
شفاآنلاین »اقتصاد» دولت در میانه تورم لجامگسیخته و رکود فرساینده با ادبیاتی پرزرقوبرق از «طرح جامع حمایتی با هدف تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم» رونمایی میکند. آنچه اما در عمل به مردم میرسد، رقمی حدود یکمیلیون تومان یارانه است؛ عددی که نه جامع است، نه تضمین میآورد و نه نسبتی با واقعیت معیشت جامعه دارد.
سوال روشن است: آیا با هویج یارانه میتوان چماق گرانی را مهار کرد؟
در اقتصادی که قیمت اقلام اساسی طی یکسال بعضا دو برابر شده، سبد حداقلی معیشت از توان حقوقبگیران خارج است و دستمزدها سالهاست از تورم عقب ماندهاند، یارانه یکمیلیونی نه سیاست اقتصادی است و نه راهحل اجتماعی بلکه وصلهای تبلیغاتی بر زخمی عمیق است.
دولت بهجای مهار ریشهای تورم، اصلاح ساختار بودجه، بستن منافذ رانت و برقراری عدالت در توزیع منابع، سادهترین مسیر را انتخاب کرده است؛ پرداخت نقدی محدود و انتظار سکوت اجتماعی.
این همان الگوی آشنای «هویج و چماق» است: چماق گرانی و آزادسازی قیمتها از یکسو و هویج یارانه برای خرید زمان از سوی دیگر.
جامعه بهویژه جوانان اما دیگر با این فرمول همراه نمیشوند. جوانی که شغل پایدار ندارد، ازدواج و مسکن برایش به رویا تبدیل شده و آینده را مبهم میبیند، با یارانهای که حتی هزینه چند روز خوراک را پوشش نمیدهد، نه قانع میشود و نه امیدوار.
امنیت غذایی با عددسازی و بیانیه محقق نمیشود. امنیت غذایی یعنی ثبات قیمت، قدرت خرید پایدار و اطمینان به فردا.
یارانهای که هر ماه زیر تیغ تورم آب میشود، نه امنیت میسازد و نه کرامت بلکه فقر را عادی و وابستگی را نهادینه میکند.
خطر اصلی آنجاست که ناتوانی در مهار گرانی پشت عنوان «طرح جامع حمایتی» پنهان و اعتماد عمومی قربانی مدیریت کوتاهمدت میشود.
جامعهای که فشار را واقعی و پاسخ را نمایشی ببیند، از تحمل عبور میکند و به بیاعتمادی مزمن میرسد؛ نقطهای که هیچ بسته یارانهای قادر به ترمیم آن نیست.
جمعبندی روشن است: هویج یارانه اگر در کنار اصلاح واقعی اقتصاد نباشد نهتنها چماق گرانی را خنثی نمیکند بلکه آن را مشروع جلوه میدهد. مردمی که هر روز سفرهشان کوچکتر میشود، بهخوبی میدانند که معیشت با شعار سیر نمیشود.