم تجربه میکنند. کودکان به دلیل رشد ناقص سیستم ایمنی، زنان باردار به علت نیازهای افزوده و سالمندان به دلیل کاهش توانایی جسمی و مالی در معرض بیشترین خطر هستند. همچنین پیامد جایگزینی مواد غذایی نیز قابل تامل است. وقتی خانوادهها مجبور به جایگزینی مواد غذایی میشوند یا با فقر پنهان غذایی مواجه هستند به سمت موادغذایی ارزان و پرکالری میروند و کیفیت تغذیه کاهش مییابد. ممکن است کالری کافی دریافت شود اما اگر ریزمغذیها برای عملکرد صحیح بدن تامین نشود، به سوءتغذیه در میانمدت و بلندمدت منجر میشود.
این مساله پیامد بلندمدت برای کودکان را نیز داراست. کاهش کیفیت غذا در بلندمدت میتواند به افت رشد جسمی و ذهنی کودکان منجر شود. کمبود ریزمغذیها و پروتئینها در پنج سال اول زندگی باعث کاهش رشد مغز، اختلال در یادگیری و حافظه و کاهش ضریبهوشی میشود. املاح و ویتامینهایی مانند آهن، روی، اسیدهای چرب، ویتامینهای گروه B و ید در این زمینه بسیار موثر هستند.
در واکنش به تورم سرسامآور مواد غذایی، یکی از شهروندان در گفتوگو با «جهانصنعت» بیان کرد: از سال گذشته تاکنون سفره ما روزبهروز «آب» میرود و کسی کاری انجام نمیدهد. چند سالی هست که با گرانی دست به یقه شدیم و این مساله فقط مربوط به امسال نیست اما حالا گرانی بهقدری بالا رفته که خرید کردن به یک اقدام ترسناک تبدیل شده است. چند ماهی میشود که هربار برای خرید به فروشگاه میروم مجبورم با ماشینحساب تلفنهمراه، قیمتها را جمع و تفریق کنم تا مبادا از دخل و خرجم بالاتر رود. به جرات میگویم اگر سال گذشته میتوانستم حداقل یک تا دو کیلوگرم گوشت بخرم، اکنون پنج ماهی است که سفره ما «رنگ گوشت» را به خود ندیده است. مجبورم برای کاهش هزینهها برخی اقلام مانند گوشت، کره و حتی برنج را حذف کنم. اگر هر ماه یک گونی برنج میخریدم، حالا هر سه یا چهارماه یک گونی میخرم. این شرایط انصاف نیست و بیش از اینکه تلخ باشد، خندهدار است. نه کسی نظارتی دارد و نه اقدامی انجام میدهد.
روزگاری سفره ایرانیان شهره عام و خاص بود و به زیبایی شهرت داشت اما اکنون که به آن نگاه میکنیم، چیزی جز اندوه و حسرت دیده نمیشود. روزی عطر برنج دمکشیده، خورشهای رنگین، صدای «جلز و ولز» کباب داغ و عطر پونه و دوغ محلی در هر مهمانی به مشام میرسید. حال همه اینها از سفره مردم پر زده و جای آن را نان خالی، پنیر نصفونیمه و اگر کفاف دهد، چند عدد تخممرغ گرفته است. میترسم که اگر این شرایط ادامه یابد حتی همین چند قلم نیز از سفرهها حذف شود و حتی نان خالی هم به آرزو تبدیل شود.