کد خبر: ۳۷۳۷۳۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۵ - ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - 2026January 25
سعید خادمی

حلقه گمشده امید در جامعه

در فضای رسانه‌ای امروز، روابط عمومی‌ها دیگر نمی‌توانند نقش سنتی خود را حفظ کنند. مسئله فقط انتقال پیام نیست؛ مسئله این است که چه کسی روایت می‌کند و چه کسی صرفاً شنونده است.

شفاآنلاین »جامعه»اعتماد اجتماعی محصول دستور، اطلاعیه یا حتی عملکرد فنیِ صرف نیست. اعتماد، زمانی شکل می‌گیرد که میان تجربه زیسته مردم و روایت رسمی از واقعیت اجتماعی، هم‌پوشانی ایجاد شود. در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین دلایل فرسایش اعتماد، نه فقدان اقدام، بلکه ناتوانی در روایت‌کردن واقعیت‌ها به شکلی قابل لمس و مشارکتی بوده است.

 در فضای رسانه‌ای امروز، روابط عمومی‌ها دیگر نمی‌توانند نقش سنتی خود را حفظ کنند. مسئله فقط انتقال پیام نیست؛ مسئله این است که چه کسی روایت می‌کند و چه کسی صرفاً شنونده است. جامعه‌ای که در آن مردم فقط مصرف‌کننده روایت‌های رسمی باشند، به‌تدریج احساس حذف‌شدگی از فرآیند حکمرانی پیدا می‌کند. این احساس، حتی پیش از ناکارآمدی‌های واقعی، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند. روایت عمومی، نقطه اتصال روابط عمومی و حکمرانی مشارکتی است. در حکمرانی مدرن، مشارکت صرفاً به رأی‌دادن یا همراهی نمادین محدود نمی‌شود؛ مشارکت یعنی امکان دیده‌شدن، شنیده‌شدن و روایت‌کردن.

 مردم باید بتوانند تجربه‌های خود از سیاست‌ها، خدمات و مسائل اجتماعی را به بخشی از روایت رسمی تبدیل کنند. این روایت الزاماً مثبت یا بی‌چالش نیست، اما واقعی است و همین واقع‌بودن، شرط اعتماد است. در این چارچوب، روابط عمومی‌ها وظیفه‌ای فراتر از دفاع از سازمان دارند. آنها باید تسهیلگر روایت عمومی باشند؛ یعنی فضا، ابزار و چارچوبی فراهم کنند که مردم بتوانند در فرآیند اطلاع‌رسانی و معنا‌سازی اجتماعی مشارکت کنند. روابط عمومی‌ای که از مشارکت مردم در روایت می‌ترسد، ناخواسته به تعمیق شکاف ادراکی کمک می‌کند. پویش «سلام محله» سازمان بهزیستی را می‌توان در همین بستر تحلیل کرد.

 اهمیت این پویش صرفاً در داوطلبانه‌بودن آن نیست، بلکه در بازگرداندن روایت اجتماعی به سطح محله است؛ جایی که مسائل اجتماعی نه در قالب آمار، بلکه در زندگی روزمره تجربه می‌شوند. محله، نقطه تلاقی سیاست اجتماعی و زیست واقعی مردم است و هر روایتی که از آنجا برخیزد، قابلیت اثرگذاری بیشتری دارد. مشارکت مردم در روایتگری محله‌محور، دو پیامد همزمان دارد: از یک‌سو احساس حضور در حکمرانی را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، به نهاد‌ها امکان می‌دهد تصویر دقیق‌تری از واقعیت اجتماعی داشته باشند. این رابطه دوطرفه، پیش‌شرط رضایت اجتماعی است.

بدون آن، حتی سیاست‌های درست نیز با بی‌اعتمادی مواجه می‌شوند. در نهایت، باید پذیرفت که اعتماد اجتماعی بدون روایت عمومی بازسازی نمی‌شود. شفافیت و پاسخگویی لازمند، اما کافی نیستند. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند روایت آنها، بخشی از روایت جامعه است. روابط عمومی‌های روایت‌محور، اگر بتوانند این احساس را ایجاد کنند، به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های بازسازی امید و سرمایه اجتماعی تبدیل خواهند شد.

مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور

نظرات بینندگان