کد خبر: ۳۷۳۴۶۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۱ - ۲۹ دی ۱۴۰۴ - 2026January 19

سرگذشت تاسف‌بار دختر ۳۱ساله افغانستانی

دختر جوانی با مراجعه به پلیس از پسری شکایت کرد که با حیله‌گری به او دست‌درازی کرده و بعد هم او را از خود رانده و به او تهمت زده بود.

شفاآنلاین »حادثه» دختر ۳۱ساله افغانستانی درباره سرگذشت تاسف‌بار خود به کارشناس اجتماعی کلانتری گلشهر مشهد گفت: پدر و مادر پیرم بیمار هستند و من و برادر کوچک‌‎ترم هنوز ازدواج نکرده‌ایم. من بعد از آنکه در کلاس اول دبیرستان ترک تحصیل کردم، در یک کارگاه تولید نبات مشغول به کار شدم و در فضای مجازی نیز با برخی از پسران جوان ارتباط پیامکی برقرار می‌کردم.

به گزارش شفاآنلاین حدود یک سال قبل با پسری به نام قدیر آشنا شدم و پس از مدتی پیامک بازی قرار ملاقات گذاشتیم، اما بعد از گذشت حدود یک سال از این روابط پنهانی خیلی از قدیر دلزده شدم چون پسر بی‌‎خودی بود. حرف‌هایی را که اول آشنایی می‌زد، نادیده می‌گرفت و رفتار مناسبی نداشت. به همین خاطر در حالی با قدیر ارتباطم را قطع کردم که یکی از دوستانش با من در فضای مجازی تماس گرفت. او هم در محله ما سکونت داشت و از هموطنانم بود. «م» در پیامک‌هایش ادعا می‌کرد قدیر پسر خوبی نیست و به درد من نمی‌خورد.

با حرف‌های عاشقانه «م» من هم به او دل باختم و از یک ماه قبل با هم وارد رابطه غیراخلاقی شدیم. او کارگاه خیاطی داشت و من پنهانی به کارگاه او می‌رفتم تا این که «م» از من خواست یکی از کارت‌های بانکیم را در اختیارش بگذارم که بتواند در بازار فعالیت کند. از سوی دیگر هم من سیم‌کارتی را که به نام خودم بود، به او دادم تا به پیامک‌های بانکی هم دسترسی داشته باشد.

یک روز وقتی او با توسل به حیله و نیرنگ از من سوءاستفاده کرد، با سر و صدا مدعی شد که من دختر خوبی نیستم و به درد یکدیگر نمی‌خوریم، چراکه او شماره تلفن‌هایی را در سیم‌کارت هدیه دیده بود که من قبلا با افراد دیگری پیامک‌بازی کرده بودم.

هرچه با التماس گریه کردم و گفتم من فقط با تو ارتباط غیراخلاقی داشتم، باور نکرد و مرا در حالی از خودش راند که برادرم نیز ماجرا را فهمید و مرا تهدید به قتل کرد. من هم از ترس دوباره به کارگاه «م» رفتم تا به او اثبات کنم که من دختر هرزه‌ای نبودم و نیستم، ولی او که در طول همین یک ماه هستیم را به تباهی کشانده است، حتی در کارگاه را هم باز نکرد. به ناچار به کلانتری آمدم تا شاید راهی برای ازدواج با «م»پیدا کنم.

در پی اظهارات تاسف‌بار این دختر جوان تبعه خارجی اقدامات مشاوره‌ای با دستور سرهنگ ابراهیم عربخانی (رئیس کلانتری گلشهر) برای پیگیری‌های قانونی در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری آغاز شد تا سرنوشت این دختر به هوس‌های شیطانی گره نخورد.

نظرات بینندگان