شفاآنلاین»سلامت» ویتامینهای گروه B یا همان B-Complex مجموعهای از هشت ریزمغذی ضروری هستند که نقش مهمی در سلامت مغز، قلب و عروق، و حتی پیشگیری از برخی بیماریهای مزمن ایفا میکنند. پژوهشهای اخیر دانشگاه تافتس نشان میدهد کمبود برخی از این ویتامینها، بهویژه B12، فولات (B9) و B6، میتواند روند زوال شناختی و بروز زوال عقل را تسریع کند، در حالیکه مصرف کافی آنها قادر است این روند را کند نماید. همچنین شواهدی وجود دارد که ویتامینهای گروه B در کاهش التهاب مزمن، کنترل فشار خون در افراد خاص، و کاهش خطر سکته مغزی مؤثر هستند. این یافتهها تأکید میکنند که تشخیص و درمان بهموقع کمبود ویتامینهای B میتواند یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین راهکارها برای حفظ سلامت شناختی و قلبی–عروقی در دوران سالمندی باشد.
به گزارش شفاآنلاین پژوهشگران دانشگاه تافتس (Tufts) گزارش دادهاند که هشت ریزمغذی کلیدی از خانواده ویتامینهای گروه B میتوانند در ابتلا یا پیشگیری از بیماریهایی مانند زوال عقل، بیماریهای قلبی–عروقی و سایر مشکلات مزمن نقش اساسی ایفا کنند.
ویتامینهای گروه B که با عنوان B-complex نیز شناخته میشوند، مجموعهای متشکل از هشت ویتامین ضروریاند. تحقیقات نشان داده است که این ویتامینها در فرآیندهای مختلف بدن از جمله عملکرد مغزی، سلامت قلب، بهبود پس از جراحی بایپس معده، پیشگیری از نقصهای مادرزادی لوله عصبی و حتی در کاهش یا افزایش ریسک برخی سرطانها مؤثر هستند.
دکتر جوئل میسون، متخصص گوارش و پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات تغذیه و پیری دانشگاه تافتس، توضیح میدهد:
«مطالعه ویتامینهای B به صورت جداگانه دشوار است، زیرا چهار مورد از آنها همواره با هم بهعنوان همعوامل (co-factors) در واکنشهای حیاتی سلولی شرکت میکنند؛ فرآیندی که ما آن را متابولیسم تککربنی (one-carbon metabolism) مینامیم.»
این مسیرهای متابولیکی برای ساخت DNA، پردازش اسیدهای آمینه و بسیاری فعالیتهای حیاتی دیگر ضروریاند. به همین دلیل، ویتامینهای گروه B نهتنها برای سلامت انسان غیرقابل جایگزیناند، بلکه ارزیابی نقش هرکدام بهصورت مستقل نیز بسیار پیچیده است.
یکی از حوزههای مهم تحقیق، ارتباط میان ویتامینهای B و عملکرد شناختی است. با افزایش سن، بهویژه در بازهی سنی ۷۵ تا ۸۰ سال، حدود ۴۰ درصد افراد توانایی جذب B12 از غذا را از دست میدهند. این کمبود، مستقیماً سلامت اعصاب (بهخصوص در مغز و نخاع) را تهدید کرده و خطر زوال عقل را افزایش میدهد.
برای مدتها پزشکان تصور میکردند اندازهگیری سطح B12 در خون کافی است، اما شواهد نشان میدهد بسیاری از سالمندانی که در محدوده «طبیعی پایین» قرار دارند، همچنان دچار آسیبهای عصبی ناشی از کمبود این ویتامین میشوند.
دکتر اروین اچ. روزنبرگ، استاد برجسته بازنشسته دانشگاه تافتس، تأکید میکند:
«نقش کمبود B12 در زوال شناختی و بیماریهای عروقی مرتبط با زوال عقل کمتر از آن چیزی است که باید، تشخیص داده و گزارش شده است. ما سالها همه انواع اختلالات مغزی را زیر عنوان آلزایمر خلاصه کردهایم و این باعث شده اهمیت تغذیه و سلامت عروق مغزی در حفظ عملکرد شناختی نادیده گرفته شود.»
بهطور سنتی، بیماری آلزایمر به تجمع پروتئینهای آمیلوئید و تاو در مغز نسبت داده میشود. اما روزنبرگ توضیح میدهد که بیماریهای عروقی مغزی، که میتوانند بهطور مستقیم تحتتأثیر کمبود ویتامینهای B قرار گیرند، به مراتب نقش پررنگتری در بروز زوال عقل دارند.
یکی از چالشها در شناسایی کمبود B12، ناکافی بودن آزمایشهای مرسوم است. دکتر پل ژاک، استاد دانشگاه تافتس، میگوید:
«حدود ۸۰ درصد B12 موجود در خون غیرفعال است، بنابراین آزمایش ساده سطح B12 گمراهکننده است.»
او تأکید میکند که باید علاوه بر B12، دو شاخص دیگر هم بررسی شوند:
آزمون MMA: میزان اسید متیلمالونیک را اندازه میگیرد؛ افزایش آن حتی در کمبود خفیف B12 نشانه خطر است.
آزمون هموسیستئین: اگر تنها هموسیستئین بالا باشد، کمبود فولات مطرح است. اگر هر دو (MMA و هموسیستئین) بالا باشند، بهاحتمال زیاد کمبود B12 علت اصلی است.
این آزمایشها میتوانند علل برگشتپذیر زوال شناختی را آشکار کنند. به گفته روزنبرگ:
«برخلاف داروهای بسیار گران ضد آمیلوئید که هنوز شواهد محکمی درباره تأثیرشان نداریم، درمان کمبود B12 در مراحل اولیه میتواند روند زوال را واقعاً کند کند.»
دادههای حاصل از «مطالعه قلب فرامینگهام» و پژوهشهای جدیدتر مانند VITACOG و FACT نشان دادهاند که مصرف مکملهای B میتواند سرعت کوچکشدن مغز را کاهش داده و عملکرد شناختی را بهبود دهد.
در حال حاضر، ژاک و همکارانش در حال تحلیل دادههای ۲۵۰۰ فرد میانسال و سالمند از مطالعه فرامینگهام هستند تا ببینند آیا کمبود B12 واقعاً با زوال عقل و آلزایمر مرتبط است یا خیر.
فولات یا B9 نیز نقشی دوگانه در این ماجرا دارد. در دهه ۱۹۵۰، کمخونیها با اسید فولیک (شکل مصنوعی فولات) درمان میشدند. اما بعداً مشخص شد که این کار میتواند کمبود B12 را پنهان کرده یا حتی تشدید کند. امروز پژوهشها بر این متمرکز است که سطح بالای فولات چه اثری بر شکل فعال B12 یعنی holoTC دارد.
ویتامینهای گروه B در پیشگیری از بیماری قلبی و سکته نیز مورد توجهاند:
ریبوفلاوین (B2) میتواند در افراد با ژن خاص MTHFR فشار خون را کاهش دهد.
B6، B12 و فولات در حذف هموسیستئین نقش دارند و همین میتواند خطر سکته را کاهش دهد (هرچند تأثیرشان بر حمله قلبی چندان اثبات نشده).
نیاسین (B3) قادر است کلسترول بد (LDL) را کاهش و کلسترول خوب (HDL) را افزایش دهد، اما به دلیل عوارضی مثل «گرگرفتگی شدید» کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
یکی از امیدبخشترین یافتههای اخیر، ارتباط ویتامین B6 با کاهش التهاب مزمن است. از آنجا که التهاب زمینهساز بسیاری از بیماریها (از قلبی–عروقی گرفته تا دیابت و زوال عقل) محسوب میشود، پژوهشگران معتقدند مصرف کنترلشده مکمل B6 میتواند در آینده نقش مهمی ایفا کند. البته مصرف بیش از حد آن میتواند سمی باشد، بنابراین نیازمند نظارت پزشکی است.
این مقاله نشان میدهد که ویتامینهای گروه B، بهویژه B12، فولات و B6، علاوه بر نقش حیاتی در متابولیسم سلولی، میتوانند تأثیر چشمگیری در پیشگیری یا کند کردن روند بیماریهای شایعی چون زوال عقل، سکته و بیماریهای قلبی داشته باشند.