
شفاآنلاین »جامعه» تشنجها و ناآراميهاي دو هفته پيش نبايد اتفاق ميافتاد و آن همه خسارتهاي مادي و معنوي و انساني متوجه كشور ميشد.
شايد به جز تحريكات خارجي كه ناجوانمردانه و مداخلهجويانه انجام ميشود ما گرفتار بيهمزباني شدهايم و سخن هيچ كس به گوش هيچ كس نميرسد! اگر چنين شده باشد منشأ مشكلات كشور از همين جاست.
«هر كه او از همزباني شد جدا/ بيزبان شد گرچه دارد صد نوا...»
چنانچه در كشور ما باب گفتوگوي موثر و سازنده مضيق شده باشد و خيرخواهي و خردمندي امكان سرايت و پذيرش خود را از دست داده باشد فقير شدهايم و همه ثروتهاي عالم به كارمان نخواهند آمد.
نوشتن را چه سود در حالي كه طي ناآراميهاي اخير هموطنان بسياري آسيب ديدند.
همه تلاش دلسوزان كشور اين بود كه چنين روزهاي تلخ و غمباري را نبينيم. بدون شك ميشد با اغتنام انواع فرصتها زمينه تحرك بيگانگان را گرفت و از بروز آن همه حادثههاي جانكاه جلوگيري كرد. جمع كردن بحران و حتي حل كردن بحران هرگز به پاي جلوگيري از بحران نميرسد. هنر بزرگ و بيبديل سياستمداران اين است كه زمينههاي به وجود آمدن بحرانها را بشناسند و علاج پيش از واقعه كنند. ما همه مقصريم و هركس به ميزان تاثيري كه در امور دارد، ميتوانست بهتر عمل كند تا اين همه ابتلا پديد نيايد.
به جرات ميتوان گفت كه اگر استانداردهاي انتخابات رياستجمهوري سال ۱۴۰۳ بالاتر ميرفت و پيام تاثير و تعيينكنندگي راي مردم به جامعه منتقل ميشد، تحصيل راي پرشمار مردم جلوی تحميل جنگ ۱۲ روزه را ميگرفت. اگر ميهندوستي و مسووليتشناسي مردم در جريان جنگ اسراييل و امريكا عليه ايران و پس از آن پاسخ شايسته و عملي دريافت ميكرد طمع ايرانستيزان براي آزمودن دوباره بخت خود زايل ميشد.
آفند و پدافند جانانه فرزندان ملت در نيروهاي مسلح، بيرونيترين لايه دفاعي كشور است ولي دفاع اصلي از دلهاي مردم شروع ميشود. جلب رضايت عميق مردم چنان بنيان مرصوصي ميسازد كه سيلهاي هجومي را پس ميزند و امنيت را همهجانبه و هميشگي ميكند. با اينكه در جريان اعتراضات اوليه خشم و عصبانيت هم بود ولي نهايت اقدام عملي افراد عادي در واژگوني و آتش زدن سطلهاي زباله خلاصه ميشد. قاطعانه ميتوان گفت تا زماني كه نيروهاي سازمانيافته سوار موج اعتراضات نشدند آشوب و اغتشاشي نبود و خسارتهاي بزرگي پديد نيامد و رفتار بسياري از معترضان مدني بود. متاسفانه در كنار دردهاي زمينهاي و خودمحوريها و خطاها و عدم اتكا به خردجمعي و اهمالهاي فاحش طي ۶ ماه گذشته، برخي از مخالفان و منتقدان هم از تشديد عصبانيتها پرهيز همهجانبهاي نكردند. وقتي از در و ديوار شهر سيل عظيمي از مخالفتها و تنديها و افراطگرايي و نااميدسازي جامعه جريان مييابد و دهها شبكه ماهوارهاي بدون انقطاع ذهن و روان خلايق را بمباران ميكنند و رسانه ملي در اضعف حالت خود جز تكرار كليشهها و چهرهها و برنامههاي خود، كاري نميكند از روزگار پر آشوب چه انتظاري ميتوان داشت؟ در واقع همه مقصريم چون بيش از تحمل جامعه يكي جفا كرد و ديگري از جيب مردم قصر ساخت، سومي بر سفره بودجه عمومي نشست و آن ديگر چنان به مقابله برخواست و آشكارا راهي جز ويراني همه چيز به مردم نشان نداد. همه ما مستحق سرزنشيم و اين مردمند كه گناهي ندارند و تحملشان به معجزه شباهت دارد. كدام ايراني شرافتمند است كه شهرهاي كوچك و بزرگ را آنچنان در آتش ببيند و خون نگريد؟ بدون ترديد باز هم اين مردم بودند كه همچنان به تماميت ارضي پايبند ماندند و اگر آگاهي و مسووليتشناسي آنان و فرزندان خدومشان نبود چه بسا همه چيز از دست ميرفت و بيگانگان خاطرههاي موحشي چون هجوم مغول را زنده ميكردند.
ما سيلي بيدارباش خورديم تا قدر و قيمت مردم خود را بدانيم و دريابيم كه زمان براي جاري شدن اراده اكثريت مردم در همه امور كشور تنگ است. از بيگانگان عنود انتظاري جز كارشكني و فشار بر مردم و تحريك جوانان و تيره كردن فضاي كشور نيست؛ اين ما هستيم كه بايد به اصول اخلاقي و مردمنوازي و آگاهي و كارآمدي بازگرديم. مردم اصل و اساس كشورند و بايد محور همه تصميمها باشند كه در اين صورت همه مشكلات رو به رفع ميروند.