شفاآنلاین »حادثه» اولین سرقت از خانه یک پزشک و متخصص معروف قلب و عروق در تهران حدود 6 سال قبل و در سال 98 رخ داد. وی که از مسافرت به خانهاش برگشته و متوجه سرقت شده بود موضوع را به پلیس خبر داد. بررسیها نشان میداد سارقان با شیوه بالکن رویی وارد خانهاش شده و طلا، جواهرات و سکههایش را به سرقت بردهاند. تحقیقات در این رابطه ادامه داشت اما ردی از سارقان بدست نیامد. دوربینهای مداربسته محل زندگی دکتر میانسال نشان میداد که سارقان دو مرد هستند که نقاب به چهره داشته و پس از سرقت از محل متواری شده بودند.
دومین سرقت
به گزارش شفاآنلاین در حالی که بررسیها برای شناسایی سارقان ادامه داشت اما هیچ ردی از آنها به دست نیامد تا اینکه با گذشت 6 سال از این ماجرا دکتر معروف بار دیگر قدم در اداره آگاهی گذاشت و اینبار از سرقت کلکسیون سلاح، چاقوها و دوربینهایش خبر داد. گزارش این سرقت به بازپرس خاکزاد اعلام شد و کارآگاهان پلیس وارد عمل شدند. در این سرقت هم، سارقان از پنجره وارد خانه شده و سناریوی سرقت را رقم زده بودند.
در ادامه تحقیقات این احتمال از سوی بازپرس دادسرای ویژه سرقت مطرح شد که سارقان، کلکسیون سرقتی را برای فروش در فضای مجازی قرار دهند، کارآگاهان به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ویژه سرقت به رصد فضای مجازی پرداخته و با آگهی فروش اسلحه 600 میلیون تومانی مواجه شدند.
مأموران به عنوان خریدار با فروشنده اسلحه قرار گذاشته و او را سر قرار بازداشت کردند. با دستگیری متهم، سایر اعضای باند سرقت نیز شناسایی و بازداشت شدند. متهمان در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفته و تحقیقات دررابطه با شناسایی سایر جرایم احتمالی آنها ادامه دارد.
میهمانی دردسر ساز
پژمان که سال 92 به اتهام سرقت منزل بازداشت شده و چند سال بعد پس از تحمل حبس آزاد شده بود درباره راز این سرقت بزرگ گفت: «وقتی از زندان آزاد شدم در شرکتی به عنوان راننده مشغول به کار شدم. اما شرکت در یک میهمانی، باعث شد توبهام را بشکنم و دوباره وارد کار خلاف شوم. در آن میهمانی با دوستانم جمع شده بودیم که یکی از آنها گفت حدود 8 سال قبل از خانه یک پزشک سرقت کرده بودند اما در خانه با کلکسیونی از چاقو، سلاح و دوربینهای نفیس روبهرو شدند با این حال فقط سکه ودلارهای آقای دکتر را سرقت کرده بودند.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
من عاشق سلاح بودم و زمانی که ماجرای کلکسیون دکتر را شنیدم وسوسه شدم تا سرقت کنم. موضوع را با سه نفر از دوستانم مطرح کردم و برای سرقت وارد عمل شدیم. چند روزی خانه دکتر و رفت و آمدهای او را زیر نظر گرفتیم و ساعت 10 و نیم روز حادثه که مطمئن بودیم دکتر به مطبش رفته و خانه نیست، از طریق پنجره خانهاش که در طبقه اول بود، به کمک دوستانم وارد خانه شدم و در را باز کردم تا دو نفر دیگر از همدستانم وارد شوند. بعد هم در عرض یک ربع شایدم کمتر کلکسیون سلاح و چاقو و دوربین را برداشتیم و از خانه خارج شدیم.
چه شد که آگهی فروش در فضای مجازی گذاشتید؟
وسوسه شدیم. ارزش کلکسیونی که ما سرقت کرده بودیم خیلی بالا بود.
چقدر سرقت کردید؟
به غیر از طلا و دلارها، حدود 30 میلیارد تومان اسلحه، چاقو و دوربین نفیس و عتیقه سرقت کردیم.
سارقانی که سال 98 خانه دکتر را سرقت کردند دستگیر شدهاند؟
من اطلاعات آنها را به افسر پروندهام دادم و تصور میکنم که بازداشت شده باشند.