
شفاآنلاین »جامعه» اصالت سود و سرمایه سالاری زمانی که به عنوان یک ایدئولوژی و راهبرد قالب در فضای حکمرانی یک جامعه سایه افکند مظاهر آن نیز به اشکال مختلف خودنمایی میکند. گزارش پیشرو درباره این موضوع است که چگونه غولهای فناوری در کشورهای غربی برای سود بیشتر سلامت روان دختران و پایههای مردم سالاری را قربانی میکنند.
به گزارش شفاآنلاین دختران نوجوان که از شبکههای مجازی به ویژه اینستاگرام استفاده میکنند، پیش از آنکه متوجه شوند ویدئوهای یک دقیقهای چه بلایی بر سر مغز آنها میآورد خود را درگیر انطباق با فضایی میکنند که انتهایی برای آن متصور نیست.
کانال فارس پلاس در اینباره نوشت: در یک خانه اجارهای و روی میزی کوچک، لپتاپی روشن است که رازی بزرگ را در خود جای داده است. صفحه نمایش تصویری را نشان میدهد که قرار بود برای همیشه در آرشیوهای مخفی شرکت فیسبوک باقی بماند. روی یکی از این اسلایدها جملهای نوشته شده که لرزه بر اندام هر شنوندهای میاندازد.
در این سند داخلی آمده که این شرکت میداند باعث بدتر شدن مشکلات تصویر بدنی برای ۳۳ درصد از دختران نوجوان میشود. این جمله ادعای یک دشمن یا منتقد خارجی نیست، بلکه نتیجه مستقیم تحقیقات خود شرکت در سال ۲۰۱۹ است.
در آن زمان این ابرقدرت دنیای فناوری هنوز نام خود را تغییر نداده بود و همه آن را با نام فیسبوک میشناختند. فرانسس هاوگن مهندس داده و مدیر محصول سابق این شرکت بود که تصمیم گرفت این حقایق را افشا کند.
او این اسناد را از پشت دیوارهای شیشهای دره سیلیکون بیرون کشید تا به دست افکار عمومی برساند.
سود تجاری بر سلامت کاربران اولویت مییابد
ماجرا از سال ۲۰۱۸ شروع شد، زمانی که مارک زاکربرگ تغییری بزرگ در نحوه عملکرد برنامههای خود اعلام کرد. هدف این بود که کاربران تعاملات معنادارتری داشته باشند و بیشتر با هم گفتوگو کنند، اما تیمهای فنی متوجه شدند که این تغییرات باعث نمایش بیشتر محتوای خشمآلود و تفرقهانگیز میشود، چراکه این نوع مطالب باعث میشود کاربران مدت زمان بیشتری را در این شبکه اجتماعی سپری کنند.
تحقیقات داخلی نشان داد که الگوریتمها آگاهانه محتوای قطبیکننده را برای جلب توجه بیشتر برجسته میکنند. این کار اگرچه باعث افزایش درآمد شرکت میشد، اما هزینههای سنگین اجتماعی و روانی به همراه داشت. برای مثال استفاده مداوم از اینستاگرام باعث افزایش اضطراب و نارضایتی در میان بخش بزرگی از دختران جوان شده بود. مدیران ارشد شرکت کاملاً از این گزارشها باخبر بودند و نمیتوانستند مدعی بیاطلاعی از این بحران شوند.
مهندس داده به افشاگری بزرگ تبدیل میشود
فرانسس هاوگن در سال ۲۰۱۹ با کولهباری از تجربه در شرکتهایی مثل گوگل و پینترست به فیسبوک پیوست. او در ابتدا تصور میکرد که میتواند با تکیه بر تحلیل دادهها سیستم را از داخل اصلاح کند، اما خیلی زود متوجه شد که پیشنهادات فنی برای کاهش آسیبها با مخالفت مدیران روبهرو میشود. در واقع هر تغییری که باعث کاهش رشد کاربر یا افت درآمد میشد به سرعت متوقف میگشت.
در بهار سال ۲۰۲۱ این مهندس متعهد تصمیم نهایی خود را برای خروج از شرکت گرفت. او پیش از رفتن شروع به جمعآوری هزاران صفحه از گزارشها و یادداشتهای داخلی شرکت کرد. او میدانست که انتشار این مدارک میتواند زندگی حرفهای و امنیت شخصی او را به خطر بیندازد. با این حال هاوگن ترجیح داد تا حقیقت را فدای امنیت شغلی خود در یکی از بزرگترین شرکتهای جهان نکند.
امنیت جامعه قربانی مدل کسبوکار میشود
بررسی اسناد نشان داد که اقدامات ایمنی فیسبوک اغلب فقط در زمانهای بحرانی فعال میشده است. مثلاً در جریان انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۲۰ تنظیمات سختگیرانهای برای جلوگیری از اخبار دروغ اجرا شد، اما به محض پایان یافتن فضای بحرانی این تنظیمات دوباره به حالت قبل برگشتند تا ترافیک سایت کم نشود.
این موضوع ثابت میکرد که امنیت کاربران تا جایی اهمیت دارد که به سودآوری شرکت لطمه نزند.
در واقع یک چرخه معیوب در این شرکتهای فناوری وجود دارد که بر پایه جذب حداکثری نگاهها طراحی شده است.
هرچه درگیری کاربر با محتوا بیشتر باشد زمان حضور او و در نتیجه درآمد تبلیغاتی شرکت بالاتر میرود. بنابراین کاهش محتوای جنجالی حتی اگر به نفع جامعه باشد یک ریسک بزرگ تجاری محسوب میشود.
این تضاد منافع باعث شده تا اصلاحات بنیادین همیشه در اولویتهای آخر مدیران قرار داشته باشد.
سنای امریکا میزبان شهادت تاریخی میشود
در سپتامبر ۲۰۲۱ روزنامه والاستریت ژورنال با انتشار مجموعهای به نام پروندههای فیسبوک جهان را تکان داد. این گزارشها مستقیماً براساس همان اسنادی بود که هاوگن به طور مخفیانه از شرکت خارج کرده بود. مدت کوتاهی بعد این زن شجاع در برنامه تلویزیونی ۶۰دقیقه حاضر شد و هویت خود را فاش کرد. او سپس در ۵ اکتبر ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره رفت تا در برابر نمایندگان سنای امریکا شهادت دهد.
او در مقابل دوربینهای جهانی اعلام کرد که این شرکت آگاهانه به کودکان و نوجوانان آسیب میزند.
هاوگن تأکید کرد که محصولات این شرکت باعث تضعیف مردمسالاری و ایجاد تفرقه در جوامع مختلف میشود. این سخنان باعث شد تا بحثهای داغی در سراسر جهان درباره لزوم نظارت قانونی بر اینترنت شکل بگیرد. حتی در اروپا و بریتانیا نیز مقامات ارشد خواستار توضیحات بیشتر از سوی مدیران این شرکت شدند.
نام شرکت تغییر میکند، اما پرسشها باقی میمانند
در واکنش به این فشارها شرکت فیسبوک نام خود را به متا تغییر داد تا از زیر سایه این بحران خارج شود. آنها ادعا کردند که مبالغ کلانی را برای امنیت و پژوهش در حوزه سلامت روان هزینه کردهاند، اما ناظران میپرسند اگر آنها از سالها پیش میدانستند چرا اینقدر دیر دست به کار شدند. افشاگری هاوگن ثابت کرد که آسیبهای فضای مجازی نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه یک ساختار آگاهانه است.
این گزارشها نشان داد که شرکتهای بزرگ فناوری دیگر نمیتوانند پشت شعارهای زیبا پنهان شوند.
وقتی اسناد داخلی با واقعیتهای بیرونی همخوانی دارد مسئولیتپذیری شرکتها دوچندان میشود. اکنون این سؤال مطرح است که آیا قوانین فعلی برای مهار قدرت این غولهای دیجیتال کافی است. جامعه جهانی به این نتیجه رسیده که نمیتوان سرنوشت مردمسالاری را به دست الگوریتمهای سودمحور سپرد.